ادبیات، جامعه،‌ سیاست

ایران

آنـگاه

باز این احمد‌پور؛ اسلحه‌دار عوضی شیفت با آن قیافه‌ی شومش جلوی تختم سبز می‌شود: «آقای درجه‌دار وظیفه! تو که هنوز دراز کشیدی، پاشو لباسات رو بپوش، ده دقیقه دیگه میری پست ورودی» ورودی! پست کادرهایی که زیاد میانه‌ی خوبی با...