
زمین بازی
دیوار آجری بلند، با سیمهای خاردار، با دوربینهای مدار بسته که یک در فلزی بزرگِ ماشینرو دارد و یک در کوچک فلزی آبی رنگ. در کوچک فلزی آبی رنگ، که رنگ آبیاش دروغ آشکاری بر پیکر آن چهرهی زمخت است…

دیوار آجری بلند، با سیمهای خاردار، با دوربینهای مدار بسته که یک در فلزی بزرگِ ماشینرو دارد و یک در کوچک فلزی آبی رنگ. در کوچک فلزی آبی رنگ، که رنگ آبیاش دروغ آشکاری بر پیکر آن چهرهی زمخت است…

حتی در دنیای ما که حاکمان در جریان رایگیری برگزیده میشوند هم، گاه پیش میآید که افرادی کاملاً نامناسب برای تصدی امور برگزیده میشوند. محمداشرف غنی نمونهای از این افراد است…

چرا زمان را اینطور سوزاندی که در دودش خفه شوی، و در آخر، زمانی که دودها دست از سرت برداشتند، دیگر «زمانی برای سوزاندن» نداری و تازه خواهی فهمید که چه بیفایده بود زیستنت…

زندگی یعنی خاطرات. بدون خاطره نه زندگی هست، نه انسان و نه هویت. برای ساختن یک خاطره به بیش از یک نفر نیاز هست. اصلا به یک جامعه نیاز است. خاطره یعنی زندگی. خاطره یعنی جامعه.

هنگامی که آثار پسانوگرایانی نظیر براتیگان، جان بارت، کُرت وُنهگات و دیگران را میخوانیم، این پرسش مطرح میشود که چگونه میتوان نظامِ معناییِ منسجمی از این آثار استخراج کرد؟ آیا اساساً اینکار ممکن است؟