سوِِتلانا الکسیویچ، برنده جایزه نوبل ادبیات کیست؟

۳۵۰۰

.

سوتلانا الکسیویچ کنفرانس مطبوعاتی‌اش را پس از آن‌که به عنوان برنده جایزه نوبل ادبیات امسال شناخته شد، خود در آپارتمان کوچکش در مینسک، پایتخت بلاروس برگزار کرد. شمار زیادی از روزنامه نگاران آنجا بودند. اما چرا این کنفرانس در اپارتمان نویسنده برگزار شد؟ آیا جای دیگری نبود؟

قرار معلوم، انتظار چنین اتفاقی می‌رفت، چرا که مناسبات سوتلانا الکسیویچ را با دستگاه حاکم در بلاروس نمی‌توان خیلی دوستانه خواند و این مناسبات کج‌دار و مریز با قدرت، دلیل برگزاری کنفرانس مطبوعاتی مهم نویسنده ی مهم و جهانی را در آپارتمان شخصی‌اش توضیح می‌دهد. او در همان نخستین مصاحبه‌اش  از فرهنگ، ادبیات و موسیقی شکوهمند و عظیم روس با ستایش یاد کرد و فوری علاوه کرد کدام بخش‌های روس را نمی پذیرد: روسیه‌ی استالین، بیریا و پوتین.

اما سوتلانا الکسیویچ کیست و ‌چطور چنین غیرمنتظره برنده جایزه ادبی نوبل امسال شد؟

chernobylسوتلانا الکساندروونا الکسیویچ در ۳۱ می ‌۱۹۴۸ در شهر استانیسلاو در غرب اوکراین به دنیا آمد. این شهر اکنون «ایوانه فرانکوفسک» نامیده می‌شود. پدرش بلاروسی و مادرش اوکراینی است. در سال ۱۹۶۵ دبیرستان را در شهر کوپات کیویچ، در ولایت گومیل جمهوری بلاروس تمام کرد.  در سال ۱۹۷۲ از دانشگاه دولتی بلاروس در رشته روزنامه نگاری فارغ شد. در روزنامه های «چراغ رهنمای کمونیزم»، «سپیدار» و «جریده روستایی» به عنوان روزنامه نگار کار کرد. او در سال ۱۹۸۳ عضویت اتحادیه نویسندگان اتحاد شوروی را به دست آورد.

نخستین کتاب او «جنگ چهره ی زنانه ندارد» در سال ۱۹۸۵ منتشر شد. این کتاب بر اساس مصاحبه‌هایی است که الکسیویچ با زنان کهنه‌سرباز شوروی از دوران جنگ دوم جهانی انجام داده و در آن سیمای جنگ را، به دور از تبلیغات مبتنی بر ایدیولوژی، از نگاهی انسانی نشان داده است. در همین سال اثر دیگر او به نام «آخرین شاهدان» نیز منتشر گردید.

کتاب سوم او «بچه های مفرغین» نام دارد و بر اساس مصاحبه با زنان، مادران، خواهران و دوست دخترهای نظامیان و سربازان شوروی که آتش جنگ در افغانستان را دیده اند، تدوین شده است. این کتاب در سال ۱۹۸۹ منتشر شد. «شیفتگان مرگ» در سال ۱۹۹۳ و «نیایش چرنوبل» درست در ده سالگی فاجعه در نیروگاه اتمی چرنوبل در سال ۱۹۹۷ به نشر رسیدند. «زمانهء دست دوم» آخرین اثر اوست که در ۲۰۱۳ چاپ شده است.

تعدادی از نویسنده ها و فرهنگیان روس که سایت روسی بی بی سی با آنها مصاحبه کرده، از این گزینش خوشحالند.

دمیتری بیکف، نویسنده و استاد دانشگاه معتقد است که «این افتخار بزرگی برای ادبیات روس است. اما این که چرا این گزینش نهایی شده است، پنجاه سال بعد خواهیم دانست وقتی مُهر محرمیت از پروتوکل نشست‌های اعضای اکادمی سویدن برداشته شود.» به نظر بیکف تفویض جایزه نوبل ادبیات به الکسیویچ، «ارج‌گزاری به سنت شکوهمند ادبیات روسی است».

لودمیلا اولیتسکایا، نویسنده مشهور دیگر، می‌گوید که برای سوتلانا الکسیویچ خوشحال است و این را افتخاری برای ادبیات بلاروس می‌داند. به نظر او سوتلانا الکسیویچ «مصاحبه کننده‌ی درخشانی است» و همزمان با این اضافه می‌کند که او دست کم پنج نویسنده دیگر را می‌شناسد که برای این جایزه شایسته‌تر بودند.

گفتنی است که سوتلانا الکسیویچ با آن که شهروند بلاروس است، اما زبان هنر او- روسی است. او به روسی می‌نویسد. و همین است دلیل این که چرا بی‌بی‌سی و برخی رسانه های دیگر این روزها  برای تبیین اهمیت و ابعاد این حادثه ادبی دنبال دیدگاه‌های نویسندگان روس می‌روند.

ژانری که سوتلانا الکسیویچ کار می‌کند (در دو کاری که من دیده‌ام و بنابر مقاله‌هایی که این دو روز در مورد کار او خوانده‌ام)، در ادبیات روسی بکر نیست. «مجمع‌الجزایر گولاگ» از الکساندر سولژینیتسین، «در دل گردباد» و «سفر با گردباد» از یوگینیا گینزبورگ و ده ها اثر دیگر به نحوی چراغ‌های رهنمای سوتلانا الکسیویچ بوده‌اند. هرچند داشتن سلف از ارزش هنری کار سوتلانا الکسیویچ نمی‌کاهد. با آن که قیاس مع‌الفارق است اما، به یاد بیاوریم که فردوسی نیز به دنبال شهید بلخی راه افتاد و حافظ هم به دنبال خواجو و بیدل هم به دنبال شاعران دوره وقوع، دوره تیموریان هرات. مهم این است که در دو روز محشور بودن با نثر سوتلانا الکسیویچ، نگاه انسانی و هوشمند او را تحسین‌برانگیز یافته ام و فراست او در ارتقای روزنامه نگاری خالص به نوعی ادبیات ستودنی است. با این‌همه، نکاتی در رابطه با جایزه نوبل ادبیات و نویسندگان نامدار روس وجود دارند که به گمان نگارنده، به عنوان یک دانشجوی ادبیات، جایزه نوبل ادبیات روس قابل تامل می‌تواند باشد.

۴۱YmwduK8BL._SX324_BO1,204,203,200_این جایزه اولین بار در سال ۱۹۰۱ به سولی پرودهوم، شاعر و نویسنده‌ی فرانسوی اعطا شد، اما انتون چخوف، استاد مسلم داستان کوتاه که در سال ۱۹۰۴ از دنیا رفت، نامزد این جایزه نشد. لیو نیکلایویچ تولستوی آفریننده حد اقل سه شاهکار جهانی است: جنگ و صلح، آننا کارانینا و رستاخیر. او هم ده سال پس از تاسیس جایزه نوبل  در سال ۱۹۰۱۰ از دنیا چشم پوشید، بی‌آنکه آثارش مستحق جایزه نوبل شناخته شوند. ماکسیم گورکی، نویسنده دیگر شهیر روسی نیز در سال ۱۹۳۴ درگذشت، و او نیز از برندگان جایزه نوبل ادبیات نیست. الکساندر بلوک شاعر، سرگی یسه نین شاعر، ولادیمیر مایاکوفسکی شاعر، میخاییل بولگاکف نویسنده، آندره پلاتونف نویسنده، آننا آخماتوای شاعر، الکسی تولستوی نویسنده، مارینا سویتایوای شاعر و… نیز در جمع برنده جایزه نوبل ادبیات نبوده‌اند.

گذاشته از آن، امروز نیز نویسندگان و شاعران بزرگی در روسیه هستند که نامشان در فهرست مقدماتی نامزدهای جایزه نوبل نمی‌آید. شش برنده نوبل ادبی در ۱۱۴ سال برای ادبیات روس که بیشترین تاثیر را بر ادبیات جهان گذاشته، به نظر بسیاری از نویسندگان، نشانه‌ی بارز از دست‌کم‌گیری عمدی ادبیات روس می‌تواند باشد.

به این دلیل است که نگارنده، با دمیتری بیکف که معتقد است این جایزه افتخاری برای «سنت شکوهمند ادبیات روس» است، موافق نیست. بلکه برعکس، حضور هرچند کمرنگ ادبیات روس درین معرکه، مایه‌ی اعتبار برای جایزه نوبل است.

درین ۱۱۴ سال اعطای جایزه ادبی نوبل به بیش از صد نویسنده و شاعر این جایزه داده شده است. آیا کسی از اهل ادبیات هست که نام همه‌ی این صد برنده جایزه را بداند؟ به عنوان نمونه، با همه احترامی که به آفرینش هنری ایوان بونین دارم، شک دارم اکثر فارسی زبان‌های علاقمند ادبیات نامی از او شنیده باشند حال آن که دشوار است کسی را یافت که علاقمند ادبیات داستانی باشد و تولستوی، چخوف و گورکی را نشناسد.

به نظر می رسد جایزه نوبل ادبیات به اعتبار ارزش ادبی-هنری آثار ادبی داده نمی شود. این جایزه به خاطر پشتیبانی، ترویج و توسعه برخی از ارزش ها که برای اکادمی سویدن اهمیت دارند، اهدا می شود و حتمی نیست که برنده جایزه نوبل همزمان بهترین نویسنده در جهان هم باشد.

.

درباره‌ی نویسنده

حضرت وهریز

۵ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

تازه‌ها

پرخواننده‌ترین‌ها