جنسیت در ادبیات: آیا ادبیات زنانه و مردانه دارد؟

آیا ادبیات زنانه و مردانه دارد؟ آیا نیاز است که ادبیات زنان جدا به شکلی جداگانه از سایر دسته‌بندی‌های ادبیات مطالعه و بررسی شود؟‌ آیا کاربرد اصطلاح «ادبیات زنان» به معنای تحقیر آثار ادبی آن‌هاست؟ پاسخ این سوال‌ها هم بدیهی‌ست و هم تا حدی پیچیده؛ قبل از هرچیز بستگی به این دارد که برداشت ما از جنسیت و مفاهیم مرتبط با برابری و عدالت جنسیتی که بیشتر یک موضوع اجتماعی و حقوقی‌ست تا مرتبط با ادبیات، چیست.

سازمان‌ها و گروه‌های مختلف تعاریف متفاوتی از برابری جنسیتی دارند که کنه‌ی این تعاریف اغلب به هم نزدیک است و یکدیگر را نقض نمی‌کند.  به طور کلی برابری جنسیتی وضعیتی‌ست که در آن همه افراد، فارغ از جنیست خود، به طور مساوی به منابع و فرصت‌ها دسترسی دارند. برابری جنسیتی یک ایده یا هدف است، در حالی‌که عدالت جنسیتی و بی‌طرفی جنسیتی راه‌های عملی رسیدن به آن هدف تلقی می‌شود. سازمان بین‌المللی کار برابری جنسیتی را این‌گونه تعریف می‌کند:

«برابری جنسیتی، به این معناست که رفتارها، انگیزه‌ها و نیازهای زنان و مردان در نظر گرفته شده، به آن ارزش داده می‌شود و به شکلی برابر با آن برخورد می‌شود. برابری جنسیتی به معنای آن نیست که زنان و مردان لزوما یکی شوند،‌ بلکه به این معناست که حقوق، مسئولیت‌ها و فرصت‌های آن‌ها به این امر وابسته نباشد که آیا مرد متولد شده‌اند یا زن. عدالت جنسیتی به معنای برخورد منصفانه و مطابق با نیازهای زنان و مردان است. این برخورد می‌تواند یکسان و یا متفاوت باشد، اما نتیجه‌ی آن باید از نظر حقوق، مزایا مسئولیت‌ها و فرصت‌ها برابری محسوب شود.»

تعریف یونیسف، صندوق بین‌المللی کودکان از برابری جنیستی این است که «زنان و مردان، دختران و پسران از حقوق، منابع، فرصت‌ها و حفاظت برابر برخوردار باشند. برابری جنسیتی به معنای آن نیست که دختران و پسران و یا زنان و مردان یکی باشند و یا برخورد با آن‌ها دقیقاً یکسان باشد.»

برابری همیشه به معنای عدالت نیست
برابری همیشه به معنای عدالت نیست

گذشته از این‌، این‌روزها معنای جنسیت محدود به زن و مرد نیست و بسیاری از سازمان‌ها و دولت‌ها تلاش می‌کنند تا دیگر هویت‌های جنسیتی مثل تراجنسیتی‌ها یا ترانس‌جندرها را در بحث برابری و عدالت جنسیتی شامل بسازند که مقوله‌ای جداست و در این مطلب فقط کافی‌ست که به آن اشاره شود.

تا این‌جا دو نکته‌ی مهمی که در هر دو تعریف وجود دارد، این‌هاست: اول اینکه برابری جنسیتی به معنای یکی بودن یا یکی شدن زن و مرد و یا دیگر هویت‌های جنسیتی نیست و دوم این‌که برابری جنیستی لزوما با برخورد یکسان با زنان و مردان و یا دختران و پسران و یا دیگر هویت‌های جنسیتی به دست نمی‌آید.

آن‌چه می‌توان از این تعاریف برداشت کرد این است که در بحث برابری جنسیتی، موضوع نه تنها نفی جنسیت و یکسان‌انگاری جنسیت‌ها نیست،‌ بلکه اتفاقا بر ارزشمند بودن ویژگی‌های جنسیتی تاکید می‌شود و نیاز به اذعان و درک این تفاوت‌ها و تنظیم نگرش و برخورد منطبق با این‌ تفاوت‌ها برجسته شده است. تا حدی که با تعاریف فوق،‌ گاهی برای دستیابی به برابری جنسیتی لازم است برخورد با زنان و مردان (و نیز دیگر هویت‌های جنسیتی) متفاوت باشد و نه برابر.

حالا این تعاریف چه ارتباطی با ادبیات دارد؟

ادبیات و هنر تجلی تجربه‌های شخصی افراد، فارغ از جنیست آن‌ها در قالب‌های متفاوت خلاقانه‌ از جمله داستان،‌ شعر، نقاشی، مجسمه‌سازی و امثال آن‌ است. بدیهی‌ست که هر فرد و یا هر گروه‌ اجتماعی نگاه و تجربه‌ای متفاوت دارد و آن را در آثاری که تولید می‌کند، به نمایش می‌گذارد. مثلا، ادبیات پسااستعماری، ادبیات کلاسیک، آمریکای لاتین، یا هند یا فارسی هر کدام ویژگی‌ها و جایگاه خاص خود را دارند و این دسته‌بندی‌ها برای تحلیل،‌ نقد و پژوهش این آثار مهم است. به همین ترتیب، بدیهی‌ست که یک نویسنده یا هنرمند تراجنسیتی بهتر از یک زن و مرد همسوجنس می‌تواند درباره تجربه‌ها و احساسات یک ترانس‌جندرها بنویسد. این نیز بدیهی‌ست که یک زن نویسنده بهتر از یک همکار مرد خود می‌تواند درباره تجربه‌های زنانه خود بنویسد. ظرافت‌های مختص جنسیتی که یک زن و یا یک ترانس‌جندر و یا یک مرد در خلق آثار ادبی یا هنری خود نشان می‌دهند، ویژگی‌های اصیل تفکر و تحلیل و ادراک شمرده‌ می‌شود. ساده‌انگاری‌ست که این ویژگی‌ها را به خصوصیات «جنسی» فروکاست.

بدون در نظرداشت این ویژگی‌ها، ارزیابی، تحلیل و نقد آثار ادبی اگر ناممکن نباشد،‌ به شدت سطحی و نادقیق خواهد بود. بدون این ویژگی‌ها، یک رمان یا تابلوی نقاشی هیچ معنای خاصی نمی‌دهد؛ شی‌ء خواهد بود بی‌جان و بی‌روح و بیهوده. و چه اهمیتی دارد که آن رمان یا نقاشی کار یک مرد باشد یا یک زن یا یک ترانس‌جندر!

آن‌چه به یک رمان یا اثر هنری جان می‌بخشد و معنا و جایگاه می‌دهد، تفکر و احساس و انگیزه و تجربه و نگرش و ادراکی‌ست که پشت آن قرار دارد؛ این‌که زن یا مردی که آن اثر را خلق کرده، ویژگی‌های اصیل تفکر و تحلیل و ادراک و فردیت خود به چه شکلی در آن بازتاب داده.

بدیهی‌ست که ارزش و نقش ادبیات تولید شده توسط زنان و مردان (و یا دیگر هویت‌های جنسیتی) در جامعه یکسان است. این نیز مسلم است که زنان و مردان نویسنده و هنرمند باید به منابع و فرصت‌های برابر برای خلق و نشر آثار خود دسترسی داشته باشند. این نیز روشن است که برتر یا فروتر دانستن کیفیت، ارزش، تاثیرگذاری و خلاقیت ادبیات هنر با ملاک زن یا مرد بودن خالق آن، در بهترین حالت، نظر شخصی فردی‌ست که نه از ادبیات و هنر سردرمی‌آورد و نه از مفاهیم برابری و عدالت جنسیتی.

ادبیات زنان چیست؟

ولی دسته‌بندی ادبیات به ادبیات زنان نه برخورد جنسیتی با ادبیات است و نه خوار شمردن و تحقیر تولیدات ادبی و هنری زنان. تفکری که کاربرد صفت «زنان» برای ادبیات و هنر و یا دیگر امور مرتبط را صفتی «تحقیرگرایانه» به حساب می‌آورد،‌ دانسته یا ندانسته، هنوز اسیر کلیشه‌های قرون وسطایی و فرهنگ مردسالارانه و ادیان مردگرایانه است؛ فرهنگی که در آن «زن» و «زنانه» و «زنانگی» واژه‌هایی تحقیرآمیز است و نقطه‌ی مقابل «مرد» و «مردانه» و «مردانگی».

زنان زیادی در جهان دهه‌ها مبارزه کرده‌اند تا واژه‌های زن و زنانه و زنانگی پذیرش جایگاه و معنای واقعی خود را بازیابد و تجلیل یک هویت مستقل انسانی و اذعان به ارزش تجارب و انگیزه‌ها و تفکری به شمار آید که بخشی از آن در هنر و ادبیات تجلی یافته. به همین دلیل است که اصطلاح «ادبیات زنان» سال‌هاست که معنا و جایگاه ویژه‌ای در دانشگاه‌ها و پژوهشکده‌ها دارد، در حالی که چیزی به نام «ادبیات مردان» نداریم.

تعریف آکادمیک ادبیات زنان این است: «رشته‌ای مشخص در حوزه‌ی مطالعات ادبیات، استوار بر این نظریه که تجربیات زنان به شکل تاریخی هویت جنسیتی آن‌ها را شکل داده و از این‌رو آثار ادبی زنان ارزش آن را دارد که جدا از سایر دسته‌بندی‌های ادبی مورد پژوهش و مطالعه‌ آکادمیک قرار گیرد.»

این تفکر که برای دستیابی به برابری با مردان «زنانه» و «زنانگی» را باید قربانی کرد، تفکری زن‌ستیزانه‌ و در خوش‌بینانه‌ترین حالت، کژفهمی و برداشتی ناقص و وارونه از مفاهیم برابری جنسیتی‌‌ست.

درباره‌ی نویسنده

عزیز حکیمی

عزیز حکیمی

اهل هرات، ساکن جزایر مالت،‌ روزنامه‌نگار، علاقه‌مند ادبیات فارسی و انگلیسی و برنامه‌نویسی وب. از عزیز یک رمان به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شده و در حال حاضر روی رمان دوم و یک مجموعه داستان کوتاه کار می‌کند. او مقالاتی در رسانه‌های مختلف فارسی‌زبان و نشریات خارجی منتشر کرده است. عزیز بنیان‌گذار و سردبیر مجله‌ی ادبی نبشت و نشر نبشت است.

۵ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

تازه‌ها

پرخواننده‌ترین‌ها