فیلوسوفیا

نواقصِ عمیقِ دموکراسی: چرا باید دموکراسی را بازآفرینی کنیم؟

دموکراسی به اشکالِ مختلفی ظاهر شده و بارها بازآفرینی شده است – از دموکراسیِ مستقیمِ یونان باستان گرفته تا ظهور دموکراسی نیابتی در قرن هجدهم. انقلاب دکوکراتیک بعدی – که نسل‌های آینده را صاحب‌اختیار کرده، و آینده را مستعمره‌زدایی می‌کند – به‌زودی ممکن است در افق سیاسی ما ظاهر شود.

آن‌چه انسان‌ها را از هم جدا می‌کند، دین و سیاست نیست: شرم است

در این زمانه، چگونه می‌توانیم پیوند مستقیم‌تری با دیگران برقرار کنیم؟ برای شروع می‌توانیم با همۀ عُرف‌ها، نهادها، فناوری‌ها و طرزفکرهایی که ما را ازهم جدا نگه می‌دارند، به مخالفت بپردازیم و پیوندهای اجتماعی که ما را به انسان‌های واقعی تبدیل می‌کنند، احیا کنیم. اما به‌چالش‌کشیدنِ شیوه‌های عمومیِ ایجادِ تفرقه، هرچند ساده به‌نظر می‌رسد، موانعِ درونی‌سازی‌شدۀ ما دربرابر ایجادِ پیوند، خود عمیق‌تر و زیان‌بارترند؛ موانعی که همۀ آن‌ها به‌نوعی به شرم مربوطند.

نقدی بر تاریخ‌نویسی عاشقانه: هرات در دوره حکومت اولاد و احفاد تیمورشاه

بعضى از مورخین، حوادث و رویدادهای تاریخی را، بر حسب حب و بغضی که نسبت به عوامل و اسباب وقوع آنها دارند، بررسی و بازگو می‌نمایند. این سوءِ تعبیر از تاریخ، به حوزه‌ی خاصی منسوب نبوده، در میان هر ملت و قومی چنین کسانی پیدا می‌شود. پیش از همه، هرودت که لقب «پدر تاریخ» را کمایی کرده، متهم به جانب داری از ایرانیان، و مخالفت با یونانیان است. همینگونه، ابن اسحاق به عنوان نخستین نویسنده‌ی تاریخ عصر اسلامی، بطور عمدی از درج گزارشی که غیر عرب-به ویژه عجم- روایت می‌کرد، امتناع می‌ورزید.

نیچه، قهرمان تراژیکِ کهکشان فلسفه

نیچه در کنار مادرش فرانتسیسکا، عمه‌هایش آگوستی و روزالی، خواهرش الیزابت و مادربزرگش در محیطی سرشار از ایمان و تدین مسیحی و سُلطهٔ زنان پرورش یافت. این تربیت مبتنی بر پارسایی و پابندی به اصول و آداب دینی، همراه با ظرافت‌های زنانه، از نیچه‌ پسری با نرمی و حساسیت زنان بار آورد که از کودکان شریر همسایه که لانه مرغان را خراب، باغچه‌ها را ضایع و مشق سربازی می‌کردند و دروغ می‌گفتند متنفر بود.

ویتگنشتاین و دین

این مقاله راهنمایی‌ مختصر از دفاعیات ویتگنشتاین از باورهای دینی است که ریشه در آخرین‌ آثار او دارد. شایان‌ ذکر است که دیدگاه‌‌های ویتگنشتاین (در دورهٔ دوم) پیرامون باورهای دینی مناقشه‌‌آمیز هستند. دیدگاه‌‌هایی که مورد بحث قرار‌ گرفته‌‌اند، لزوماً دیدگاه‌‌های شخص ویتگنشتاین نبوده ولی به او نسبت‌ داده‌ شده‌‌اند.

باورِ بدون شواهد به لحاظ اخلاقی در هرحالی خطا است

آن‌چه بدان باور داریم از اهمیت عملی بسیار بالایی برخوردار است. باور‌های نادرست در باب وقایع اجتماعی یا فیزیکی، سبب عادات نا‌به‌جا در عمل می‌شود. این فرآیند در نهایتِ خود می‌تواند به امری تبدیل شود که زندگانی ما را با خطر مواجه سازد.

ده خبر بد برای باورمندان به نیک‌سرشتی ذاتی انسان‌ها

سؤالی که قرن‌ها ذهن بشر را مشغول کرده، این است که آیا انسان‌ها هر چند ناکامل، اساسا موجوداتی مهربان، منطقی، و خوش‌طینت هستند؟ یا این که ما ذات ما به بدی، خودبینی و کینه‌توزی تمایل دارد؟ پاسخ ساده‌ای وجود ندارد، چرا‌ که انسان‌ها تفاوت‌های زیادی با هم دارند. اما در این مقاله ما به ده یافتهٔ علمی و مستند می‌پردازیم که جنبه‌های دلسرده‌کننده و غیرقابل تحسین‌آمیز طبیعت انسان را نشان می‌دهد:

ژئوپولیتیک جدید هوش مصنوعی: آیا برای مقابله با تهدید آماده‌ایم؟

اتحاد قدرتمند و پرمنفعت میان هوش مصنوعی و جامعه‌ٔ اطلاعات‌محور، شبکه‌های اجتماعی را به معماران تعاملات ما تبدیل کرده و این وضعیت، باعث بروز نگرانی‌هایی جدی در خصوص از کنترل خارج شدن انقلاب الگوریتمی مطرح شده است. انقلابی که ظاهرا برای بسیاری نه قابل درک است و نه قابل پیش‌بینی. آیا دولت‌ها و سازمان‌های جهانی برای مهار این وضعیت آماده‌اند؟

سه راز شادی از دیدگاه رواقیون رومی

در مکتب رواقیون اعتقاد بر این است که راز زندگی خوب و شاد در پرورش حالت ذهنی عالی نهفته است؛ از دید رواقیون، چنین حالتی با فضیلت و عقلانیت توأم است. زندگی ایده آل، زندگی‌ای است سازگار و هماهنگ با قوانین طبیعت- که همهٔ ما بخشی از آنیم. گرایش به بی‌تفاوتی و لاقیدی نسبت به رخدادهای بیرونی. خاستگاه این مکتب فلسفی یونان باستان است، که در حدود ۳۰۰ قبل از میلاد به‌وسیلهٔ زنون تأسیس شد.

خدا با کائنات تاس‌بازی نمی‌کند: منظور انیشتین چه بود؟

اینشتین نابغه فلسفه بود، نه مذهب. چندین سال بعد وقتی از او سوال شد که آیا به خدا اعتقاد دارد، پاسخ داد: «من به خدای اسپینوزا ایمان دارم، که خود را در هماهنگی قانونمند همه موجودات نشان می‌دهد، نه به خدایی که تنها نگرانی‌اش سرنوشت و اعمال انسانهاست.» باروخ اسپینوزا، هم دوره‌ی اسحاق نیوتن و گوتفرید لایبنیتس، خدا را کاملا یکسان با طبیعت تلقی می‌کرد. به دلیل این نظریه او به عنوان یک مرتد خطرناک شناخته شد و از جامعه یهودی در آمستردام طرد شد.

چرا فقط علم می‌تواند به تمام سوالات بزرگ پاسخ دهد؟

زرادخانه سه گانه علم – مشاهده، تحلیل و محاسبه – اکنون آماده برخورد با سوالات واقعی بزرگ است. آنها یک ترتیب زمانی را بررسی می‌کنند: جهان چگونه آغاز شد؟ چطور ماده در جهان زنده شد؟ و چگونه ماده‌ی زندگی خودآگاهی پیدا کرد؟ در صورت بررسی و جداسازی، این سؤالات شامل بسیاری سوالات دیگر نیز می‌شوند؛ از جمله – برای اولین سوال – سوال در مورد وجود نیروها و ذرات بنیادین و به تبع آن، آینده دراز مدت جهان. این موضوع شامل مساله مهم همبستگی گرانش و مکانیک کوانتومی می‌شود.