ادبیات، جامعه، سیاست

Tag: فرشاد صحرایی

رستوران

امروز هم مثل روزهای دیگر  از خواب پا شدم، از خیسی شورتم فهمیدم که دیشب جنب شدم. گندش بزنند! سال به سال با کسی نمی‌خوابم ولی شب‌ها خواب جنیفر می‌بینم. دستم رو زیر بالش بردم و گوشیم رو پیدا کردم. چندتا تماس بی‌پاسخ و یه پیام از طرف خواهرم که نوشته بود: «باید امروز پارسا رو ببرم کلاس زبان، نمی‌تونم پیش بابا بمونم. چرا جواب نمی‌دی؟»

Designed & Developed by Nebesht Media