لشکر مورچگان

شک نداشت کابوس دیشبش به آن دو قطعه قبری مربوط میشد که داوود خریده بود. سرش به شدت درد میکرد. ساعت از یازده گذشته بود. یلدا و داوود خانه نبودند. سعی کرد کابوس دیشبش را به خاطر بیاورد…
ادبیات، جامعه، سیاست

شک نداشت کابوس دیشبش به آن دو قطعه قبری مربوط میشد که داوود خریده بود. سرش به شدت درد میکرد. ساعت از یازده گذشته بود. یلدا و داوود خانه نبودند. سعی کرد کابوس دیشبش را به خاطر بیاورد…