هنری برگسون، سخنرانِ محبوبِ خانمها

فلسفۀ برگسون را میشد در سه کلمه خلاصه کرد: زمان فضا نیست. بهقول برگسون، زمان، آنطورکه در ریاضیات و فیزیک بیان میشود – یعنی توالیِ واحدهای گسسته و یکسان (مثل دقایقِ ساعت، یا نقاطِ یک خط) – استمرار ندارد؛ بلکه فقط همنشینیِ مکررِ لحظاتِ زمان حال است. زنها عاشق فلسفۀ برگسون دربارۀ خلاقیت، تغییر و آزادی بودند، اما اشتیاقِ آنها باعثِ برانگیختنِ واکنشهای منفی علیه خود او شد.
متن فلسفی باید شبیه متن یک نامه باشد

نوشتارِ فلسفیْ متنوع است. برخی متونْ بیشتر به اثبات و استدلال اهمیت میدهند، مثلا اینکه «حقیقت» پیوندِ باور و واقعیت است. عدهای هم دوست دارند که فقط برانگیزاننده باشند؛ مثل مناظرهای دربابِ ماهیتِ دوستی، که بدونِ رسیدن به تعریفی عملی، به پایان میرسد. اگر هم دنبالِ تعریفی باشیم، معمولا باید خودمان آن را بسازیم، یا فکر کنیم که فقدانِ آن چه معنایی دارد.
فلسفهٔ رواقیون: زیرک بودن سخت است، سرسخت بودن زیرکانه

در فلسفهی یونانی مکتبی است که به امتحان زندگی اختصاص داده شدهاست و به نام رواقیگری یاد میشود – فلسفهی استقامت و بردباری. برای همین است که کُشتیگیری و دَوِش در عصر قدیم خیلی مورد احترام بود، آنها آزمایشهای جسمیِ استقامت بودند. اگر شما یک رِواقی باشید، شما در زندگی خود تصمیم میگیرید ولی عواقباش را هم میپذیرید. اگر کمبودِ انضباط نفس دارید، با نگرانیِ تمام به جایی خواهید رفت که زندگی شما را ببرد. و به جای خودمختاری، زندگی شما به واسطهی نیروهای بیرونی و تصامیم دیگران هدایت خواهد یافت.
شایستهسالاری نهتنها باورِ غلطی است، که مضر هم هست

بیشتر مردم، نهتنها فکر میکنند که شایستهسالاریْ الگوی مناسب برای ادارۀ جهان است، بلکه معتقدند دنیای ما واقعا بر مدارِ شایستهسالاری میگردد. اما شایستهسالاری، نه فقط باوری غلط است، بلکه تحقیقاتِ فزایندۀ علوم روانشناسی و عصبشناسی نشان میدهد که این عقیدهْ افراد را بیشتر خودخواه، خودمنتقد، و حتی بیشتر مستعد رفتارِ تبعیضآمیز میکند.
نیچه، قهرمان تراژیکِ کهکشان فلسفه

نیچه در کنار مادرش فرانتسیسکا، عمههایش آگوستی و روزالی، خواهرش الیزابت و مادربزرگش در محیطی سرشار از ایمان و تدین مسیحی و سُلطهٔ زنان پرورش یافت. این تربیت مبتنی بر پارسایی و پابندی به اصول و آداب دینی، همراه با ظرافتهای زنانه، از نیچه پسری با نرمی و حساسیت زنان بار آورد که از كودكان شریر همسایه كه لانه مرغان را خراب، باغچهها را ضایع و مشق سربازی میکردند و دروغ میگفتند متنفر بود.
ویتگنشتاین و دین

این مقاله راهنمایی مختصر از دفاعیات ویتگنشتاین از باورهای دینی است که ریشه در آخرین آثار او دارد. شایان ذکر است که دیدگاههای ویتگنشتاین (در دورهٔ دوم) پیرامون باورهای دینی مناقشهآمیز هستند. دیدگاههایی که مورد بحث قرار گرفتهاند، لزوماً دیدگاههای شخص ویتگنشتاین نبوده ولی به او نسبت داده شدهاند.
باورِ بدون شواهد به لحاظ اخلاقی در هرحالی خطا است

آنچه بدان باور داریم از اهمیت عملی بسیار بالایی برخوردار است. باورهای نادرست در باب وقایع اجتماعی یا فیزیکی، سبب عادات نابهجا در عمل میشود. این فرآیند در نهایتِ خود میتواند به امری تبدیل شود که زندگانی ما را با خطر مواجه سازد.
آیا بیش از حدِ نیاز، تیشه به ریشه باورهای مذهبی خود زدهایم؟

سایمون کریچلی در دانشگاه نیو اسکول آمریکا فلسفهٔ قارهای درس می دهد. حدود بیست سال پیش، زمانی که او باور خود مبنی بر برآمدن فلسفه از دل ناامیدی – چه یاس مذهبی و چه سیاسی – ابراز کرد، به شهرت رسید. او معتقد است تمام جریان تاریخ فلسفه، داستان رسیدن تفکر به نوعی نیهیلیسم است که از بیجواب ماندن ایدههای مذهب مدعی سعادت بشری برمیآید.
رسوب: چالش بزرگ مقاومت در برابر باورهای کلیشهای

اغلب گفته میشود که قضاوتها و رفتارهای ما در واقع معلول شهود آنی و احساسات درونی است و استدلال پس از آن اتفاق میافتد. اما این ادعا یک نکته مهم را از قلم انداخته است. تحقیقات نشان میدهد که استدلال شناختی را که علت واکنشهای بعدی است، شکل میدهد. هر چه بیشتر استدلال کنیم که امر خوب یا بد، درست یا غلط و یا جذاب یا غیرجذاب است، این نگرش تاثیرگذاری بیشتری روی شهود و احساسات درونیامان خواهد داشت.
سه راز شادی از دیدگاه رواقیون رومی

در مکتب رواقیون اعتقاد بر این است که راز زندگی خوب و شاد در پرورش حالت ذهنی عالی نهفته است؛ از دید رواقیون، چنین حالتی با فضیلت و عقلانیت توأم است. زندگی ایده آل، زندگیای است سازگار و هماهنگ با قوانین طبیعت- که همهٔ ما بخشی از آنیم. گرایش به بیتفاوتی و لاقیدی نسبت به رخدادهای بیرونی. خاستگاه این مکتب فلسفی یونان باستان است، که در حدود 300 قبل از میلاد بهوسیلهٔ زنون تأسیس شد.
خدا با کائنات تاسبازی نمیکند: منظور انیشتین چه بود؟

اینشتین نابغه فلسفه بود، نه مذهب. چندین سال بعد وقتی از او سوال شد که آیا به خدا اعتقاد دارد، پاسخ داد: «من به خدای اسپینوزا ایمان دارم، که خود را در هماهنگی قانونمند همه موجودات نشان میدهد، نه به خدایی که تنها نگرانیاش سرنوشت و اعمال انسانهاست.» باروخ اسپینوزا، هم دورهی اسحاق نیوتن و گوتفرید لایبنیتس، خدا را کاملا یکسان با طبیعت تلقی میکرد. به دلیل این نظریه او به عنوان یک مرتد خطرناک شناخته شد و از جامعه یهودی در آمستردام طرد شد.
نگاهی به کتاب «تاریخ فلسفه اسلامی» اثر کلس گرینل

گرينل در كتاب خود «تاريخ فلسفهء اسلامى» چهرهء متفاوتى از جريانِ فكرِ فلسفىْ به ما نشان میدهد و بر خلاف كسانى كه سدهء دوازدهم و سيزدهم را پايان فلسفه در عالم اسلامى میپندارند، بر آن است كه فكر فلسفى پس از اين دوره نيز به حيات خود ادامه داده است. او تنها از برخى فيلسوفان مسلمان نام میبرد و البته اين كارْ از ارزش كتابْ نمی كاهد.