اتوپیا: قصه‌ای فلسفی با طعم سیاسی، نماینده افغانستان برای اسکار

۱۲۲۷۴۴۶۵_۹۹۰۱۲۴۸۸۷۷۱۲۹۴۵_۸۲۶۱۲۲۴۴۳۳۹۰۹۲۰۰۱۰۴_nراجنیش اوشو، فیلسوف و عارف هندی گفته بود، انسان امروز برای رهایی از تعلقات سنتی، نژادی و خط و مرز‌های سیاسی، نیازمند لقاح و پیوند جدید است، لقاح نژادهای مختلف با همدیگر و لقاح ادیان و مذاهب، این بخشی از اتوپیای انسانی است تا جنگ و نزاع نباشد.

فیلم اتوپیا به کارگردانی حسن ناظر فیلمساز ایرانی ساکن اسکاتلند، قصه یک زن افغان بنام جانان است که در افغانستان زندگی می‌کند. شوهر جانان بر اثر عوارض جنگ دچار قطع نخاع شده و فلج است و امکان بچه دار شدن ندارد اما جانان تلاش دارد تا از طریق عمل لقاح بچه دار شود و شور وعشق زندگی را به شوهرش باز گرداند. او راهی اسکاتلند می‌شود اما بعد از اهدای نطفه از سوی ویلیام مرد جوان اسکاتلندی که عاشق فلسفه و دین است، سرنوشت جانان و قصه فیلم رنگ دیگری به خود می‌گیرد.

اتوپیا که توسط تهیه کنندگانی از افغانستان، ایران و اسکاتلند تولید شده، نماینده افغانستان برای اسکار امسال انتخاب شد. ملالی زکریا بازیگر افغان که نقش جانان را در فیلم ایفا کرده، بتازگی جایزه بهترین بازیگر زن را از فستیوال فیلم آسیا در امریکا برای فیلم اتوپیا دریافت کرد. این فستیوال هر ساله در اوایل ماه نوامبر در کالیفرنیا برگزار می‌شود و فیلم‌های معرفی شده قاره آسیا برای اسکار را به نمایش می‌گذارد. تصویربرداری اتوپیا در کابل، مزارشریف، تاجیکستان، اسکاتلند و هند انجام شده است. ملالی زکریا که اتوپیا اولین فیلم او به عنوان بازیگر و یکی از تهیه کننده گان این فیلم در نای مدیا است در خصوص تولید مشترک با ایران می‌گوید: ایران از تجربه خوبی در عرصه فیلمسازی در منطقه برخوردار است و هدف از تولید مشترک، فروش فیلم در بازار ایران و اروپا است چون فیلم افغانی هیچ فروشی در داخل ندارد.

تصویر متفاوت از زن افغان

حسن ناظر کارگردان فیلم می‌گوید، شخصیت اصلی زن در فیلم با مشوره و همکاری ملالی زکریا کار شده و تلاش گردیده تا تصویر متفاوتی از زن افغان ترسیم شود. ناظر معتقد است بخش عمده فیلمهای که در باره افغانستان ساخته شده، زن افغان را از منظر فقر، بی سوادی و با نگاه تاریک به نمایش گذاشته اما در این فیلم تلاش شده تا تصویری از یک زن شاغل افغان ارایه شود، زنی که خلاف سنت‌های رایج و بخاطر عشق به شوهر و زندگی‌اش به دنبال انجام عمل لقاح است..

۱۲۲۹۹۱۰۹_۹۹۰۱۲۴۶۷۷۷۱۲۹۶۶_۳۴۱۴۹۶۴۷۷۸۵۱۵۸۵۸۴۹۸_n
ملالی زکریا بازیگر افغان که نقش جانان را در فیلم ایفا کرده، بتازگی جایزه بهترین بازیگر زن را از فستیوال فیلم آسیا در امریکا برای فیلم اتوپیا دریافت کرد.

اتوپیا در یک زمینه وجه مشترک با فیلم سنگ صبور عتیق رحیمی کارگردان افغان مقیم فرانسه دارد. کاراکتر زن در سنگ صبور از مردی پرستاری می‌کند که قطع نخاع شده است و شخصیت زن با دیالوگ‌ها و رفتارش، به نوعی انتقام از مرد را به نمایش می‌گذارد و نیاز عاطفی و جنسی که زن سالها از آن محروم بوده است. فیلم اتوپیا نیز داستان زندگی مرد فلج افغان را با همسرش بازگو می‌کند با این تفاوت که زن در فیلم اتوپیا در صدد انتقام از شوهر نیست بلکه تلاش دارد به او عشق بورزد. جانان در مورد شوهرش (باقی) به کاکا نجیب می‌گوید، عشقی را که باقی به من داده، بگونه ای است که هیچ وقت نتوانستم مردی دیگری را تصور کنم. در صحنه دیگر که جانان می‌خواهد برای انجام عمل لقاح به اسکاتلند برود، درکنار تخت شوهرش در خانه به او می‌گوید: «من شاید بسیار کار‌ها می‌توانستم بکنم، اما نکردم. چون در زندگی با تو شروع شدم و با تو می‌خواهم تمام شوم. اکنون هم می‌خواهم فقط ترا خوشحال کنم.»

اتوپیا، داستان سرنوشت 

فیلمساز می‌خواهد سه داستان را که هر کدام قصه سرنوشت انسان بین جبر و اختیار را دنبال می‌کند به تصویر بیاورد و تلاش دارد تا آنها را بهم پیوند بزند. قصه جانان زن افغان که بدنبال لقاح نطفه شخص دیگر برای بچه دار شدن است محور اصلی داستان فیلم را تشکیل می‌دهد. قصه ویلیام جوانی که در موسسه اهدای نطفه و عمل لقاح کار می‌کند. پدر بزرگ ویلیام در جنگ افغان انگلیس جانش را از دست داده و پدرش نیز که جنرال نظامی بوده در جنگ کنونی افغانستان کشته شده و جانان از نطفه ویلیام حامله می‌شود، و قصه پیر مرد هندی صوفی مشرب که زنش را از دست داده و در حالیکه همیشه دیگران را به ننوشیدن مشروب فراخوانده، اکنون شراب می‌نوشد و شخصی را در حال مستی می‌زند و به زندان می‌افتد.

پیوند قصه جانان و داستان ویلیام با آن افکار فلسفی‌اش در ساختار داستانی فیلم قابل تعمق است اما داستان پیر مرد هندی و بردن جانان و ویلیام به هند، مثلث قصه را به درستی بهم پیوند نمی‌زند و همدیگر را تکمیل نمی‌کنند اما تنها نکته مشترک هر سه داستان، موضوع سرنوشت و حرکت آدمی میان جبر و اختیار است. فیلم اتوپیا متکی بر داستان سرایی کلاسیک نیست اما در چارچوب روایت غیر خطی نیز دچار برخی ضعف‌ها و پراگندگی موضوعی است.

اسلام، سیاست و جنگ افغانستان

فیلم جنبه فلسفی اتوپیای انسانی را در بستر قصه دنبال نمی‌کند بلکه گرفتار نگاه دینی و رویکرد سیاسی شده است. ویلیام به دلیل موج اسلام ستیزی در غرب و مشارکت پدرش در جنگ افغانستان به اسلام روی آورده است. او مسجد می‌رود و در برخی صحنه‌های فیلم سخنان منجی گونه به زبان می‌آورد. فیلم تلاش کرده تا چهره بسیار شسته شده دین را از دید ویلیام بیان کند، دیدی که می‌تواند مورد طبع نظام دینی ایران باشد. با این وجود حسن ناظر می‌گوید: من این فیلم را به هیچ وجه برای ایران نساختم، سعی کردم بعد فلسفی فیلم حفظ شود اما موافقم که فیلم جنبه دینی و سیاسی نیز دارد.

به باور نگارنده، نزدیکی فیلم به نگاه سیاسی حاکم در ایران در پایان فیلم بسیار پر رنگ‌تر است. پس ازآنکه ویلیام در ملاقات با جانان در هند، موضوع اهدای نطفه خودش را فاش می‌کند جانان بر آشفته می‌شود و به خانه دختر پیرمرد هندی می‌رود. دیالوگ‌های جانان با دختر هندی، عین سیاستی است که ایران در قبال افغانستان و مساله حضور نیرو‌های بین المللی در آن اتخاذ کرده است. بیشتر رسانه‌های ایران از نیرو‌های خارجی مستقر در افغانستان به عنوان اشغالگران یاد می‌کنند، جانان نیز بعد از ملاقات با ویلیام به دختر هندی می‌گوید: آنها به زور سرزمین ما را اشغال کردند، مغز ما را، باور‌های ما را و حتا بدن مرا اشغال کردند، که اشاره‌ای است به نطفه ویلیام و فرزندی که در رحم جانان است.

جانان می‌گوید: «می‌فهمی چه احساسی دارم؟ احساس می‌کنم یکنفر به من تجاوز کرده است.»

۱۲۲۴۳۰۹۲_۹۹۰۱۲۵۱۵۷۷۱۲۹۱۸_۷۵۰۱۹۷۹۰۸۳۱۳۳۹۱۴۶۷_nبا این حال حسن ناظر باب طبع بودن فیلم برای ایران را رد می‌کند و می‌گوید که درین خصوص فقط پایبند فیلمنامه ای بوده که نویسنده نوشته است و تاکید می‌کند که وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، موسسه افغان فیلم و برخی دیگر از هنرمندان افغان که در پروسه تولید فیلم نقش داشتند فیلمنامه را مطالعه کرده اند.

جنبه سیاسی فیلم تاکید دارد که مستقیم یا غیر مستقیم، انگلیس و غربی‌ها عامل اصلی سالها جنگ در افغانستان هست، جنگی که پدران ویلیام در آن نقش داشتند. فیلم در پایان، پاکستان را نیز عامل نابسامانی افغانستان می‌داند. پلیس پاکستان هنگام ورود جانان از طریق خاک هند به افغانستان با او برخورد خشن دارد و در نهایت جانان به عنوان نماد افغانستان در رودخانه پاکستان می‌افتد و غرق می‌شود. فیلمساز به سایر عوامل و کشور‌های چون ایران، عربستان و دیگر جریان‌های دخیل در قضیه افغانستان اشاره ای نکرده است. طرح مسایل سیاسی و دینی در فیلم، در کنار بعد فلسفی اتوپیا، داستان را تا حدودی دوپارچه ساخته است و در پایان هیچ اتوپیا یا آرمانشهری نیز در فیلم شکل نمی‌گیرد.

فیلم اتوپیا از موسیقی بسیار خوب برخوردار است و آرمان موسی پور آهنگساز فیلم، ترکیبی مناسبی از موسیقی افغانی و شرقی را با ساز‌های اروپایی ایجاد کرده است. موسیقی فیلم تلاش کرده تا به نوعی فضای اتوپیایی را خلق کند و در خدمت اصل موضوع قرار بگیرد. تصویربرداری اتوپیا نیز از نکات قوت فیلم است. حضور همایون ارشادی بازیگر شناخته شده ایران در نقش کاکا نجیب پدر شوهر جانان با نوع تلفظ زبان دری، تا حدودی تکراری است و کارگردان می‌توانست از بازیگر افغان برای آن نقش استفاده کند اما به دلیل تولید مشترک فیلم و قصه اتوپیا، قابل درک است. سکانس پایانی فیلم باغرق شدن جانان در رودخانه، تولد نوزاد در درون آب، راه رفتن بزهای کوهی روی لبه رودخانه، زیباترین سکانس فیلم اتوپیا است و ترکیب بسیار سمبولیک دارد.

قرض گرفتن تبر همسایه برای اسکار 

۱۲۲۷۴۳۱۲_۹۹۰۱۲۵۲۳۷۷۱۲۹۱۰_۷۶۴۳۴۱۲۸۰۰۷۹۷۷۷۸۵۴_nافغانستان طی دوسال اخیر فیلم‌هایی را به اسکار معرفی کرده که به نوعی مرتبط با تهیه کننده، نویسنده یا کارگردان کشور همسایه ایران بوده است. سال گذشته فیلم «چند متر مکعب عشق» به کارگردانی جمشید محمودی و امسال نیز فیلم «اتوپیا» به کارگردانی حسن ناظر به عنوان نماینده سینمای افغانستان به اسکار معرفی شده است. اعضای کمیته انتخاب فیلم در افغانستان معتقدند که فیلم‌ها را به این دلیل برگزیده اند چون بیشتر هنرمندان و عوامل افغان در تولید آن سهم داشتند. این روند حتا بگونه ای بوده که تایتل یا مشخصات فیلم‌ها چند بار تغیر کرده و عنوان تولید مشترک افغانستان و ایران در آنها درج شده است. از نظر قوانین اسکار هیچ محدودیتی وجود ندارد که کدام کشور به عنوان تولید کننده مشترک، فیلم را به آکادمی اسکار معرفی کند اما غیر انگلیسی زبان بودن فیلم از شروط مهم است که اتوپیا بطور کامل یک فیلم غیر انگلیسی زبان نیست. به باور برخی از منتقدان، بهتر است فیلمی به نمایندگی افغانستان به اسکار معرفی شود که نویسنده یا کارگردان آن نیز شهروند افغانستان باشد و یا مطالعه و آشنایی کاملی با این جامعه داشته باشد. به نظر می‌رسد که روند انتخاب فیلم در افغانستان برای اسکار، شباهت به همان مثل قرض گرفتن تبر همسایه دارد. با این حال مشکل اساسی آنست که دولت افغانستان هیچ سرمایه گذاری برای سینما نکرده و این کشور طی یک دهه اخیر از مدیریت غیر حرفه ای و بسیار ناکارآمد در عرصه فیلمسازی برخوردار بوده است. به باور بسیاری از فیلمسازان،  اتحادیه صنفی فیلمسازی نیز در افغانستان فاقد اعضای حرفه ای در حوزه هنر سینما است و از مدیریت کارا و متغیر برخوردار نیست. از سوی دیگر درین اواخر بسیاری از فیلمسازان افغانستان به دلیل نامنی، بیکاری و بی توجهی دولت به مسایل فرهنگ و هنر، این کشور را ترک کرده اند اما بخشی از فیلمسازان جوان افغانستان که آثار با ارزش کوتاه و مستند را ساخته اند همچنان در داخل کشور به تولید فیلم می‌پردازند.

.

درباره‌ی نویسنده

عبدالحسین دانش

۱۷ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • امروز خبر جدیدی در باره این فلم خواندم که ملالی زکریا از فستیوال بین المللی فلم دهلی در هند نیز جایزه خوبترین بازیگر زن را دریافت کرده و فلم جایزه کارگردانی را هم از ان خود ساخته. بعد ازین خبر در باره فلم سرچ کردم و این نقد را خواندم که بسیار دلچسپ بود. تشکر

  • مطلب خوبى بود. من از فعالیت مشترک هنرى بین افغانستان و ایران خوشحالم. کاش دیگر همسایه هاى افغانستان نیز در زمینه تولید فیلم، نصف این همکارى داشته باشند. فراموش نکنیم که پاکستان براى ما فقط تروریست مى فرستد.

    • the word blog with a half puzzled half contemptuous tone in his voice!I studied philosophy at a level and found it brilliant. It made me realise I wasnt the only one asking these questions. Teaching thinking skills is so important. Children naturally question everything and somewhere along the line it gets drummed out of them. It’s such a shame. I look forward to reading more of the posts. Thanks for linking up to the Education showcase on LoolsleBlvgARebecca recently posted..

  • مطلب جدید و قابل بحث بود. فلم هاى مثل این که در افغانستان با کیفیت خوب ساخته مى شوند متاسفانه امکان دسترسى ان در بازار فلم اروپا نیست. امیدوارم این فلم را پیدا کنم.

  • فلم را ندیدم اما نقد های اقای دانش در باره فلمها جدی و حرفه ای است. انتقاد ایشان از اتحادیه سینماگران در افغانستان بجا و دقیق است که آدمهای مسلکی و آکادمیک سینما در آنجا حضور ندارند و به نظر من زیادتر روابط تجاری حاکم است تا هنری و حرفه ای.

  • اینکه یک خانم افغان برنده جایزه شده جاى خوشحالى است اما سو استفاده کردن ایرانى ها از ادرس افغانستان براى رفتن به اسکار کار درستى نیست. مخملباف سالها از افغانستان سو استفاده کرد و صدیق برمک با حمایت فکرى و مادى او فلم اسامه را ساخت. نباید از فضاى یک کشور سو استفاده کرد و از ان تخته پرش ساخت.

  • فیلم از یک موضوع نو برخوردار است انهم در کشورى چون افغانستان. تبریک به ملالى ذکریا بازیگر افغان بخاطر جایزه بهترین هنرپیشه از امریکا. دوست دارم این فیلم را ببینم.

  • بحث و تحلیل فلم بسیار جالب بود اما جالب تر بخش آخر نوشته است ( قرض گرفتن تبر همسایه برای اسکار ) چه تعبیر دقیق و خوبی. تشکر از نویسنده اقای دانش و سایت نبشت کام.

تازه‌ها

پرخواننده‌ترین‌ها