ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: جستارها

ir
این یک انقلاب است. این آخر جاده برای جمهوری اسلامی است. این رژیم قابل اصلاح نیست. اصلاحات سال‌ها پیش تست شد. با این نوع رژیم و این نوع رهبر، اصلاحات ممکن نیست. حکومتِ جایگزین را عبارت «زن، زندگی، آزادی» تعیین خواهد کرد…
امید بر این فرض استوار است که ما نمی‌دانیم چه پیش خواهد آمد و در فضای عدم قطعیت جای کافی برای عمل وجود دارد. وقتی عدم قطعیت را به رسمیت می‌شناسید یعنی تصدیق می‌کنید که شاید بتوانید بر نتایج تاثیر بگذارید…
«ام‌القرای جهان اسلام»، «کعبهٔ آمالِ مسلمانان جهان»، «مهد تمدن نوین اسلامی»، هر روز در حال پاک‌کردنِ آبروریزی تازه‌ای از چهرهٔ خود است. «رهبر مسلمانانِ جهان» راه می‌رود و توطئهٔ «عناصر آمریکایی» را خنثی می‌کند…
شاکلهٔ رهبری در اسلامِ سیاسی چیست؟ ماهیت و رفتار نظام اسلامی چگونه است؟ جایگاه بازیگران قدرت و مردم کجاست؟ منافع و عوارضِ حکمرانی در نظام اسلامی چیست؟ افق حکومت اسلامی و رهبرانش کجاست؟
اگر زمانی، رنه دکارت، گمان می‌کرد که غده صنوبری مغز، منزلگاه روح است، حالا باید بپذیریم که مدارهای مشخصی در مغز، منزلگاه قانون دوم ترمودینامیک هستند و ما را به بردگان او تبدیل کرده‌اند. همان مدارهایی که بشر…
مشروعیت چیست؟ نامشروع کیست؟ قانون چیست، و ضدقانون کیست؟ عدالت چیست، و جنگل کجاست؟ چرا باید قانون را رعایت کرد، و چرا باید قانون را شکست؟ کجا و چرا قانون‌شکنیْ مشروع است؟
برای حکومت ایران و طالبان، کنترلِ بدنِ مردم به‌طور عام و حجابِ اجباری به‌طور خاص، یک مسئلهٔ هویتی و حیاتی‌ست. یعنی «حجاب اختیاری» تهدیدِ وجودی محسوب می‌شود. این رژیم‌ها با وسواسِ کنترل بر انسان شکل گرفته‌اند…
جنگ با حقوقِ انسانْ یعنی خودفریبی و خودکشی. «زورسالاری» ایدئولوژیِ ضدانسانی و ضدزندگی است که به دیکتاتوریِ «نرسالار» ختم می‌شود: یک نظامِ زن‌ستیزِ مردستیزِ انسان‌ستیزِ جهان‌ستیز که همه منتظرِ مرگ آن هستند…
صلاح‌الدین جزو معدود شخصیت‌های پیشامدرن است که زندگی‌نامه‌اش در زمان حیاتش نوشته شده. اما تاریخ‌نگاری در باب او متأثر از عوامل مختلفی بوده، طوری که عمدتا اسطوره جای شخصیت تاریخی صلاح‌الدین را اشغال کرده است…
شاعران، نویسندگان و هنرمندان مانند هر انسان دیگر، انسان زمانۀ خودند. متأثر از وقایع، حوادث و واقعیت‌هایی که بخشی از زندگی‌شان را تشکیل می‌دهند. این تأثیرها در آثاری که می‌آفرینند، بازتاب می‌یابد. از طرفی…
به داخل قبر می‌اندازمت، دیگر نمی‌توانم بیشتر چیزی بگویم.... اما قرار ما این بود که حتی اینجا نیز در کنار هم باشیم. بگذار من نیز در کنارت آرام گیرم، شاید فرصتی دیگر باشد، ای کیمیای زندگی من.
سردوزامی در این کتاب سرگذشت‌هایی را واگویی و وانویسی می‌کند که بر او و نسلِ او آمده. مهم برای او تخیله‌ی آشفته‌گی‌ و خشم و نگاه خود و دیگری نزدیک به خود به جهان است؛ تلاش برای گرفتنِ انتقامی سوزاننده…