ادبیات، جامعه، سیاست

موضوع: دنا پرویزی

broken blue ceramic plate

همراهِ آخر

آب ماسیده دهانش را به زحمت قورت می‌دهد. لب‌های چروکیده‌اش را غنچه می‌کند و سر و صورت عروسِ توی قاب را می‌بوسد. گرد و غبار قاب به سرفه‌اش می‌اندازد.

red vehicle in timelapse photography

اولین ماموریت با دستکش

طفلی است که هنوز راه رفتن با چهار دست و پا را یاد نگرفته اما از او می‌خواهند بدود و برنده باشد. تنش را سوراخ سوراخ کرده‌اند و دستگاه‌های ریز و درشت احیا و تنفس، خواب و بیداری و مرگ و زندگی بیمار را بَندَش کرده‌اند.

آن‌ها همیشه لالایی‌‌ها را می‌شنوند

جویدن و جویدن و جویدن؛ صدای بلعیدن‌های تموم‌نشدنیمون همه‌جا رو پر کرده بود. برگ‌های توت، شیرین و لذیذ بودن. حتی با این که دلشوره ناشناخته‌یی تَنِ بندبندم رو می‌لرزوند..

پروازِ ۵۹۵۵

 دست چپم را حس نمی‌کنم. در تاری دیدم، چند متر آن‌طرف‌تر ساحلی به چشمم خورده؛ یا شاید فقط یک توهمِ دورِ پردرخت بود. صخره‌ای قرمز رنگ، نزدیکی‌هایم خودنمایی می‌کند.

Designed & Developed by Nebesht Media