نگاهی به خانه‌ی مسجد: رمانی از قادر عبدلله 

۹۲۰۰۰۰۰۰۱۱۲۴۳۹۰۷
«خانه‌ی مسجد» یکی از شناخته‌شده‌ترین آثار قادر عبدالله است که به سی زبان ترجمه شده.

قادر عبدلله، با نام اصلی حسین سجادی قائم مقام فراهانی، نویسنده ایرانی ساکن هلند است که آثارش را به هلندی می‌نویسد.

«خانه‌ی مسجد» یکی از شناخته‌شده‌ترین آثارش است که به سی زبان ترجمه شده اما نه این رمان و نه سایر آثار قادر عبدالله اثارش به فارسی ترجمه نشده است.

او قبل از مهاجرت به هلند نیز آثاری نوشته ولی می‌گوید در هلند نه زیر سلطه استبداد، بلکه بدور از سانسور و خودسانسوری و بدون ترس از حکومت مذهب وعرف می‌نویسد.

رمان «خانه‌ی مسجد» ماجراهایی است که در خانه‌ای در کنار یک مسجد رخ می‌دهد؛ خانه‌ای قدیمی در زنجان که نسل به نسل به ساکنانش ارث رسیده و اکنون این خانه و همینطور مسجد خانه به سه پسرعمو به میراث رسیده است.

«آقاجان» شخصیت محوری و اصلی داستان، تاجر سرشناس قالی در شهر است و نیز صاحب‌اختیار مسجد که می‌تواند امام را انتخاب یا برکنار کند.

این کتاب هرچند به هلندی نوشته‌ شده اما خواننده‌ی آشنا با ایران می‌تواند ردپای فرهنگ شرقی و زبان فارسی را در روایت و شخصیت‌پردازی و فضاها تشخیص دهد.

کتاب با حروف «الف. لام. میم» آغاز می‌شود و در طول روایت شعری از نصرت رحمانی و فروغ آمده و یا به داستان‌های شاهنامه و دیگر آیات قرآن اشاره شده است:

«خدایا تو بوسیده ای هیچگاه

لبان سرخ فام زنی مست را

این شعر روی میز خلخال بود. آقاجان که خیلی اتفاقی آن را دید، برداشت و خواندش، ولی نمی‌توانست باور کند چه خوانده است.

خدایا تو بوسیده‌ای هیچگاه…

kader-abdolah
قادر عبدلله، با نام اصلی حسین سجادی قائم مقام فراهانی، نویسنده ایرانی ساکن هلند است که آثارش را به هلندی می‌نویسد.

شعر تکان دهنده‌ای بود. خدا، بوسه، زن، پستان نارس، همه این ها روی میز کار خلخال. اسم شاعر یک گوشه نوشته شده بود: نصرت رحمانی. ولی آقاجان هیچ وقت قبلا این اسم را نشنیده بود. او چه کسی می‌توانست باشد؟ چطور جرات کرده این چیزهای کفرآمیز را روی کاغذ بیاورد؟ همه چیز از کنترل خارج شده بود و آقاجان داشت با خودش زمزمه می کرد.» صفحه ۹۷

در این رمان دو مادر بزرگ هم در خانه‌ی مسجد حضور دارند که هر روز صبح به امید دیدن حضرت خضر درب خانه را آب و جارو می‌زنند تا اینکه روزی حضرت خضر  ظاهر می‌شود و آن‌ها را به آرزویشان می‌رساند.

داستان ساختاری ساده و روان دارد و خواننده را مسحور می کند. قادر عبدلله تصویری آشنا از باورها و اعتقادات متفاوت اسلامی را در این داستان کنار هم قرار داده است.

آقاجان و خانواده‌اش درخانه‌ی مسجد زندگی سنتی و فرهنگی قدیمی هستند که می‌شود گفت در داستان از اسلام سنتی نمایندگی می‌کنند.

اما زمانه عوض می‌شود و ایران و همراه با آن شهر زنجان با قانون‌های شاهی که می‌خواهد فرهنگ مدرن غربی را وارد کشور کند، تغییر چهره می‌دهد. این نو شدن در خانه‌ی مسجد با ورود تلویزیون به آن خانه، که شهبال برادر آقاجان مخفیانه آن را می‌آورد، آغاز می‌شود.

اما سال‌ها بعد رژیم جدید روی کار می‌آید که به زور اسلام می‌خواهد با فرهنگ مدرن غربی مبارزه کند و تجدد و مدرنیته را پس بزند، حتی اگر شده به زور.

خانه مسجد در میانه‌ی این تناقضات از هم می‌پاشد و آقاجان کنترل آن را از دست می‌دهد. بین اعضای خانواده بزرگ ساکن خانه‌ی مسجد دو دستگی روی می‌دهد و آن‌ها را روی در روی هم قرار می‌دهد. هر کدام از شخصیت‌های رمان نمایندگی از طبقه خاصی می‌کنند و نقش‌هایی متفاوت در شکل گیری حکومت سختگیر اسلامی داشته‌اند.

رمان به روابط بین زن و مرد نیز می‌پردازد؛ روابطی که از  نگاه عرف جامعه چندان قابل پذیرش نیست. مثلا اینکه زینت‌خانم، زن الصابری پیشنماز قبلی مسجد، عاشق پیشنماز جدید می‌شود. با آن‌ هم شاید به دلیل ساختار رمان است که شخصیت‌های زن به اندازه شخصیت‌های مرد برجسته نیستند.

«خانه‌ی مسجد» در سال ۲۰۰۵ نشر شده و به عنوان یکی از ده رمان برتر هلند شناخته می‌شود. این رمان، جایزه‌ی «بهترین رمان خارجی» را در سال ۲۰۰۹ برای نویسنده‌اش به ارمغان آورد. قادر عبدالله جوایز ادبی دیگری نیز از آن خود کرده است.

.

درباره‌ی نویسنده

لینا نبی‌زاده

یک دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • دوستان کسی این رمان رو به زبان انگلیسی داره برام بفرسته خیلی خیلی خیلی ممنون میشم اگه pdf اون رو تو تلگرام به شماره ۰۹۳۰۷۲۴۴۲۵۵ بفرستین واقعا مشتاقم بخونمش.متشکرم

تازه‌ها

پرخواننده‌ترین‌ها