
آیا همذاتپنداری با تبهکارانِ خیالی بد است؟
اینکه شبیهِ کسی باشید که شخصیتی منفی یا خائن دارد یا بهنوعی آدمِ بدیست، ناخوشایند است، چون این سوال را در ما برمیانگیزد که: چرا من باید شبیه او باشم؟

اینکه شبیهِ کسی باشید که شخصیتی منفی یا خائن دارد یا بهنوعی آدمِ بدیست، ناخوشایند است، چون این سوال را در ما برمیانگیزد که: چرا من باید شبیه او باشم؟

نوستالژیْ حسِ محبوبیت، امنیت، و ارتباط با دیگران ایجاد میکند و میتواند الهامبخش و مایهٔ خوشبینی به آینده باشد، چون به ما کمک میکند چیزهای خوبی را دربارهٔ خودمان و دیگران به یاد آوریم.

آیا میدانید غم انگیزترین چیز در زندگی چیست؟ شاید فکر کنید که پیر شدن یا فرارسیدن مرگ ما باشد. اما نه. آن چیز اندوهی است که در پایان زندگی تجربه میکنیم، زمانی که در بستر مرگ دراز کشیدهایم و حسرت میخوریم که کاش طور دیگری زندگی میکردیم.

وقتی به یک زبان خارجی گوش میکنیم، ممکن است حروفی را بشنویم که در زبان مادریِ خودمان وجود نداشته باشد یا حتی هرگز شبیهِ آنها را نشنیده باشیم. اولینبار که چیزِ جدیدی به گوشمان میخورد، ممکن است به دلایلی برایمان جذاب یا ناخوشایند باشد.

علم روانشناسیْ وجههٔ بسیار روشنتری از ملالت را آشکار کرده است. محققان دریافتهاند که ملالتْ آدم را تشویق میکند به دنبال معنای زندگی برود، او را وادار به کاوشگری میکند، و به نوجویی سوق میدهد.

برنارد گرت نظریهپرداز اخلاقیات معتقد است آدم برای آنکه شاد باشد یا در زندگی کامیاب شود، لازم نیست اخلاقیات را رعایت کند. یعنی ممکن است کسی فاسد باشد، اما بههرحال کامیاب شود.

این احساس که حافظهٔ شما ضعیف است، شاید ناخوشایند یا حتی ترسناک باشد. و این مایهٔ تعجب نیست، چون حافظه، هویت ما را میسازد. تواناییِ تامل دربارهٔ گذشته و اشتراکگذاری آن، نقشی اساسی در هویت ما، روابط ما، و ظرفیت ما در تصور آینده دارد.

تاریخِ روانکاوی در مواجهه با مسئلۀ معلولیت ذهنی، بارها و بارها به ایدۀ مرگخواهی یا آرزوی مرگ رسیده است. ولی چه کسی برای چه کسی آرزوی مرگ میکند؟

«رایش سوم رویاها» تاریخچهای نامتعارف از دوران هیتلر است؛ در این کتاب شارلوت براد، خبرنگار یهودی، خوابهای یهودیان در دوران رایش سوم را جمعآوری کردهاند؛ خوابهایی عجیب که به نظر میرسد به شکلی غریب با وقایع همان زمان و یا فاجعههای که بعدها به وقوع پیوست ارتباط دارد.

بعضی آدمها از بقیه باهوشترند. تفاوتهای ثابت و آشکاری بین آدمها وجود دارد و تحقیقات نشان میدهد که دستاوردهای مهم زندگی با هوش ارتباط دارد؛ جالب خواهد بود که بتوانیم دلایل علمی این تفاوتهای فردی را کشف کنیم چرا که فهم سازوکارهای علمی هوش، به کاهش زوالِ ذهنی ما در دوران پیری کمک میکند.

دربارۀ فواید و مضراتِ باهمخوابیدن یا جداخوابیدن، بهتر است از علم کمک بگیریم. واقعیت این است که کسانی که با شریکِ جنسیشان میخوابند (درمقایسه با زوجهایی که این کار را نمیکنند) معمولا خوابِ بدتری را تجربه میکنند. مثلا، وقتی با کسی میخوابید که خُرناس میکشد، 50 درصدِ بدخوابیِ شما بهخاطرِ اوست.

آیا ما میتوانیم خلاقیت مان را افزایش دهیم؟ خلاقیت مطمئنا قابل توارث است مثل استعداد ریاضی یا موسیقی که در یک فامیل جریان دارد. اما آنطور که فهمیده شده؛ مغز انسان تغییر پذیر است، بطور دایم در حال آموزش و تغییر: در این صورت، آیا میتوانیم خلاق بودن را بر اساس تجربه بیاموزیم؟