
هویت دینی؛ قدرت نرمِ ترکیه در بالکان
ترکیه از هویت دینی به عنوان نوعی قدرت نرم بهره میبرد، اما خود را به آن محدود نمیکند، و با ایجاد پارادایمی مبهم در منطقهٔ بالکان، تعاریف سنتی ما را از کارکردهای دین و هویت و قدرت تغییر داده است…

ترکیه از هویت دینی به عنوان نوعی قدرت نرم بهره میبرد، اما خود را به آن محدود نمیکند، و با ایجاد پارادایمی مبهم در منطقهٔ بالکان، تعاریف سنتی ما را از کارکردهای دین و هویت و قدرت تغییر داده است…

قدرتِ فهم جهان طبیعی، ابزاری نیرومند است که به تقویت خزانهٔ دانش کمک میکند. سواد علمی یعنی توانایی تفسیر ایدهها با ذائقهای علمی، و جامعهای که سواد علمی دارد، بر مبنای شواهدِ صحیح، اختلافات را ارزیابی میکند…

وقتی مورخانِ آینده در پی شرح حال دانشمندان زن، تاریخِ ما را واکاوی میکنند، چه خواهند یافت؟ ردّ پایی مبهم از زنانی که حذف و سانسور شدند، قربانی تبعیض شدند، و به وادیِ نسیان سپرده شدند؟

اخیرا سعی شده است که دنیای باستان و قرون وسطا بهنوعی «جهانیسازی» شود و از نقش اروپا در تاریخِ پیشامدرن کاسته شود. اما مورخانِ این دوره از قبل هم میدانستند که مرکز ثقل اوراسیای غربی، درواقع ایرانِ بزرگ بوده است…

واقعیت این است که سیاستمداران زیاد دروغ میگویند و حتی خودشان هم تا حدی این را قبول دارند. اما اگر ناراستیِ سیاسیون ما را عذاب میدهد، باید این عذاب را متوجهِ خودشان کنیم…

فرهنگ حذف تهدیدی علیه جامعه است، چون در پیِ تشکیلِ جبههٔ عقیدتی است و نه دنبال حقیقت. باور به تکثر یعنی اینکه همزیستیِ عقاید مختلف در یک جامعه، نهفقط امکانپذیر که لازم هم هست، چون جامعه از آن سود میبرد.

برپایهی سرشماری و پژوهش نهاد امریکایی برای صلح ۶۳.۷ درصد نفوس افغانستان را جوانان تشکیل میدهد. بنابرین، هر بحثی حول محور جوانان در افغانستان، بحثی است در مورد ۶۰ درصد نفوس کشور.

من وکیلم و نگران آزادی مدنی، پس این توافق را دقیق بررسی کردم، چون مشتاق بودم بدانم بر سر چه چیزهای توافق کردهاند. تکرار کلمۀ «اسلام» و صفتِ «اسلامی،» و اصرار فراون بر آنها در این توافق،ِ بازتاب دورهایست که ملّاهای افراطی دوآتشۀ طالبان بر سر قدرت بودند.

طالبان در جبهۀ دیپلماتیک طی طریق میکند؛ با بازیگرانِ منطقهای و فرامنطقهای ازجمله آمریکا، ملاقاتهای رسمی برگزار کرده، و گویا برای کسب قدرت در کابل، چراغ سبز دریافت کرده است. شکل و گسترۀ قدرت طالبان در آیندۀ افغانستان هنوز مشخص نیست، ولی تقریبا با اطمینان میتوان گفت که شانس موفقیت دارد.

بعد از تقریبا دو دهه جنگ، نسلی جدید از افغانها با درکی عمیق از مسئولیت اجتماعی و سیاسی رشد کردهاند. ولی باتوجه به اینکه اعتراض عمومیِ صلحآمیز خطرناک است، آنها از رسانههای اجتماعی برای مشارکت در فعالیتهای سیاسی استفاده میکنند.

گفتگوهای صلح که به مذاکرات بینالافغانی معروف است، تا موفقیت راهی دشوار در پیش دارد. گذشته از اختلافات بنیادی بر سرِ نوع دولتِ پساصلح و حقوق زنان، چالش اصلی این خواهد بود که آیا بر سرِ یک آتشبس پایدار تا حصول پیشرفت سیاسیْ توافق میشود یا نه.

دسترسی دختران به آموزش از موضوعاتی بوده که هم جامعه بینالمللی و هم حکومت افغانستان آن را یکی از مهمترین نشانههای موفقیت خود و توجیه حضور نیروهای خارجی در افغانستان تلقی میکردهاند. اما این روزها زنان و دختران در ترس و هراس از دست دادن ابتداییترین حق خود، یعنی حق دسترسی به آموزش و کار، به سر میبرند.