فرهنگ و هنر

من رمان‌نویسم و قهرمان داستان‌های جنایی‌ام زنانِ میانسال هستند

در ژانرِ جنایی/معمایی، برای همۀ شخصیت‌ها نقشی وجود دارد ‌ـــ‌ پیرزن‌های کارآگاه، کارآگاهان آماتور فلسطینی، کارآگاهان حرفه‌ای بلژیکی، پلیس متفکر اسکاتلندی، پلیس‌های فاسدِ ایرلندی، پلیس‌های کسالت‌آورِ اسکاندیناوی، کارآگاهانی با سوابقِ نظامی، کارآگاهانِ دخترِ آماتور، و کارآگاهان دخترِ آماتورِ غمگین و مست. حتی کارآگاهی وجود دارد که دستیارش یک اسکلت است. ولی چیزی که ظاهرا در ژانرِ معمایی زیاد دیده نمی‌شود، کارآگاهانِ زنِ میانسال هستند.

ادبیات برای چیست؟

هر چه بیشتر کارهای نویسندگان را بخوانیم، بهتر می‌توانیم به سوی شناخت از ذهن‌ و خودمان، رشد کنیم. هر یک از نویسندگان بزرگ، بسان جستجوگر ماهری است که گوشه‌های رمز آلود وجود را آشکار می‌کنند. بعضی از این مکتشفین قاره‌ها را کشف می‌کنند، بعضی دیگرشان تمام عمر خود را صرف طرح انداختن یکی دو جزیره کوچک می‌کنند. و بعضی فقط به رودخانه‌ یک وادی یا خلیج کوچکی اکتفا می‌کنند. به دلیل درست کردن نارسایی‌ها و جهالت‌مان، همه شان شایسته‌ی گرامی داشتن هستند، ورنه ما به تنهایی در خم و پیچ این جهان گم می شدیم.

چرا آهنگ‌های پاپ غم انگیز‌تر از گذشته شده‌اند؟

در سال‌های اخیر، عواملی همچون دسترسی آنلاین به مجموعهٔ هنگفتی از اطلاعات دیجیتال و هم چنین سهولت نسبی پردازش آنها سبب شده است بتوان پاسخ‌هایی درست و آگاهانه به این قبیل سوالات داد. یک راه بسیار ساده برای سنجش میزان مفاهیم عاطفی در یک متن آن است که تعداد واژه‌های دارای بار عاطفی را در آن بشماریم. مثلا اینکه چند بار واژه‌های دارای بار عاطفی منفی (واژه‌هایی چون «درد»، «نفرت»و«اندوه») تکرار شده‌اند؟ و یا اینکه چند بار از واژه‌هایی با بار مثبت (همچون «عشق»، «لذت» و «شادی») استفاده شده است؟

چرا کتاب نمی‌خوانیم؟

جامعه و فرهنگ ما به کتاب به عنوان یک وسیله‌ی سرگرم‌کننده و تفننی نگاه نمی‌کند، بلکه کتاب، در اعتقادات و فرهنگ ما یک شیء مقدس است که قرار است چیزی جدی به خواننده یاد بدهد. به عبارتی، هرچند این ایده که کتاب وسیله‌ای سرگرم کننده برای پرکردن اوقات فراغت می‌تواند باشد، ایده‌ای آشناست،‌ اما به حد کافی مقبول نیست.

هاروکی موراکامی، شاعر تنهایی‌ها

در کتاب‌های موراکامی چیزهای زیادی هست که آدم ممکن است از آن‌ها خوشش نیاد. رمان‌هایش پر از بچه‌هاست. استعاراتْ اشباع شده‌اند. شخصیت‌ها و رویدادها احتمالا قابل‌پیش‌بینی هستند. هرچند موراکامی همیشه طرفدارانِ زیادی داشته، واکنشِ منتقدان مختلط بوده است. مثلا روزنامۀ گاردین یک‌بار مطلبی نوشت باعنوانِ «ترک عشقِ موراکامی.»

باید انجامش بدم:  تجربه‌ها و مصائب یک پشت‌گوش‌انداز حرفه‌ای

راستش این خصیصه پشت‌گوش‌اندازی خودم را هم خیلی آزار می‌دهد، اما چه کار کنم که کاریش نمی‌توان کرد. این طور بار آمده‌ام. یادم است به خاطر همین عارف مسلکی در دانشگاه آخرین نفری بودم که در آخرین دقایق برای انتخاب رشته تکان می‌خوردم. سر همین پشت‌گوش‌اندازی جای اینکه بروم هنرستان، رفتم علوم انسانی. و سر همین تنبلی تا سی سالگی گواهینامه نگرفتم و سر همین عریضی کالیبر است که همیشه خدا ناخن‌هایم بلند است.

سینمای حکومتی ایران گزینهٔ مناسبی برای توسعه سینمای افغانستان نیست

جمهوری اسلامی درتولیدات مشترک با کشور‌های دیگر به خصوص منطقه، ملزم به اجرای قوانین حجاب اجباری به بازیگران زن، اجرای سانسور و رعایت اصول خودش است در غیر آن امکان تصویب ساخت فیلم برای تهیه کننده و نمایش عمومی آن در ایران وجود ندارد. برخی فیلمهای افغانی که در ایران ساخته شده و یا توسط کارگردان افغان در خود افغانستان و با مشارکت تهیه کننده داخل ایران تولید شده، کارگردان ناچار به رعایت حجاب بازیگر حتا در داخل اتاق و ملزم به رعایت خطوط قرمز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران بوده است.

حمله به میراث فرهنگی، حمله به تاریخِ بشریت است

دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا در اوجِ مناقشۀ جاریِ آمریکا با ایران، در توئیتِ خود میراثِ فرهنگیِ بی‌نظیر ایران را تهدید به نابودی کرد که این واکنش‌های وحشت‌آلودی را در سراسر دنیا برانگیخت. او نوشت آمریکا ۵۲ مکانِ فرهنگی، ازجمله بناها و میراث تاریخی ایران را شناسایی کرده است که اگر ایران بخواهد به‌خاطر کشته‌شدن قاسم سلیمانی، فرماندۀ ارشد نظامیِ خود دست به انتقام بزند، آمریکا هم آن اماکن فرهنگی را هدف خواهد گرفت.

قدرت و رعنا: زوج خلاقی که با تولید ویدیو لبخند هدیه می‌دهند

قدرت و رعنا زوج جوانی در کابل هستند که مدتی است در خانه ویدیوهایی خلاقانه‌ای درباره مسائل روزمره تولید می‌کنند و در یوتیوب و شبکه‌های اجتماعی نشر می‌کنند. این ویدیوها که بیشترشان به زبان طنز درباره زندگی مشترک است، علاوه بر این‌که آموزنده است، لبخندی نیز به لب مخاطبان می‌نشاند.

والی شهر استنداپ ‌کمدی: گفتگو با نیلاب سرابی

استنداپ کمدی، که به فارسی معادل رسایی برای آن نداریم، چندسالی است در میان فارسی‌زبانان نیز رایج شده و نیلاب سرابی، اولین استنداپ کمدین زن از افغانستان به شمار می‌رود. نیلاب دانشجوی روانشناسی در ایالت کالیفرنیاست و می‌گوید که قبل از هر چیز یک مادر است. او در یک شرکت تبلیغاتی در آمریکا کار می‌کند. می‌گوید زاده کابل است، در پاکستان بزرگ شده و بیش از نیمی از عمر چهل سالهٔ خود را در امریکا زندگی کرده و استنداپ کمدی برای او یک تفریح هدفمند است.

میان تنهایی و بی‌کسی

بیشتر از دو دهه می‌شود که جین مرده است. اوایل امسال من با هشتادوهفت سال سن، طوری برایش گریه کردم که قبلا هرگز نکرده بودم. مریض شدم و فکر کردم می‌میرم. در تمام روزهای آخر عمرش، کنار تختش بودم ‌ـــ‌ به‌مدت یک سال و نیم. مایۀ تاسف بود که جین آن‌قدر جوان داشت می‌مرد و خیلی عالی بود که می‌توانستم تمام ساعات روز را کنارش باشم.

نقش پیشتازان ادبیات کودکِ بریتانیا در شکوفایی آن

بیست سال پیش وقتی مجمع پیشتازان ادبیات کودکان تاسیس شد، چیزهایی مثل نت‌فلیکس، اسپاتیفای، آی‌پد، و یوتیوب اصلا وجود نداشت. ولی امروزه کتاب‌های کاغذی رقیبان قدَری دارند. با این‌حال، مایکل مورپورگو نویسندۀ انگلیسی که دو دهه پیش مجمع پیشتازان ادبیات کودکان را تاسیس کرد، می‌گوید فناوری اتفاقا برای کتاب‌خوانیِ کودکان خیلی هم مفید واقع شده است