
آیا ما مقصر بدشانسی خود هستیم؟
هر چهقدر هم خود را زرنگ فرض کنیم، علمِ ما شدیدا محدود است و بهراحتی ممکن است بازندهٔ قمارِ زندگی باشیم. واقعیت این است که ما از استنتاج صحیح ساختار پیچیدهٔ جهان اجتماعی خودمان ناتوانیم…

هر چهقدر هم خود را زرنگ فرض کنیم، علمِ ما شدیدا محدود است و بهراحتی ممکن است بازندهٔ قمارِ زندگی باشیم. واقعیت این است که ما از استنتاج صحیح ساختار پیچیدهٔ جهان اجتماعی خودمان ناتوانیم…

گاهی انگار ازدواج ایدهٔ بدی است و کلا همه چیز را خراب میکند. اما آیا واقعا چنین است؟ آیا ازدواج به خودی خود مشکلساز است و منجر به طلاق میشود؟

علاقه، دوستی، و عشق، عواطفی متفاوت هستند، اما افراد اغلب متوجه تفاوت آنها نمیشوند. این عواطف بهراحتی ما را سردرگم میکنند، اما تمایزاتی وجود دارد که میتواند این سردرگرمی را از بین ببرد.

اضطراب اجتماعی عاملی روانیست که در تمام طول زندگی با ماست؛ آدمِ سالم هرگز آن را از دست نخواهد داد. اما میزان بالای آن میتواند مایهٔ بروز مشکلاتِ حاد یا اختلالات جسمی و روانی، و حتی مرگ شود.

ما احتمالا هیچوقت نمیتوانیم از حملات تروریستی، کلاهبرداریهای اینترنتی یا کلاهبرداریهای پیچیدهٔ دیگر پیشگیری کنیم. اما با استفاده از علم خلاقیت، میتوانیم زندگی را برای مبتکرانِ بدخواه تا جای ممکن سخت و دشوار کنیم.

تنهایی، نهتنها حسِ بدی دارد، بلکه امروزه متخصصان آن را بهعنوان نوعی بیماری میشناسند که خطرِ ابتلا به برخی اختلالات جسمی و روانی را افزایش میدهد. برخی برآوردهای ملی دربارۀ شیوعِ تنهایی، هشداردهنده هستند؛ هرچند میزان آن در برخی کشورها (مثلا آذربایجان) فقط حدود 4٫4 درصد است، در کشورهای دیگر (مثلا دانمارک) 20 درصد از بزرگسالان ادعا میکنند که به تنهاییِ متوسط یا وخیم دچارند.