ادبیات، جامعه، سیاست

فرهنگ و هنر

قدرت و رعنا: زوج خلاقی که با تولید ویدیو لبخند هدیه می‌دهند

قدرت و رعنا زوج جوانی در کابل هستند که مدتی است در خانه ویدیوهایی خلاقانه‌ای درباره مسائل روزمره تولید می‌کنند و در یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی نشر می‌کنند. این ویدیوها که بیشترشان به زبان طنز درباره زندگی مشترک است، علاوه بر این‌که آموزنده است، لبخندی نیز به لب مخاطبان می‌نشاند.

والی شهر استنداپ ‌کمدی: گفتگو با نیلاب سرابی

استنداپ کمدی، که به فارسی معادل رسایی برای آن نداریم، چندسالی است در میان فارسی‌زبانان نیز رایج شده و نیلاب سرابی، اولین استنداپ کمدین زن از افغانستان به شمار می‌رود. نیلاب دانشجوی روانشناسی در ایالت کالیفرنیاست و می‌گوید که قبل از هر چیز یک مادر است. او در یک شرکت تبلیغاتی در آمریکا کار می‌کند. می‌گوید زاده کابل است، در پاکستان بزرگ شده و بیش از نیمی از عمر چهل سالهٔ خود را در امریکا زندگی کرده و استنداپ کمدی برای او یک تفریح هدفمند است.

میان تنهایی و بی‌کسی

بیشتر از دو دهه می‌شود که جین مرده است. اوایل امسال من با هشتادوهفت سال سن، طوری برایش گریه کردم که قبلا هرگز نکرده بودم. مریض شدم و فکر کردم می‌میرم. در تمام روزهای آخر عمرش، کنار تختش بودم ‌ـــ‌ به‌مدت یک سال و نیم. مایۀ تاسف بود که جین آن‌قدر جوان داشت می‌مرد و خیلی عالی بود که می‌توانستم تمام ساعات روز را کنارش باشم.

نقش پیشتازان ادبیات کودکِ بریتانیا در شکوفایی آن

بیست سال پیش وقتی مجمع پیشتازان ادبیات کودکان تاسیس شد، چیزهایی مثل نت‌فلیکس، اسپاتیفای، آی‌پد، و یوتیوب اصلا وجود نداشت. ولی امروزه کتاب‌های کاغذی رقیبان قدَری دارند. با این‌حال، مایکل مورپورگو نویسندۀ انگلیسی که دو دهه پیش مجمع پیشتازان ادبیات کودکان را تاسیس کرد، می‌گوید فناوری اتفاقا برای کتاب‌خوانیِ کودکان خیلی هم مفید واقع شده است

زنی که دهانش گم شد؛ گفتگویی با ماهرخ غلامحسین‌پور

معرفی کتاب آدم‌هایی که به آن‌ها احساس رفاقت داریم خطرناک است. نگارنده این را از آن جهت می‌نویسد که هر لحظه به خودش می‌آید و می‌بیند دارد داستان را با صدایی که می‌شناسد می‌خواند، با احساسی که می‌داند ته قلب نویسنده است، با یادآوری رنج‌هایی که او برده و داستان را خلق کرده است. مدام باید مچ خود را در حالی بگیرد که سایه پررنگ رفاقت دارد سایه می‌اندازد روی دیدن ضعف‌های احتمالی که هر اثری کم و زیاد دارد و باید درباره‌اش نوشت آنچنان که باید نقطه قوت‌ها را، درخشش قلم را دید.  مجموعه داستان کوتاه «زنی که دهانش گم شد» سومین مجموعه داستانی «ماهرخ غلامحسین پور»، نویسنده ایرانی ساکن آمریکاست که به تازگی توسط نشر مروارید روانه بازار شده است.

منشاء خط و نگارش: رویاهای آدمی یا امیال حاکمان؟

چه کسی خط و نگارش را اختراع کرد؟ آیا حاکمان و شاهان به منظور اداره قلمرو و حساب و کتاب باج و خراج و مالیات خط و نگارش را ابداع کردند یا این مردمان عادی بودند که برای ماندگاری آرزوها و امیدها و رویاهایشان خط و نوشتن را به وجود آوردند. مایکل اراد، روزنامه‌نگار، زبان‌شناس و پژوهشگر سابق موسسه ماکس پلانک در این مقاله این موضوع را تحلیل کرده و شریف احمدی آن را برای انتشار در مجله نبشت به فارسی برگردانده است.

سه صحنه از سه ازدواج: تحلیل فیلم «حوا، مریم، عایشه» ساخته صحرا کریمی

اولین فیلم بلند سینمایی صحرا کریمی “حوا، مریم، عایشه” سه صحنه از سه ازدواج است. سه اپیزود در باره‌ی قصه سه زن که با ظرافت در یکجا بهم وصل می‌شوند. نوع موضوع و نوع روایت سینمایی این فیلم در سینمای افغانستان تازه است.  “حوا، مریم ، عایشه” درهفتاد و ششمین جشنواره فیلم ونیز ایتالیا در بخش “افق ها” که یک بخش رقابتی است به نمایش در آمد و مورد استقبال مخاطبان قرار گرفت. حسین دانش، منتقد سینمایی در این مطلب این فیلم را نقد کرده است.

«بانوی رود نیل»: شاعرانه‌گی و شرح آنتاگونیسم قومی در فیلم جدید عتیق رحیمی  

چهل و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم تورنتو در کانادا در بخش (سینمای معاصر دنیا) با فیلم «بانوى رود نیل» ساخته ى جدید عتیق رحیمى فیلمسازافغانستان افتتاح شد. عتیق رحیمی این بار برای ساخت فیلم نه به سراغ رمان‌های خودش بلکه به سراغ رمانی با همین نام نوشته «اسکولستیک موکاسونگه» نویسنده آفریقایی رفته و فیلمنامه آن را نوشته است.

چرا غلط‌نویسی فارسی در افغانستان تبدیل به هنجار شده؟

اشتباهات دستورزبانی و املایی در ادبیات نوشتاری (و گفتاری) در بالاترین سطوح اداری و آکادمیک در افغانستان – از دفتر ریاست جمهوری و پارلمان و وزارتخانه‌ها گرفته تا نهادهای بین‌المللی و دانشگاه‌ها – بحثی تازه نیست، هرچند برای علاقه‌مندان به زبان فارسی در افغانستان به شدت نگران‌کننده است.

«بگذار برایت بنویسم»: روایت یک ققنوس

‎رمان «بگذار برایت بنویسم» نوشتهٔ ‎ناهید مهرگان از چند زاویه اثری ارزشمند است؛ این داستان گیرا است و خواننده را با سطور عمیق و منظم به دنبال خود می‌کشاند. روایتی است محکم با تصویرسازی‌های خوب از شخصیت‌هایی چنان ماندگار که بعید نیست شب‌ها به خواب خواننده بیایند و یا تا مدت‌ها از ذهن او خارج نشوند. این ماندگاری خصوصیت آثار ادبی خوب است.

از عشق، از امید، از فردا نمی‌ترسیم: مصاحبه با رامین مظهر، شاعر اهل افغانستان

سال ۱۳۹۷ همزمان با روز ولنتاین ویدیویی در شبکه‌های مجازی پخش شد که در آن دختری افغان با صدای گرم و گیرایش از عشق می‌خواند و زلف گره خورده عشق با جنگ. ویدیو بسیار دیده شد. شعر ترانه‌ای که غوغا تابان در این ویدیو می‌خواند از رامین مظهر است‌. شاعری که فکر می‌کند جواب گلوله نه گلوله که کلمه است. رامین مظهر ۲۳ ساله در بامیان زاده شده و سه ماه بیشتر نداشته که خانواده‌اش در فرار و کوچی اجباریِ بر اثر جنگ به کابل می‌روند. او در کابل بزرگ شده و در دانشگاه کابل زبان و ادبیات فارسی خوانده است و هم‌اکنون به عنوان خبرنگار در کابل مشغول فعالیت است.

Designed & Developed by Nebesht Media