ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: اندیشه

معمولا خیال‌مان راحت است که در زندگی همواره حفاظ‌هایی هستند که از ما محافظت می‌کنند. اما گاهی سرنوشت به خطا می‌رود و در بحران گرفتار می‌شویم؛ حفاظ‌ها از بین رفته‌اند؛ و همه چیز ممکن است در لحظه‌ای به فنا برود…
معیارهای عینیِ خوب و بد، دفاعِ ما علیه ایده‌های بد است. اگر معیارهای‌مان را ببازیم، هیچ دفاعی نداریم. با توسل به نسبی‌گرایی اخلاقی، ایمنیِ طبیعی‌مان را غیرفعال می‌کنیم، و خود را در برابر ایده‌های بد آسیب‌پذیر می‌کنیم…
اگر تصویری در ذهن ما به قدرِ کافی قدرتمند باشد، باور می‌کنیم واقعی‌ست و تخیل‌مان را برای درکِ واقعیتِ آن به خدمت می‌گیریم؛ چون ما دنیای خودمان را آن‌گونه که هست نمی‌بینیم، آن‌گونه که خودمان هستیم می‌بینیم…
برای خوب زیستن، تمرکز ما باید بر روی ارزش‌های بیرونی‌ای باشد که تصور می‌کنیم خوشبختی را برایمان به ارمغان می‌آورد: قضاوت‌هایی که می‌کنیم، نحوۀ رفتارمان، چیزهایی که در پی آن هستیم و آنچه ارزشمند می‌دانیم.
اپیکوریسم کلا ناشی از نوعی تغییرِ نگرش ذهنی است. اپیکوریسم سعی می‌کند عمل‌گرا و مدرن و بی‌پرده باشد و بینشی ذی‌قیمت نسبت به زندگی به دست دهد، و خصوصا برای ماده‌گرایان و خداناباوران، تَسلّای وجودی فراهم کند.
هیچ چیز، حتی حقوق حیوانات، آن‌قدر بی‌ضرر نیست که برای مقاصدِ خبیث به کار نرود. برای همین، مدام باید حواس‌مان به خودمان و خودخواهیِ اخلاقی‌مان باشد. ولی چگونه می‌توان بین رفاهِ انسان و رفاهِ غیرانسانْ توازنی برقرار کرد؟
ویدیوی آتش‌زدنِ قرآن به دست ژنرالی آمریکایی در افغانستان، حتی اگر جعلی باشد، به‌راحتی می‌تواند آشوبی عظیم به پا کند. اما با تکنولوژیِ جعل عمیق، ما همواره در معرض چنین محتوای خطرناکی هستیم…
علمْ ما را بالا برد و به جایگاه بهتری سوق داد؛ آسیبِ علمی هم ما را به عقب می‌برد. و همواره کسانی هستند که از علمِ ما هراس دارند و خواهانِ کنترل و سرکوب آن هستند. و تاریخ به ما نشان می‌دهد که این تهدید همیشگی‌ست.
زندگی ممکن است پُر از درد و رنج باشد، اما واکنشِ ماست که حرف آخر را می‌زند. شوپنهاور می‌گوید از امیال‌تان بکاهید و تسلیمِ زندگی شوید. اما نیچه در قبال مصائبِ زندگی پیشنهاد می‌دهد با رنج‌ها روبه‌رو شوید…
شاید در دهه‌های قبل، طبقاتی‌شدن فهم کمتر از امروز بود، ولی حالا فعالیت «جنایت‌کاران» به‌ویژه گروه‌های مافیایی در شهرها، مستقیم و غیرمستقیم در مراکز آموزشی فضا را بازتر ساخته است تا فهم درست شکل نگیرد.
اولین‌بار در جمعی از دانشجویان «دانشگاه کابل» با این ماجرا مواجه شدم؛ جایی که درباره واژهٔ «انقلاب» و سایر مفاهیم وابسته به آن، بحثی نسبتاً تخصصی شکل گرفت. هر کسی تعریفی از وا‌ژگان این حوزه داشت…
علوم جدیده دست به کارهایی حیرت‌انگیز زده است: ارسالِ کاوشگر فضایی به سیارهٔ پلوتون، فهم ماهیت نور، واکسیناسیون مردم جهان و …. بسیاری از دانشمندان و فلاسفه معتقدند که قدرت علم ناشی از توجهِ شدیدش به شواهدِ تجربی‌ست…