ادبیات، جامعه،‌ سیاست

ادبیات ایران

غرور

باد و بوران به‌ شدت در حال وزیدن است. آن‌قدر سردند که همچون چنگال بر صورتم کشیده می‌شوند. هیچ برگی هم برایم نمانده تا مشتی محکم بر دهانشان بکوبد و گرمم کند. پاییز ناجوانمردانه برگ‌هایم را به یغما برد. پرنده‌های...

مرد بدون خاطره

بزرگ‌ترین بد شانسی این است که در زمان نامناسب در مکان نامناسب باشی. فرناندو این قانون قدیمی را می‌دانست، امّا نمی‌دانست که خودش نیز یکی از قربانیان آن شده است. سلسله‌ای از رویدادها که از یازده سپتامبر ۲۰۰۱ و شهر...