فرهنگ و هنر

زنی که دهانش گم شد؛ گفتگویی با ماهرخ غلامحسین‌پور

معرفی کتاب آدم‌هایی که به آن‌ها احساس رفاقت داریم خطرناک است. نگارنده این را از آن جهت می‌نویسد که هر لحظه به خودش می‌آید و می‌بیند دارد داستان را با صدایی که می‌شناسد می‌خواند، با احساسی که می‌داند ته قلب نویسنده است، با یادآوری رنج‌هایی که او برده و داستان را خلق کرده است. مدام باید مچ خود را در حالی بگیرد که سایه پررنگ رفاقت دارد سایه می‌اندازد روی دیدن ضعف‌های احتمالی که هر اثری کم و زیاد دارد و باید درباره‌اش نوشت آنچنان که باید نقطه قوت‌ها را، درخشش قلم را دید.  مجموعه داستان کوتاه «زنی که دهانش گم شد» سومین مجموعه داستانی «ماهرخ غلامحسین پور»، نویسنده ایرانی ساکن آمریکاست که به تازگی توسط نشر مروارید روانه بازار شده است.

منشاء خط و نگارش: رویاهای آدمی یا امیال حاکمان؟

چه کسی خط و نگارش را اختراع کرد؟ آیا حاکمان و شاهان به منظور اداره قلمرو و حساب و کتاب باج و خراج و مالیات خط و نگارش را ابداع کردند یا این مردمان عادی بودند که برای ماندگاری آرزوها و امیدها و رویاهایشان خط و نوشتن را به وجود آوردند. مایکل اراد، روزنامه‌نگار، زبان‌شناس و پژوهشگر سابق موسسه ماکس پلانک در این مقاله این موضوع را تحلیل کرده و شریف احمدی آن را برای انتشار در مجله نبشت به فارسی برگردانده است.

سه صحنه از سه ازدواج: تحلیل فیلم «حوا، مریم، عایشه» ساخته صحرا کریمی

اولین فیلم بلند سینمایی صحرا کریمی “حوا، مریم، عایشه” سه صحنه از سه ازدواج است. سه اپیزود در باره‌ی قصه سه زن که با ظرافت در یکجا بهم وصل می‌شوند. نوع موضوع و نوع روایت سینمایی این فیلم در سینمای افغانستان تازه است.  “حوا، مریم ، عایشه” درهفتاد و ششمین جشنواره فیلم ونیز ایتالیا در بخش “افق ها” که یک بخش رقابتی است به نمایش در آمد و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. حسین دانش، منتقد سینمایی در این مطلب این فیلم را نقد کرده است.

«بانوی رود نیل»: شاعرانه‌گی و شرح آنتاگونیسم قومی در فیلم جدید عتیق رحیمی  

چهل و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم تورنتو در کانادا در بخش (سینمای معاصر دنیا) با فیلم «بانوى رود نیل» ساخته ى جدید عتیق رحیمى فیلمسازافغانستان افتتاح شد. عتیق رحیمی این بار برای ساخت فیلم نه به سراغ رمان‌های خودش بلکه به سراغ رمانی با همین نام نوشته «اسکولستیک موکاسونگه» نویسنده آفریقایی رفته و فیلمنامه آن را نوشته است.

چرا غلط‌نویسی فارسی در افغانستان تبدیل به هنجار شده؟

اشتباهات دستورزبانی و املایی در ادبیات نوشتاری (و گفتاری) در بالاترین سطوح اداری و آکادمیک در افغانستان – از دفتر ریاست جمهوری و پارلمان و وزارتخانه‌ها گرفته تا نهادهای بین‌المللی و دانشگاه‌ها – بحثی تازه نیست، هرچند برای علاقه‌مندان به زبان فارسی در افغانستان به شدت نگران‌کننده است.

«بگذار برایت بنویسم»: روایت یک ققنوس

‎رمان «بگذار برایت بنویسم» نوشتهٔ ‎ناهید مهرگان از چند زاویه اثری ارزشمند است؛ این داستان گیرا است و خواننده را با سطور عمیق و منظم به دنبال خود می‌کشاند. روایتی است محکم با تصویرسازی‌های خوب از شخصیت‌هایی چنان ماندگار که بعید نیست شب‌ها به خواب خواننده بیایند و یا تا مدت‌ها از ذهن او خارج نشوند. این ماندگاری خصوصیت آثار ادبی خوب است.

از عشق، از امید، از فردا نمی‌ترسیم: مصاحبه با رامین مظهر، شاعر اهل افغانستان

سال ۱۳۹۷ همزمان با روز ولنتاین ویدیویی در شبکه‌های مجازی پخش شد که در آن دختری افغان با صدای گرم و گیرایش از عشق می‌خواند و زلف گره خورده عشق با جنگ. ویدیو بسیار دیده شد. شعر ترانه‌ای که غوغا تابان در این ویدیو می‌خواند از رامین مظهر است‌. شاعری که فکر می‌کند جواب گلوله نه گلوله که کلمه است. رامین مظهر ۲۳ ساله در بامیان زاده شده و سه ماه بیشتر نداشته که خانواده‌اش در فرار و کوچی اجباریِ بر اثر جنگ به کابل می‌روند. او در کابل بزرگ شده و در دانشگاه کابل زبان و ادبیات فارسی خوانده است و هم‌اکنون به عنوان خبرنگار در کابل مشغول فعالیت است.

از قضیه «پته‌خزانه» چه می‌توان آموخت؟ | بخش اول: «پته خزانه چیست؟»

این مقاله درباره جنبه‌های مختلف قضیه «پته خزانه» به دو بخش تقسیم شده که به نوبت منتشر خواهد شد. در بخش اول درباره «پته خزانه»، سابقه‌ تاریخی آن و نظرات موافقان و مخالفان بحث خواهد شد. در بخش دوم، نقش رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی در افغانستانِ امروز در مباحثی است که سابقهٔ تاریخی و اغلب «وجههٔ قومی‌» دارند و به عنوان یک مطالعه موردی در این زمینه، عملکرد بی‌بی‌سی افغانستان (بخش فارسیِ دری و پشتو) در پوشش خبری این جنجال و درس‌هایی که از آن می‌توان آموخت، بررسی خواهد شد.  

جنبه‌های جامعه‌شناختی فرهنگی در «چاهِ آخر» نوشتهٔ ذبیح مهدی

من این فقدان تجربه‌ی جامعه‌شناختی فرهنگی را در تعدادی از داستان‌های معاصر افغانستان، عیب این داستان‌ها از نظر درون‌مایه و جهان‌بینی می‌دانم. آنچه‌که موقع خواندن مجموعه‌داستان چاهِ آخر به من دست داد همین تفاوت تجربه‌ی جامعه‌شناختی فرهنگی این داستان‌ها با تعدادی از داستان‌های معاصر افغانستانی بود.

ملت عشق: داستان جهانی که عشق حاکم آن است

«ملت عشق» کتابی است که خواندنش در هوای بارانی بهاری با چاشنی از شعرهای مولانا دل را سرشار از زیستن می‌کند. مولانایی که از پس قرن‌ها آوای به عشق خواندنش طنین انداز است و هر دم از آنی می‌گوید که مذهبش عشق است، رسالتش عشق است و طریقت صوفی‌گری‌اش؛ عاشقی!

کوه‌ها سرگردان تو بودند، سیمین!

نویسنده شدن برای دختری که در خانهٔ محمدعلی دانشور (پزشک) و قمرالسلطنه حکمت (مدیر هنرستان دخترانه و نقاش) به دنیا آمده باشد، امر بعیدی نیست؛ خاصه که این دختر علاقمند به ادبیات، در میانه راه خواندن و نوشتن و دیدن و آموختن، جلال را ببیند و آل قلم؛ آل احمد ‌بشود.