ادبیات، جامعه، سیاست

فرهنگ و هنر

کاکامراد:‌ قهرمانی که سلاحش مهربانی بود

داکتر ناکامورا قهرمانی بی‌سلاح بود؛ کسی که خانه، خانواده و امنیت خود را کنار گذاشت به سرزمینی دوردست با فرهنگ و زبان و مذهب کاملا متفاوت آمد و سال‌ها برای احیا و آبادانی آن منطقه و کمک به بهبود وضعیت سلامت و رفاه مردم آن بی‌وقفه تلاش کرد. او نزدیک به سی سال در کشور ناامنی مثل افغانستان در کنار مردم زندگی کرد و خدمات زیادی انجام داد. مردم محلی او را مهربانانه کاکامراد می‌نامیدند؛ کاکا یا عمو در فرهنگ افغانی استعاره‌ای از پشتیبانی و کمک است.

از رمان‌های تاریخی با مضمون بیماری‌های مُسری چه می‌توان آموخت؟

طی چهار سال گذشته، من درحالِ نگارشِ یک رمانِ تاریخی بوده‌ام که داستانِ آن مربوط به سالِ ۱۹۰۱ و سومین همه‌گیریِ بزرگِ طاعون است؛ این طاعونْ میلیون‌ها نفر را در آسیا کُشت ولی [درمقایسه با آسیا،] در اروپا چندان کشته‌ای برجا نگذاشت. طی دو ماهِ گذشته، دوستان و خانواده و ویراستاران و ژورنالیست‌هایی که با موضوعِ رمانِ من «شب‌های طاعون» آشنا بودند، مرا آماجِ سوالاتی دربارۀ همه‌گیری‌های تاریخ کردند.

طالب ولد دیوبند: مروری بر پژوهشی درباره مبانی ایدیولوژیک طالبان

عباس ابوطالبی پژوهشی در مورد مبانی فکری و ایدیولوژیک طالبان انجام داده است. فرضیهٔ اصلی پژوهش آقای ابوطالبی این است که اندیشه‌های دینی و سیاسی طالبان نشانگر تأثیرپذیری آنها از جریانات سلفی‌گری به ویژه تفکرات مدرسه دینی دیوبندیه هند است. بخش‌هایی از فرضیه‌های مطرح در این پژوهش در این مقاله مرور شده است.

نیمۀ تاریکِ شغلِ موردعلاقۀ شما

چرا کار می‌کنیم؟ بسیاری از ما احتمالا جوابی ساده و حساب‌گرانه برای این سوال داریم: کار می‌کنیم تا پول دربیاوریم. از نظر آبراهام مازلو (۷۰-۱۹۰۸) روان‌شناس آمریکایی و آن دسته از متفکرانِ حوزۀ مدیریت که ملهم از نظریات او هستند، انگیزۀ مردم برای کارکردن فقط حقوق‌گرفتن نیست. مازلو و پیروانش در متون مدیریت و سیمنارهای آموزشی بارها اظهار کرده‌اند که مردم برای ارضای نیازهای مهم‌ترِ روانی کار می‌کنند. مردم کار می‌کنند تا به خودشکوفایی برسند و معنای زندگی را کشف کنند ‌ـــ‌ البته به شرطی که این معنا در واقعیاتِ دنیویِ زندگیِ شغلی یافت شود.

من رمان‌نویسم و قهرمان داستان‌های جنایی‌ام زنانِ میانسال هستند

در ژانرِ جنایی/معمایی، برای همۀ شخصیت‌ها نقشی وجود دارد ‌ـــ‌ پیرزن‌های کارآگاه، کارآگاهان آماتور فلسطینی، کارآگاهان حرفه‌ای بلژیکی، پلیس متفکر اسکاتلندی، پلیس‌های فاسدِ ایرلندی، پلیس‌های کسالت‌آورِ اسکاندیناوی، کارآگاهانی با سوابقِ نظامی، کارآگاهانِ دخترِ آماتور، و کارآگاهان دخترِ آماتورِ غمگین و مست. حتی کارآگاهی وجود دارد که دستیارش یک اسکلت است. ولی چیزی که ظاهرا در ژانرِ معمایی زیاد دیده نمی‌شود، کارآگاهانِ زنِ میانسال هستند.

ادبیات برای چیست؟

هر چه بیشتر کارهای نویسندگان را بخوانیم، بهتر می‌توانیم به سوی شناخت از ذهن‌ و خودمان، رشد کنیم. هر یک از نویسندگان بزرگ، بسان جستجوگر ماهری است که گوشه‌های رمز آلود وجود را آشکار می‌کنند. بعضی از این مکتشفین قاره‌ها را کشف می‌کنند، بعضی دیگرشان تمام عمر خود را صرف طرح انداختن یکی دو جزیره کوچک می‌کنند. و بعضی فقط به رودخانه‌ یک وادی یا خلیج کوچکی اکتفا می‌کنند. به دلیل درست کردن نارسایی‌ها و جهالت‌مان، همه شان شایسته‌ی گرامی داشتن هستند، ورنه ما به تنهایی در خم و پیچ این جهان گم می شدیم.

چرا آهنگ‌های پاپ غم انگیز‌تر از گذشته شده‌اند؟

در سال‌های اخیر، عواملی همچون دسترسی آنلاین به مجموعهٔ هنگفتی از اطلاعات دیجیتال و هم چنین سهولت نسبی پردازش آنها سبب شده است بتوان پاسخ‌هایی درست و آگاهانه به این قبیل سوالات داد. یک راه بسیار ساده برای سنجش میزان مفاهیم عاطفی در یک متن آن است که تعداد واژه‌های دارای بار عاطفی را در آن بشماریم. مثلا اینکه چند بار واژه‌های دارای بار عاطفی منفی (واژه‌هایی چون «درد»، «نفرت»و«اندوه») تکرار شده‌اند؟ و یا اینکه چند بار از واژه‌هایی با بار مثبت (همچون «عشق»، «لذت» و «شادی») استفاده شده است؟

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

جامعه و فرهنگ ما به کتاب به عنوان یک وسیله‌ی سرگرم‌کننده و تفننی نگاه نمی‌کند، بلکه کتاب، در اعتقادات و فرهنگ ما یک شیء مقدس است که قرار است چیزی جدی به خواننده یاد بدهد. به عبارتی، هرچند این ایده که کتاب وسیله‌ای سرگرم کننده برای پرکردن اوقات فراغت می‌تواند باشد، ایده‌ای آشناست،‌ اما به حد کافی مقبول نیست.

هاروکی موراکامی، شاعر تنهایی‌ها

در کتاب‌های موراکامی چیزهای زیادی هست که آدم ممکن است از آن‌ها خوشش نیاد. رمان‌هایش پر از بچه‌هاست. استعاراتْ اشباع شده‌اند. شخصیت‌ها و رویدادها احتمالا قابل‌پیش‌بینی هستند. هرچند موراکامی همیشه طرفدارانِ زیادی داشته، واکنشِ منتقدان مختلط بوده است. مثلا روزنامۀ گاردین یک‌بار مطلبی نوشت باعنوانِ «ترک عشقِ موراکامی.»

باید انجامش بدم:  تجربه‌ها و مصائب یک پشت‌گوش‌انداز حرفه‌ای

راستش این خصیصه پشت‌گوش‌اندازی خودم را هم خیلی آزار می‌دهد، اما چه کار کنم که کاریش نمی‌توان کرد. این طور بار آمده‌ام. یادم است به خاطر همین عارف مسلکی در دانشگاه آخرین نفری بودم که در آخرین دقایق برای انتخاب رشته تکان می‌خوردم. سر همین پشت‌گوش‌اندازی جای اینکه بروم هنرستان، رفتم علوم انسانی. و سر همین تنبلی تا سی سالگی گواهینامه نگرفتم و سر همین عریضی کالیبر است که همیشه خدا ناخن‌هایم بلند است.

سینمای حکومتی ایران گزینهٔ مناسبی برای توسعه سینمای افغانستان نیست

جمهوری اسلامی درتولیدات مشترک با کشور‌های دیگر به خصوص منطقه، ملزم به اجرای قوانین حجاب اجباری به بازیگران زن، اجرای سانسور و رعایت اصول خودش است در غیر آن امکان تصویب ساخت فیلم برای تهیه کننده و نمایش عمومی آن در ایران وجود ندارد. برخی فیلمهای افغانی که در ایران ساخته شده و یا توسط کارگردان افغان در خود افغانستان و با مشارکت تهیه کننده داخل ایران تولید شده، کارگردان ناچار به رعایت حجاب بازیگر حتا در داخل اتاق و ملزم به رعایت خطوط قرمز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است.

حمله به میراث فرهنگی، حمله به تاریخِ بشریت است

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در اوجِ مناقشۀ جاریِ آمریکا با ایران، در توئیتِ خود میراثِ فرهنگیِ بی‌نظیر ایران را تهدید به نابودی کرد که این واکنش‌های وحشت‌آلودی را در سراسر دنیا برانگیخت. او نوشت آمریکا ۵۲ مکانِ فرهنگی، ازجمله بناها و میراث تاریخی ایران را شناسایی کرده است که اگر ایران بخواهد به‌خاطر کشته‌شدن قاسم سلیمانی، فرماندۀ ارشد نظامیِ خود دست به انتقام بزند، آمریکا هم آن اماکن فرهنگی را هدف خواهد گرفت.

Designed & Developed by Nebesht Media