ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: اندیشه

نیهیلیسم جاذبه‌های کاذبی دارد که برجسته‌ترینِ آن‌ها را در قرن بیستم و در قالب نیهیلیسمِ سیاسی تجربه کردیم. اما از همان ابتدای تولد نیهیلیسم، برخی متفکران خطراتِ آن را هشدار داده بودند…
ترس از دست دادن، جزء لاینفک زندگی است که با پشت سر گذاشتن آن در هر مرحله می‌فهمیم که ما به این جهان، آمده‌ایم برای مراقبت و افزودن چیزی از جنس عشق به این خانه و گذاشتن و گذشتن...‏
رواداری به‌معنای احترام به عقاید نیست. کسانی که فکر می‌کنند رواداری یعنی ناراحت‌نکردنِ دیگران، معنای آن را تحریف کرده‌اند. ایجاد تمایز بین این دو مفهوم نکته‌ای کلیدی در شناخت حقوق طرفین مناقشات عقیدتی است.
برای میلیون‌ها نفر، دین منبع آرامش است، اما برخی باورهای مذهبیْ حیاتِ بشر را بی‌ارزش یا تخریب می‌کند، و ما تدریجا داریم به این موضوع پی می‌بریم که بسیاری از برداشت‌های دینی، ناشی از اختلالاتِ روانی‌ست...
این پرسش که «چگونه زندگی کنیم؟»، جوابِ سرراستی ندارد که همچون «گزینهٔ صحیح» همواره دمِ دست‌مان باشد. این نوع سوالات مثل درد‌هایی‌ست که ممکن است هنوز درمان نداشته باشد اما باید تا جای ممکن آن را تسکین داد.
وقتی پدربزرگم را از دست دادم تقریبا چهارده ساله بودم، تعطیلات عید تمام شده بود، صبح زود بود و برای رفتن به مدرسه آماده می‌ ­شدم، تلفن زنگ خورد و بعد تا چند ساعت بعد همه چیز به سوالی کوتاه از سوی پدر خلاصه شد که از نجوای گنگ پشت تلفن پرسید: «تموم شد؟»
نوستالژیْ حسِ محبوبیت، امنیت، و ارتباط با دیگران ایجاد می‌کند و می‌تواند الهام‌بخش و مایهٔ خوش‌بینی به آینده باشد، چون به ما کمک می‌کند چیزهای خوبی را دربارهٔ خودمان و دیگران به یاد آوریم.
آیا می‌دانید غم انگیزترین چیز در زندگی چیست؟ شاید فکر کنید که پیر شدن یا فرارسیدن مرگ ما باشد. اما نه. آن چیز اندوهی است که در پایان زندگی تجربه می‌کنیم، زمانی که در بستر مرگ دراز کشیده‌ایم و حسرت می‌خوریم که کاش طور دیگری زندگی می‌کردیم.