سیاست و جامعه

دودِ «دیگرسازی» از افغان‌ها و اقلیت‌ها به چشم کل جامعه‌ٔ ایران می‌رود

چند هفته پیش خبرهایی از قول مقام‌های دولتی افغانستان منتشر شد که حدود ۵۰ کارگر مهاجر افغان که می‌خواستند بدون اجازه وارد ایران شوند، در مرز دستگیر شده‌اند و مرزبانان ایران آنها را مجبور کرده‌اند خود را رودخانه هریرود بیندازند، و عده‌ای از آنها در رودخانه غرق شده‌اند. عکس‌ها‌یی از اجساد قربانیان و روایت‌هایی از یکی از همسفران آنها نیز در رسانه‌ها منتشر شد. اما مقامات ایران، از جمله نیروی مرزبانی این اخبار را کاملاً تکذیب کرده‌اند، و قرار شده نمایندگان دو طرف مشترکاً درباره‌ی این حادثه تحقیق کنند. این ماجرا بار دیگر توجه افکار عمومی را به نحوه‌ی برخورد ایرانی‌ها با افغانستانی‌های ساکن ایران جلب کرده است. در این گفتگو با عزیز حکیمی، روزنامه‌نگار افغانستانی ساکن بریتانیا و سردبیر سایت «نبشت» درباره‌ی جنبه‌های مختلف هم‌زیستی ایرانی‌ها و افغانستانی‌ها در ایران گفتگو کرده‌ایم.

رابطۀ عوام‌گرایی سیاسی و مدیریت بحران کرونا

عوام‌گرایی یا پوپولیسم پدیدۀ نسبتا ساده‌ای‌ست. رهبرانِ پوپولیست چیزهایی را که مردم دوست دارند بشنوند، به آن‌ها می‌گویند، و همیشه هم رأیِ آن‌ها را مالِ خود می‌کنند. رهبرانِ پوپولیست معمولا قبل از آنکه مردم متوجهِ دروغ‌های‌شان شوند، یا می‌میرند یا بازنشست می‌شوند، یا به یک دیکتاتور بدل می‌شوند. ولی وقتی مصیبتی ناگهانی مثل بحران جاری کووید ۱۹ بروز می‌کند، نواقصِ پوپولیسم هم بلافاصله آشکار می‌شود.

عشقِ غریبه‌ها: آن‌چه شش دانش‌آموز مسلمان در لندنِ زمانِ جین آستن آموختند

بعد از چند ماه شش غریبۀ داستان ما دریافتند که ماموریت‌شان بسیار دشوار است. آن‌ها هیچ مدرکِ تحصیلیِ قابل‌قبولی نداشتند، و با جامعۀ دانشگاهیِ آن زمان که تعدادشان هم اندک بود، هیچ رابطه‌ای نداشتند: اصلا زبان انگلیسی بلد نبودند. در آن زمان، هیچ فرهنگ لغات فارسی‌به‌انگلیسی‌ای وجود نداشت که از آن کمک بگیرند.

پدرم یک کمونیست بود

 پدرم کمونیست بود و چه سخت است گفتن‌اش. من حالا در سویس زندگی می‌کنم، جایی که کمونیست مساوی است به گولاگ و جنایت. اینجا وقتی پیرمردی از حماقت های خود قصه می‌کند، گاهی اضافه می‌کند که: «بلی! زمانی کمونیست نیز بودم!». اما من می‌دانم که در غرب، به ویژه در جهانِ این طرفِ دیوار برلین، از در و دیوار آن تبلیغ ضدکمونیسم می‌باریده است. فلم، رُمان، جامعه‌شناسی، روان شناسی، اقتصاد… همه و همه در خدمت انسان‌زدایی از کمونیسم گماشته شده بودند. پس از شکست کمونیسم، مبلغین ضد آن، شامپاین حقانیت تبلیغات خود را سرکشیدند و مردم نیز پیشگویی راستین آن‌ها را تبریک گفتند. 

جستاری پدیدارشناسانه بر اپیدمی کرونا

در مواجهه با کرونا، رنج ملال و تنهایی ابتدایی‌ترین وضعیتی بود که تک تک انسان‌های این کره-ی خاکی را به شکلی تازه درگیر کرد. پس از مدتهای مدید، دگربار انسان به اعماق خود فرو رفت و طعم گس و تلخ تنهایی را چشید؛ تنهایی‌ای که به ناچار اجازه مستولی شدنش را میدهیم اما نهایتاً این مستولی شدن یادآورِ تنهاییِ بنیادین بشر است،

مصونیت جمعی چیست و چگونه می‌توان به آن دست یافت؟

سرخک، اُوریون، فلج اطفال، و آبله‌مرغان چند نمونه از بیماری‌های عفونی هستند که زمانی خیلی رایج بودند، اما امروزه در بسیاری از کشورها به‌ندرت یافت می‌شوند، چون توسعۀ واکسن به ایجادِ مصونیت جمعی دربرابر آن‌ها کمک کرده است. در مناطقی که واکسیناسیون به‌خوبی پیاده نمی‌شود، گاهی شاهدِ شیوع بیماری‌های واکسن‌دار هستیم، چون در آن مناطق هنوز مصونیت جمعی ایجاد نشده است.

قتل؛ لب مرز ایران بزرگ

اقدام مرزبانان ایرانی در شکنجه و قتل مهاجران غیرقانونی ابعادی پیچیده‌تر از صرفا یک قانون‌شکنی دارد. آن جمع تفنگدار قبل از آن‌که مرزبان باشند، شهروندان یک کشورند، و خواهی نخواهی، متاثر از فرهنگ و نگاه غالب در جامعه‌شان نسبت به مهاجران و به ویژه مهاجران افغان.

چگونه‌ قصه‌های ویران‌شهری رادیکالیسم را در دنیای واقعی تقویت می‌کند؟

ظاهرا بعد از حملاتِ ۱۱ سپتامبرِ ۲۰۰۱ به آمریکا بود که شکوفایی داستان‌های ویران‌شهری آغاز شد و در سال ۲۰۱۰ سر به فلک کشید؛ دوره‌ای که رمان‌های «بازیِ گرسنگی» اثرِ سوزان کالینز به موفقیت فراوانی دست یافت. اما آیا فیلم‌ها و داستان‌های ویران‌شهری تندروی و رادیکالیسم را در جهان واقعی تقویت می‌کنند؟

برای جنگ با کرونا، باید بیشتر، بزرگتر، و متفاوت‌تر از گذشته باشیم

همه‌گیریِ کرونا، تجسمی واقعی از ایدۀ اندرسون است. یک ذرۀ ویروسیِ منفرد، به‌تنهایی بی‌اثر است، و بنابه تعاریفِ علمیْ مرده محسوب می‌شود؛ هرچند ظاهرا می‌تواند روی سطوح تا مدتی به بقای خود ادامه دهد. این ذرۀ ملکولیِ بی‌نهایت ریز، مثل اسب تروآ عمل می‌کند. خودِ ویروس درواقع فقط مجموعه‌ای از دستورالعمل است: یعنی یک رشته از موادِ ژنتیک است که داخلِ یک کپسولِ پروتئینی قرار می‌گیرد، و بسته‌ای از اطلاعات را در خود حمل می‌کند.

چرا برای زندگی باید جنگید وقتی چنین آسان از دست می‌رود؟

در صورتی که زندگی چنان شکننده است که یک ویروس به سادگی بتواند آنرا در یک لحظه از بین ببرد، سئوال حتمی این است که  زندگی چه مفهومی دارد؟ چه باقی می‌ماند و ما در عصر ویروس کرونا، با زندگی مان چه کاری می‌توانیم؟

خشونت خانگی: زنان هرات شاید از کرونا جان به‌در ببرند، ولی از قرنطینه نه

خشونت علیه زنان در افغانستان فراگیر است؛ حالا که به‌خاطر همه‌گیریِ کرونا، خدماتِ اجتماعی تعطیل است، مددکارانی که با زنانِ قربانی کار می‌کنند، شدیدا نگران جانِ این زنان هستند

طالب ولد دیوبند: مروری بر پژوهشی درباره مبانی ایدیولوژیک طالبان

عباس ابوطالبی پژوهشی در مورد مبانی فکری و ایدیولوژیک طالبان انجام داده است. فرضیهٔ اصلی پژوهش آقای ابوطالبی این است که اندیشه‌های دینی و سیاسی طالبان نشانگر تأثیرپذیری آنها از جریانات سلفی‌گری به ویژه تفکرات مدرسه دینی دیوبندیه هند است. بخش‌هایی از فرضیه‌های مطرح در این پژوهش در این مقاله مرور شده است.