تحمل بار سنگین گناه: آیا عذابِ وجدان میراث رماننویسان عصر «رمانتیسیزم» است؟

بارها شنیدهایم که ادبیات هر دورهای خواسته و ناخواسته «بیماری قرن» خود را بازتاب میدهد. اگر به چنین اعتقادی پایبند باشیم ــ که باور اشتباهی هم به نظر نمیرسد ــ شاتوبریان (۱۷۶۸ – ۱۸۴۸) از جمله نویسندههای مکتب «رمانتیسیزم» است که آثارش انباشته از «بیماری قرن»اند. حتی در مورد او میتوان باز هم زیادهروی کرد و باور داشت که آثار شاتوبریان یکتنه سراسرِ سرگشتگی، زیادهروی در شرح عواطف، تبختر و طغیان «رمانتیسیزم» را در خود جاي میدهد.
خرد روشنگرانه کافی نیست: ما به یک رمانتیسیسم جدید نیازمندیم

واتسلاو هاول، دگراندیش اهل چک، در سخنرانی خود در سال ۱۹۸۴ نیاز دوباره ما به رمانتیسیسم را اینگونه توضیح میدهد: «مردم تصور میکردند میتوانند طبیعت را بشناسند و آن را تسخیر کنند، در حالیکه تمام آنچه که انجام دادند، ویران کردن طبیعت و بعد جدا کردن خود از آن بود.»