ادبیات، جامعه، سیاست

موضوع: سعید گلی‌زاده

شمعدانی‌های پرنده

تابحال از متولد شدن یک نفر احساس تنفر کرده‌اید؟! بنده متاسفانه این حس را نسبت به پدربزرگم دارم. البته نه اینکه او مرد بدی باشد و یا آزارش به کسی برسد.

دنیای زیبا را چگونه می‌سازند؟

مرد سعی می‌کند در را به بی سروصداترین حالت ممکن باز کند. اما باز هم صدای جیر جیرش در راهروها و اتاق‌های سرد خانه می‌پیچد. این اولین‌بار نیست که بعد از نیمه شب به خانه بازمی‌گردد، در طول چند ماه گذشته اینکار را بارها و بارها انجام داده. اما هنوز خودش هم نتوانسته به آن عادت کند و هنوز هم این دیر آمدن ها برایش عجیب می‌آید. هرچند زنش دیگر او را مثل شب‌های اول سوال پیچ نمی‌کند و هرچند او دیگر مجبور نیست تا پاسخ‌هایی بدهد که حتی برای خودش هم قانع کننده نیست، اما می‌داند که نه خودش به اینکار عادت کرده نه زنش. مرد سعی می‌کند بدون روشن کردن هیچ چراغی کاناپه را در خانه پیدا کند. شاید تنها چیزی که زن و مرد خوب به آن عادت کرده‌اند این است که زن هر شب بالشت و لحافی را روی کاناپه بگذارد و مرد هر شب در سکوت روی آن بخزد و بخوابد.

Designed & Developed by Nebesht Media