
برجس و کوبریک؛ حکومت و آزادی
رمانِ «پرتغال کوکی» نوشتهٔ آنتونی برجس وقتی در ۱۹۶۲ منتشر شد موفقیتی کسب نکرد و عملا به فراموشی رفت، تا اینکه یک دهه بعد استنلی کوبریک آن را برای فیلم اقتباس کرد و این داستان به شهرت بینالمللی رسید…

رمانِ «پرتغال کوکی» نوشتهٔ آنتونی برجس وقتی در ۱۹۶۲ منتشر شد موفقیتی کسب نکرد و عملا به فراموشی رفت، تا اینکه یک دهه بعد استنلی کوبریک آن را برای فیلم اقتباس کرد و این داستان به شهرت بینالمللی رسید…

معمولا خیالمان راحت است که در زندگی همواره حفاظهایی هستند که از ما محافظت میکنند. اما گاهی سرنوشت به خطا میرود و در بحران گرفتار میشویم؛ حفاظها از بین رفتهاند؛ و همه چیز ممکن است در لحظهای به فنا برود…

معیارهای عینیِ خوب و بد، دفاعِ ما علیه ایدههای بد است. اگر معیارهایمان را ببازیم، هیچ دفاعی نداریم. با توسل به نسبیگرایی اخلاقی، ایمنیِ طبیعیمان را غیرفعال میکنیم، و خود را در برابر ایدههای بد آسیبپذیر میکنیم…

برای خوب زیستن، تمرکز ما باید بر روی ارزشهای بیرونیای باشد که تصور میکنیم خوشبختی را برایمان به ارمغان میآورد: قضاوتهایی که میکنیم، نحوۀ رفتارمان، چیزهایی که در پی آن هستیم و آنچه ارزشمند میدانیم.

اپیکوریسم کلا ناشی از نوعی تغییرِ نگرش ذهنی است. اپیکوریسم سعی میکند عملگرا و مدرن و بیپرده باشد و بینشی ذیقیمت نسبت به زندگی به دست دهد، و خصوصا برای مادهگرایان و خداناباوران، تَسلّای وجودی فراهم کند.

علمْ ما را بالا برد و به جایگاه بهتری سوق داد؛ آسیبِ علمی هم ما را به عقب میبرد. و همواره کسانی هستند که از علمِ ما هراس دارند و خواهانِ کنترل و سرکوب آن هستند. و تاریخ به ما نشان میدهد که این تهدید همیشگیست.

زندگی ممکن است پُر از درد و رنج باشد، اما واکنشِ ماست که حرف آخر را میزند. شوپنهاور میگوید از امیالتان بکاهید و تسلیمِ زندگی شوید. اما نیچه در قبال مصائبِ زندگی پیشنهاد میدهد با رنجها روبهرو شوید…

علوم جدیده دست به کارهایی حیرتانگیز زده است: ارسالِ کاوشگر فضایی به سیارهٔ پلوتون، فهم ماهیت نور، واکسیناسیون مردم جهان و …. بسیاری از دانشمندان و فلاسفه معتقدند که قدرت علم ناشی از توجهِ شدیدش به شواهدِ تجربیست…

«هنگام کودکی و جوانی کتابها من را از نومیدی نجات بخشیدند: باور کردم که فرهنگ برترین ارزشها است.» زن ویران شده (۱۹۶۷)، سیمون دوبووار.

اگر کسی بگوید من طرفدار ابن سینا هستم، مثل این است که هیچ چیز نگفته. اما اگر کسی بگوید من طرفدار استالین هستم، عدهی زیادی در موافقت و مخالفت با او برانگیخته خواهند شد. چرا؟

زیباییِ آموزش این است که میتواند درد و رنج را التیام دهد؛ و آزادی بیان وقتی ارزش دارد که همه از آن برخوردار باشند. این درمورد تاریخ هم صادق است: اگر نسبت به رنج دیگران حساسیتی وجود نداشته باشد، معنایی ندارد.

تصور اینکه شخص دیگری بیاید و بستهای آماده از معنای زندگی را به ما تحویل دهد، خواب و خیالی بیش نیست. هرکس باید برای خودش تصمیم بگیرد و به زندگیاش معنا ببخشد. به ویژه هنگامی که نظام زندگی وارونه میشود…