فیلوسوفیا

نژادپرستی افغانی: نیم‌رخی که می‌پوشانیم

واقعیت این است که افغانستان کشوری عمیقا نژادپرست است. گرچند نخبگان سیاسی در پی نفی و کتمان چنین معضلی در افغانستان‌اند و سخن‌گفتن از آن اغلب با ادبیات سیاسی مانند حفظ وحدت ملی و دوری جستن از نفاق قومی سرکوب می‌شود، اما نژادپرستی به‌صورت روزمره از شهروندان کشور قربانی می‌گیرد.

مصداق‌های غیرغربی نژادپرستی

در شراق تعریف ما از نژادپرستی چیست و مصداق‌های مشخص آن کدام‌هاست؟ معادل‌های بومی و خاستگاه نژادپرستی در فرهنگ شرقی چیست؟ ربط نُرم‌های اجتماعی و سازوکارهای فرهنگی با تبعیض نژادی چیست؟ ایا برداشت کشورهای منطقه از مفهوم نژادپرستی با غرب تفاوت دارد؟ افراد تبعیض‌گر در نظام‌های سیاسی چه سود شخصی و گروهی می‌برند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که مهمانان میزگرد «مصداق‌های غیرغربی نژادپرستی» که به ابتکار انستیتوت مطالعات استراتژیک برگزار شد، به آن پرداختند.

ادبیات: سند طبیعت رام‌نشدنی بشر خونخوار

رویارویی طبیعت و بشر برای همیشه ادامه خواهد داشت و بخشی از حاصل این مواجهه، خلق ادبیات و آثار داستانی است که اگر خوانده شوند، چیز‌های زیادی در مورد زندگی و قوانین نانوشتهٔ آن به ما می‌آموزند.

چرا باید به اعتقادات خود شک کرد؟

شاید این را شنیده باشید که گفته‌اند، «تو باور داری چون این‌طور به تو یاد داده‌اند.» این را برای این گفته‌اند که از قدرتِ باورمان بکاهد و ما به عقایدمان شک کنیم، یا حتی بتوانیم عقایدمان را کاملا رها کنیم. ولی چرا؟ چون، صرفِ این‌که عقایدِ من نتیجۀ بزرگ‌شدن در یک جامعۀ بخصوص است، نمی‌تواند چیزی را اثبات یا انکار کند ‌ـــ‌ حتی وجود خدا را ‌ـــ‌ بلکه فقط یک واقعیتِ روانیِ ملال‌آور را دربارۀ من آشکار می‌کند.

جستاری پدیدارشناسانه بر اپیدمی کرونا

در مواجهه با کرونا، رنج ملال و تنهایی ابتدایی‌ترین وضعیتی بود که تک تک انسان‌های این کره-ی خاکی را به شکلی تازه درگیر کرد. پس از مدتهای مدید، دگربار انسان به اعماق خود فرو رفت و طعم گس و تلخ تنهایی را چشید؛ تنهایی‌ای که به ناچار اجازه مستولی شدنش را میدهیم اما نهایتاً این مستولی شدن یادآورِ تنهاییِ بنیادین بشر است،

برای جنگ با کرونا، باید بیشتر، بزرگتر، و متفاوت‌تر از گذشته باشیم

همه‌گیریِ کرونا، تجسمی واقعی از ایدۀ اندرسون است. یک ذرۀ ویروسیِ منفرد، به‌تنهایی بی‌اثر است، و بنابه تعاریفِ علمیْ مرده محسوب می‌شود؛ هرچند ظاهرا می‌تواند روی سطوح تا مدتی به بقای خود ادامه دهد. این ذرۀ ملکولیِ بی‌نهایت ریز، مثل اسب تروآ عمل می‌کند. خودِ ویروس درواقع فقط مجموعه‌ای از دستورالعمل است: یعنی یک رشته از موادِ ژنتیک است که داخلِ یک کپسولِ پروتئینی قرار می‌گیرد، و بسته‌ای از اطلاعات را در خود حمل می‌کند.

چرا برای زندگی باید جنگید وقتی چنین آسان از دست می‌رود؟

در صورتی که زندگی چنان شکننده است که یک ویروس به سادگی بتواند آنرا در یک لحظه از بین ببرد، سئوال حتمی این است که  زندگی چه مفهومی دارد؟ چه باقی می‌ماند و ما در عصر ویروس کرونا، با زندگی مان چه کاری می‌توانیم؟

هابز علیه روسو: آیا ما ذاتا خوب یا بد هستیم؟

شاید به‌نظر آید که پرداختن به این سوال که آیا انسان‌ها ذاتا خوب یا بد هستند، نوعی قهقرا به مجادلۀ الهیات دربابِ «گناه نخستین» باشد ‌ـــ‌ چیزی که احتمالا فیلسوفان باید از آن بپرهیزند. هرچه باشد، آدمیان موجوداتی پیچیده‌اند که هم مستعدِ خیر و هم مستعدِ شرّ هستند.

مصیبت خزنده کرونا: پایان کار بشر نزدیک است؟

احتمالا این پایانِ جهان نیست. ولی مصیبتی خزنده با سرعتی دوچندان دارد دنیا را می‌گیرد؛ بلایی که عده‌ای از ما را می‌کُشد و بقیۀ ما را متاثر می‌سازد. همه‌گیریِ کرونا درواقع جدیدترین و غیرمنتظره‌ترین مورد از رشته مصائبِ پیش‌روی بشر است. مسکنِ طبیعیِ ما شتابان به چیزی ساختۀ بشر تبدیل شده، و به وضعی دچار می‌شود که با «تغییر اقلیم» حسنِ تعبیرش می‌کنیم ولی حتی نمی‌توانیم آن را مدیریت کنیم.

 شما با استعداد به دنیا می‌آیید و با خلاقیت شکوفا می‌شوید

آیا ما می‌توانیم خلاقیت مان را افزایش دهیم؟ خلاقیت مطمئنا قابل توارث است مثل استعداد ریاضی یا موسیقی که در یک فامیل جریان دارد. اما آنطور که فهمیده شده؛ مغز انسان تغییر پذیر است، بطور دایم در حال آموزش و تغییر: در این صورت، آیا می‌توانیم خلاق بودن را بر اساس تجربه‌ بیاموزیم؟

طالب ولد دیوبند: مروری بر پژوهشی درباره مبانی ایدیولوژیک طالبان

عباس ابوطالبی پژوهشی در مورد مبانی فکری و ایدیولوژیک طالبان انجام داده است. فرضیهٔ اصلی پژوهش آقای ابوطالبی این است که اندیشه‌های دینی و سیاسی طالبان نشانگر تأثیرپذیری آنها از جریانات سلفی‌گری به ویژه تفکرات مدرسه دینی دیوبندیه هند است. بخش‌هایی از فرضیه‌های مطرح در این پژوهش در این مقاله مرور شده است.

یووال نوح هراری: جهان بعد از کرونا

بشر امروز با بحرانی جهانی روبه‌روست. شاید بزرگترین بحران نسل ما. تصمیماتی که مردم و دولت‌ها طی هفته‌های آتی اتخاذ می‌کنند ممکن است جهان ما را برای سال‌های متمادی تغییر دهد. این تصمیماتْ نه‌فقط نظام‌های بهداشتیِ ما که اقتصاد و سیاست و فرهنگ ما را هم تغییر خواهد داد. ما باید سریع و قاطع عمل کنیم. درعین‌حال باید مراقبِ پیامدهای بلندمدتِ اقدامات‌مان هم باشیم. وقتی دنبالِ راه‌حل می‌گردیم، هم باید از خود بپرسیم که چه‌طور باید بر این تهدیدِ آنی غلبه کرد، و هم باید بپرسیم که بعد از فروکش‌کردنِ این طوفان، در چه جهانی زندگی خواهیم کرد. بله، این طوفان خواهد گذشت، انسان به بقای خود ادامه خواهد داد، بیشترِ ماها زنده خواهیم ماند ‌ـــ‌ اما در دنیایی متفاوت سکونت خواهیم داشت.