ادبیات، جامعه،‌ سیاست

کتابستان

«بگذار برایت بنویسم»: روایت یک ققنوس

‎رمان «بگذار برایت بنویسم» نوشتهٔ ‎ناهید مهرگان از چند زاویه اثری ارزشمند است؛ این داستان گیرا است و خواننده را با سطور عمیق و منظم به دنبال خود می‌کشاند. روایتی است محکم با تصویرسازی‌های خوب از شخصیت‌هایی چنان ماندگار که...

جنبه‌های جامعه‌شناختی فرهنگی در «چاهِ آخر» نوشتهٔ ذبیح مهدی

من این فقدان تجربه‌ی جامعه‌شناختی فرهنگی را در تعدادی از داستان‌های معاصر افغانستان، عیب این داستان‌ها از نظر درون‌مایه و جهان‌بینی می‌دانم. آنچه‌که موقع خواندن مجموعه‌داستان چاهِ آخر به من دست داد همین تفاوت تجربه‌ی جامعه‌شناختی فرهنگی این داستان‌ها با...

«قُمو بیشتر دوست داری یا نیویورک؟»: ترسیم ویژگی‌های بیان‌گریز زندگی بیرون‌وطنی

حسی که زندگی‌ بیرون‌وطنی دارد، چیزی نیست که بشود به سادگی و با کلمات روزمره به زبان آورد. می‌توان از دلتنگی برای شهر و دیار خود گفت، از آفتابش و از رنگ خاکش و کوچه‌های پیچ‌درپیچش. اما انتقال آن حس...

خرمگسِ وُی‌نیچ: ارتباط میان انقلاب های روسیه و ایرلند

درون‌مایه‌های خرمگس به مباحث مهم اجتماعی و سیاسی در روسیه و ایرلند در زمان انقلاب مربوط می‌شوند. این رمان علیرغم داشتن بستر تاریخی ایتالیایی، دارای معانی و نشانه‌های سیاسی معاصر است. این رمان در زمانه جنبش‌های بین‌المللی انتخاباتی، نشان می‌دهد...

شادی‌هراسی یک زن: نگاهی به رمان «بگذار برایت بنویسم»

رمان ناهید مهرگان شاید جزو اولین آثار داستانی در ادبیات افغانستان است که حول محور یک مضمون مشخص علمی/روانشناختی شکل یافته و از این جهت نیز – علاوه بر ارزش ادبی – اهمیت دارد. این داستان در قالب نامه‌ای از...

مواجهه نزدیک با عدم: خوانشی از رمان «در برگشت به مرگ»

«در برگشت به مرگ» نخستین رمان یعقوب یسناست. این رمان یک شخصیت مرکزی دارد؛ کسی که پس از حدود چهل سال تبعید به خانه‌اش برمی‌گردد تا بمیرد. زبان روایی داستان اول شخص است و بخش عمده‌ی آن تک‌گویی غلامحسین با...

تقلیل آدم‌ها به شماره: «رفیقی نه مگر کوهستان: نوشته‌ای از زندان مانوس»

انتشار کتاب «رفیقی نه مگر کوهستان: نوشته‌ای از زندان مانوس» و متعاقب آن دریافت جایزه ادبی ویکتوریا بازتاب رسانه‌ای جهانی داشت، اما ورای مقالات مهمی که در مجلات و سایت‌های ادبی درباره کتاب منتشر شده، عمده واکنش‌ها به شیوه نگارش...

از «عیسای عراقی» چه می‌توان آموخت؟

حسن بلاسم و نویسنده‌هایی مثل او را، که شمارشان زیاد نیست، می‌توان حلقه اتصال میان ادبیات شرقی و غربی خواند. مضمون داستان‌های حسن، مثل باقی نویسندگان خاورمیانه، از جمله فارسی‌زبان‌ها، موضوعاتی آشناست: جنگ، کشتار، اندوه، مهاجرت. اما در حالی‌که نگاه...

پوزش‌خواه

تا بحال، هرچیزی را که به من گفته‌ای، دوست داشته‌ام. هرچیزی را که در خیالاتت برساخته‌ای، دوست داشته‌ام و من حرفی برای اضافه کردن ندارم. به جز موضوع ناف. در ذهن تو، یک زن بی‌ناف یک فرشته است. برای من،...

خوابیداری هفت زن؛ امیدی که هنوز نمرده است

خسرو مانی در رمان اخیرش: «خوابیداری هفت زن»، چنین کابلی ساخته است – کابلی که پاریس یا لندن است. اما این خیال‌پردازی، خیلی هم خیال‌پردازانه نیست، با توجه به  اینکه افغانستان چند بار قریب بود خط سیر تاریخی خود را...