
جعلِ عمیق و عواقب کمسوادی ما
ویدیوی آتشزدنِ قرآن به دست ژنرالی آمریکایی در افغانستان، حتی اگر جعلی باشد، بهراحتی میتواند آشوبی عظیم به پا کند. اما با تکنولوژیِ جعل عمیق، ما همواره در معرض چنین محتوای خطرناکی هستیم…

ویدیوی آتشزدنِ قرآن به دست ژنرالی آمریکایی در افغانستان، حتی اگر جعلی باشد، بهراحتی میتواند آشوبی عظیم به پا کند. اما با تکنولوژیِ جعل عمیق، ما همواره در معرض چنین محتوای خطرناکی هستیم…

هر چهقدر هم خود را زرنگ فرض کنیم، علمِ ما شدیدا محدود است و بهراحتی ممکن است بازندهٔ قمارِ زندگی باشیم. واقعیت این است که ما از استنتاج صحیح ساختار پیچیدهٔ جهان اجتماعی خودمان ناتوانیم…

رسانههای اجتماعی با توسل به مکانیسمهای راستیآزمایی یا بستنِ حساب کاربران، سعی در مهار اطلاعات غلط دارند. این اقدامات میتواند موثر باشد، اما درعینحال امکان مشارکت در گفتگو را از بسیاری از افراد میگیرد…

امسال صدمین سالگرد تولد ری هریهاوزن است. او جزو معدود کسانی بود که جانداران خیالی یا منقرضشده را بر پردهٔ سینما زنده کردند؛ او علم و هنر را به هم پیوند داد و الهامبخشِ بسیاری از دانشمندان و نسل بعدی فیلمسازان شد.

ما خیال میکنیم میتوانیم حیاتِ شهری را از محیطزیست تفکیک کنیم، و با سیمان و شیشه و فولاد، فضایی مجزا به اسم «شهر» جعل کنیم. ولی هربار که محیطزیست قدرتش را به رخِ ما میکشد، این دروغ آشکارتر میشود.

حسِ لامسه، اذهان و ابدانِ ما را به جهانِ اجتماعیِ اطرافمان پیوند میدهد. اگر لمسکردنْ به امر ممنوعه بدل شود، چه بر سرمان خواهد آمد؟

ما قدر برق را نمیدانیم، ولی در آستانهٔ انقلابی بزرگ در نحوهٔ تولید و دسترسیِ نیروی برق هستیم. در عصر دیجیتالْ انرژی برق برای هر چیزی، از ارتباطات تا حملونقل تا امنیت ملی، هر روز اهمیتی حیاتیتر مییابد.

این احساس که حافظهٔ شما ضعیف است، شاید ناخوشایند یا حتی ترسناک باشد. و این مایهٔ تعجب نیست، چون حافظه، هویت ما را میسازد. تواناییِ تامل دربارهٔ گذشته و اشتراکگذاری آن، نقشی اساسی در هویت ما، روابط ما، و ظرفیت ما در تصور آینده دارد.

مریخنوردِ پرسی حالا در پایگاه فضایی کندی قرار دارد و یک ماه دیگر پرتاب میشود. تیمِ فنی، آزمایشِ سفینه را تمام کرده و مرحلۀ تعبیۀ مریخنورد را در داخل سفینه آغاز کرده است. بهزودی این سفینه به سایت پرتابِ موشک ناسا منتقل شده و آنجا روی موشک اطلس ۵ سوار خواهد شد، تا موعدِ پرتابِ پرسی به مریخ فرا برسد.

«فرینولوژی» یا «جمجمهخوانی» چیزی شبیه کفخوانی است؛ جمجمهخوان با مطالعه برآمدگی و گودیهای جمجمه ویژگیهای یک فرد را تعریف میکند. امروزه برای ما جمجمهخوانی عملی باستانی و مربوط به ادوار تاریخ باستان است: جایی بینِ حجامت و اختراعِ دوچرخه. ما دوست داریم فکر کنیم که ارزشگذاریِ آدمها برمبنای اندازه و شکلِ کلۀ آنها، دیگر شیوهای کهنه و مردود است ولی جمجمهخوانی به شکلی مدرن دوباره بار دیگر سربرآورده است.

تولید فقط 40 گوشی موبایل، تقریبا یک گرم طلا نیاز دارد، که تقریبا معادل استخراجِ یک تن سنگ معدن است. باتوجه به اینکه تولید لوازم الکترونیکْ مدام رو به افزایش است و موجودیِ طلای جهان محدود و رو به کاهش، ما چهطور میتوانیم در سالهای آینده، زنجیرۀ تامین این فلز گرانبها را حفظ کنیم؟

نیکلاس کار نویسند آمریکایی در کتاب تاثیرگذارِ «اینترنت با مغز ما چه میکند؟» توجه عمومی را به سوالاتی عمیق معطوف کرد که ما هنوز نتوانستهایم آنها را بهخوبی درک کنیم: آیا اینترنت ما را خنگ و کمهوش میکند؟ آیا این این فناوری منجر به افتِ شناختی یا تضعیف ما میشود؟