ادبیات، فلسفه، سیاست

برچسپ‌ها: ادبیات جهان

OvreFossMunch
همه می‌دانستند: برای انتقام گرفتن رفت. خودش هم پنهان نکرده بود: «از حلقومش در می‌آرم». با گفتن این حرف شالش را آنقدر محکم کشیده و بسته بود که به او تذکر داده بودند: پاره می‌کنی. «من چرا همه گوشه و کنارهای روح…
صاحب رمانیایی کافه به کسانی که دور میز نزدیک در نشسته بودند، می‌گفت: «توی کافه من درباره‌ی هر چیزی بخواید می‌تونید حرف بزنید، الا سیاست. غیبت کنید، درباره ورزش حرف بزنید، حتی درباره سکس، اگه خوشتان می‌آید. ولی بحث سیاسی نکنید لطفاً. اشتهای همه خراب می‌شود.»
شافاک که اغلب به عنوان مشهورترین نویسنده زن ترکیه شناخته می‌شود، به صراحت کلام شهرت دارد. او حامی سرسخت برابری و آزادی بیان است. دیدگاه‌هایش او را در تضاد و درگیری با دولت سرکوبگر اردوغان قرار داده است…
«جادوگرِ اوز» شاهکارِ فرانک بام مولف آمریکایی از زمان و مکان خود فراتر رفته است. ویژگی مهم این اثر این است که قابلیتِ تفسیر زیادی دارد و برای همینْ هر نسلی که از راه می‌رسد، آن را از نو بازتفسیر می‌کند…
ما همدیگر را خیلی بهتر از آنچه تصور می‌توان کرد درک می‌کردیم. چیزی نوشیدیم، به خوراکی‌ها ناخنک زدیم و تا ابد از هم دور شدیم، اما برای همیشه همدیگر را دوست داشتیم. افسوس که اسمش را فراموش کردم…
«هابیت» رمانی فانتزی به قلم جان تالکین نویسنده انگلیسی‌ست که نویسندهٔ «ارباب حلقه‌ها» هم هست. این رمان خیلی زود مورد تحسین کارشناسان قرار گرفت، و برای همین هم نامزد دریافت مدال کارنگی شد…
روشنفکرانِ امروز معمولا به فرهنگ مصرفی غرب و نمادهای آن روی خوش نشان نمی‌دهند، ولی موراکامی به‌جای فاصله‌گرفتن از این چیزها، مدام آثاری را خلق می‌کند که باعث می‌شود خوانندگان آسیایی این چیزها را تحسین کنند…
آیزاک آسیموف طی نیم قرن حرفهٔ نویسندگی‌اش فوق‌العاده پرکار بود. او یکی از مهم‌ترین شخصیت‌ها در ادبیات علمی‌تخیلی و یکی از غول‌های این قلمرو است که نقش مهمی در شکوفایی این ادبیات در قرن بیستم داشته است…
پسر روزنامه را روی میز سُراند و پاهایش را روی هم انداخت و طوری که انگار برای بار اول است پدرش را می‌بیند، به او نگاه کرد. در این بین مادربزرگ، «آه» جانسوزی از درون کشید. پدر، مادر، نوزاد به مادربزرگ نگاه کردند.
صبح که شنیدم مردی با پای لنگ از اتاق ۱۳ بیرون آمده است، فهمیدم فرد دیگری این کار را انجام داده است. می‌دانستم فرد دیگری باید دزدی کرده باشد زیرا من روی عرشه تنها بودم و به کسی نگفتم چه چیزی را دیده‌ام…
فرانک اوکانر نویسنده و منتقد ادبی، و مترجم ادبیات گیلیک بود. او داستان‌های پرشماری نوشته است که بیشترشان به زندگی شخصی و تجربیات خودش مربوطند. برای همین هم آثار او را بیشتر از منظر بیوگرافی تحلیل می‌کنند…
این اثر در ۱۹۵۱ توسط نویسنده‌ی ایرلندی فرانک اوکانر در مجموعه داستان «نمونه مسافران» منتشر شد. اوکانر معصومیت و تجربه و نیز طنز و جدیت را در این داستان پرداخته است. این داستان طنزی است خفته در زیر تراژدی…