ادبیات، جامعه، سیاست

فرهنگ و هنر

والی شهر استنداپ ‌کمدی: گفتگو با نیلاب سرابی

استنداپ کمدی، که به فارسی معادل رسایی برای آن نداریم، چندسالی است در میان فارسی‌زبانان نیز رایج شده و نیلاب سرابی، اولین استنداپ کمدین زن از افغانستان به شمار می‌رود. نیلاب دانشجوی روانشناسی در ایالت کالیفرنیاست و می‌گوید که قبل از هر چیز یک مادر است. او در یک شرکت تبلیغاتی در آمریکا کار می‌کند. می‌گوید زاده کابل است، در پاکستان بزرگ شده و بیش از نیمی از عمر چهل سالهٔ خود را در امریکا زندگی کرده و استنداپ کمدی برای او یک تفریح هدفمند است.

ادبیات

میان تنهایی و بی‌کسی

بیشتر از دو دهه می‌شود که جین مرده است. اوایل امسال من با هشتادوهفت سال سن، طوری برایش گریه کردم که قبلا هرگز نکرده بودم. مریض شدم و فکر کردم می‌میرم. در تمام روزهای آخر عمرش، کنار تختش بودم ‌ـــ‌ به‌مدت یک سال و نیم. مایۀ تاسف بود که جین آن‌قدر جوان داشت می‌مرد و خیلی عالی بود که می‌توانستم تمام ساعات روز را کنارش باشم.

ادبیات

نقش پیشتازان ادبیات کودکِ بریتانیا در شکوفایی آن

بیست سال پیش وقتی مجمع پیشتازان ادبیات کودکان تاسیس شد، چیزهایی مثل نت‌فلیکس، اسپاتیفای، آی‌پد، و یوتیوب اصلا وجود نداشت. ولی امروزه کتاب‌های کاغذی رقیبان قدَری دارند. با این‌حال، مایکل مورپورگو نویسندۀ انگلیسی که دو دهه پیش مجمع پیشتازان ادبیات کودکان را تاسیس کرد، می‌گوید فناوری اتفاقا برای کتاب‌خوانیِ کودکان خیلی هم مفید واقع شده است

جامعه

نگاهی به پدیدۀ چندهمسری در جامعۀ سیاه‌پوستان آمریکا

چندهمسری سبکی از زندگی‌ست که به‌اندازۀ خودِ بشر قدمت دارد و در همۀ قاره‌ها به اشکال مختلفی دوام آورده است – حتی در جاهایی مثل ایالات متحده که بیشتر مردم ادعا می‌کنند با آن مخالفند. اشتباه نکنید: دست‌کم در تئوری، بیشتر آمریکایی‌ها مخالف آن هستند. هرچند نگرشِ مردم نسبت به چندهمسری فرق کرده است – اخیرا در یک نظرسنجیِ گالوپ معلوم شده است که نرخِ تاییدِ این پدیده از آغاز قرن جاری بیش از دوبرابر شده است – 84 درصد آمریکایی‌ها هنوز می‌گویند که چندهمسری از لحاظ اخلاقی غلط است.

فرهنگ و هنر

کوه‌ها سرگردان تو بودند، سیمین!

نویسنده شدن برای دختری که در خانهٔ محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) به دنیا آمده باشد، امر بعیدی نیست؛ خاصه که این دختر علاقمند به ادبیات، در میانه راه خواندن و نوشتن و دیدن و آموختن، جلال را ببیند و آل قلم؛ آل احمد ‌بشود.

ادبیات

تقلیل آدم‌ها به شماره: «رفیقی نه مگر کوهستان: نوشته‌ای از زندان مانوس»

انتشار کتاب «رفیقی نه مگر کوهستان: نوشته‌ای از زندان مانوس» و متعاقب آن دریافت جایزه ادبی ویکتوریا بازتاب رسانه‌ای جهانی داشت، اما ورای مقالات مهمی که در مجلات و سایت‌های ادبی درباره کتاب منتشر شده، عمده واکنش‌ها به شیوه نگارش کتاب بر روی پیام‌رسان واتس اپ با تاکید بر این نکته که یک پناهنده آن را نوشته متمرکز بود.

تئاتر

اجرایی در آستانه: به بهانه اجرای «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی»

این روزها «ازدواج آقای می‌سی‌سی‌پی» به میزانسن «احسان فلاحت‌پیشه» در سالن اصلی در حال اجراست و صرف انتخاب این نمایشنامه در دورانی که به جرات؛ اوج محافظه‌کاری همه‌جانبه در اجراهای حرفه‌ای تئاتر است، عمل جسورانه‌ای است.

فرهنگ و هنر

هنر در پِی پول: پولی‌سازی هنر چه بر سر خلاقیت می‌آورد؟

تازه‌ترین شیرین‌کاری هنری بنکسی این بود که یکی از آثارش بلافاصله پس از فروش به مبلغ بیش از یک میلیون دلار در حراج ساتبی، درون قابش، خود بخود ریز ریز شد (درون قابِ اثر ماشین کاغذریزکن تعبیه شده بود). این اتفاق غیرمترقبه بسیاری از ما را که مدت‌هاست انحرافات در دنیای هنر را پیگیری می‌کنیم، مجذوب خود کرد.

ادبیات

آیا دستیابی به افتخارات ادبی ارزشی دارد؟

برای مردی جوان، افتخار ادبی یا شهرتی که از یادگیری و سپس نویسندگی می‌آید، یکی از معدود موارد افتخار است که در حال حاضر در دسترس افراد عادی قرار دارد. البته باید گفت که این افتخار به اندازه افتخاری که از خدمات عمومی حاصل می‌شود تاثیر گذار و رضایت بخش نیست، زیرا معمولا عمل بسیار ارزشمندتر، باشکوه‌تر و متعارف‌تر از تفکر یا نوشتن است. ما برای این خلق نشده‌ایم که زندگیمان را صرف نوشتن پشت یک میز کنیم،

ادبیات

از نوشتن داستان خود نترسید: بنویسید!

اِندی اوکورافور، نویسنده نیجریه‌ای/آمریکایی نوعی داستان‌های فانتزی و علمی-تخیلی بر اساس حکایات آفریقایی می‌نویسد که خواننده هرچه دستش باشد، زمین می‌گذارد تا آن را بخواند ولی در کودکی او چنین کتاب‌هایی در قفسه کتاب‌فروشی‌ها وجود نداشت. در مطلب، او در مورد نویسندگانی که او را شکل داده‌اند، الهام بخش‌هایش (ترافیک! عروس دریایی!) و همکاری‌اش با شرکت انیمیشن مارول (Marvel) صحبت می‌کند.

ادبیات

دغدغه‌های یک مادر شیفته ادبیات

من فرزندم را در غربت به دنیا آوردم. دور از خانواده و فامیل. خودم و همسرم باید به همه چیز رسیدگی می‌کردیم. شب قبل از زایمان و پیش از رفتن به بیمارستان اولین چیزی که در ساک بیمارستانم گذاشتم کتاب تازه‌ای بود که بنا داشتم بخوانم. همسرم با چشمهای گرد شده گفت:« کتاب؟» خیلی حق به جانب و جدی گفتم: «آره دیگه، تا فردا قبل از عمل چیکار کنم تو بیمارستان؟»

ادبیات

هاروکی موراکامی: پیش از رسیدن به نور، باید از تاریکی عبور کرد

یک روز قبل از ملاقات ما در منهتن، زنی هاروکی موراکامی را در پارک مرکزی نیویورک، جایی که او برای ورزش اواخر صبح خود می‌رفت، متوقف ساخت و پرسید: «ببخشید، آیا شما همان رمان‌نویس معروف جاپانی نیستید؟» زن این سوال را به شکل عجیب و مبهمی پرسیده بود، اما موراکامی با همان شیوه معمولی و آرام خود به وی پاسخ داد: «من گفتم، نه، من فقط یک نویسنده هستم. اما باز هم، از آشنایی با شما خوش‌وقتم، و بعد با هم دست دادیم. وقتی مردم اینطوری مرا متوقف می‌کنند، احساس عجیبی می‌کنم، چون من فقط یک مرد معمولی هستم. من واقعا نمی‌فهمم چرا مردم می‌خواهند ملاقاتم کنند.»