جادوی لمس‌کردن

حسِ لامسه، اذهان و ابدانِ ما را به جهانِ اجتماعیِ اطراف‌مان پیوند می‌دهد. اگر لمس‌کردنْ به امر ممنوعه بدل شود، چه بر سرمان خواهد آمد؟

مقالات

سِرّ گوش من: قصۀ یک عمل جراحی

سه سال پیش، دردی شدیدی به گوشم آمد. فکر کردم در خواب کسی مرا با بوکس زده است. کسی از میان بوکسرهای که همیشه در خواب می‌بینم و با او در مسابقه‌های بین‌المللی مواجه می‌شوم.

فواید نوستالژی و نحوهٔ بهره‌بردن از آن

نوستالژیْ حسِ محبوبیت، امنیت، و ارتباط با دیگران ایجاد می‌کند و می‌تواند الهام‌بخش و مایهٔ خوش‌بینی به آینده باشد، چون به ما کمک می‌کند چیزهای خوبی را دربارهٔ خودمان و دیگران به یاد آوریم.

در دربار امیر

€۲۴.۰۰

نشر نبشت

ادبیات داستانی

پاریس… شاید.

اول می‌خواستم کتاب بخوانم اما دیدم حوصله‌اش را ندارم. برای همین شال و کلاه کردم که بروم خانه دوستم‌. پنج دقیقه بعد، آن‌جا بودم. یک عادت عجیبی که دوستم دارد این است که اگر روزی هزار بار هم بروی خانه‌اش طوری به استقبالت می‌آید که انگار یک سال ازت خبری نبوده و تازه از راه رسیده‌ای.

نارنجی

من عادت دارم که به آدم‌ها نگاه کنم و گاهی از قدرت نسبی خودم برای از نزدیک دیدن آدم‌ها وقتی روحشان هم خبر ندارد استفاده می‌کنم. روی مچ دستش یک النگوی نازک دارد و هر چند دقیقه موهایش را می‌دهد زیر شالش و النگویش سُر می‌خورد و تا وسط‌های ساقش می‌رود.

سوپ کوسه

هر روز بعد از ظهر که می‌شد بوی اوره از پایین در چوبی و موریانه زده‌ی خانه‌ی خانم گُل بیرون می‌زد. بوی سوپ کوسه‌اش بود که هوای تمام کوچه‌ی خاکی‌مان  را پر می‌کرد و گاهی به حیاط خانه‌ی همسایه‌ها هم می‌رسید. می‌گفت: «نگو سوپ بگو دوای جاودانگی!»

امروز تودوروف مرد

نان کره‌ای‌ام را که بلعیدم، دکمه‌های پیراهنم را که بستم، کراواتم را که درست کردم، از در خانه رد شدم. در را دو بار قفل کردم. با این حال چند لحظه بعد از خودم خواهم پرسید آیا در را درست قفل کرده‌ام.

حقیقت زندگی

عجیب نیست اگر تا به حال اسم شرکت ما را نشنیده‌ باشید. هیچ نهاد بشری وجود ما را تایید نمی‌کند. ما هم هیچ‌ تلاشی در جهت دیده شدن نمی‌کنیم اما نمی‌توانیم دهان مردم را ببندیم.

آنهایی که نمی‌خواستند «شهید» شوند

در کوچه که قدم می‌گذارد صدای گنگی در گوشش طنین می‌اندازد. انگار در و دیوار از او می‌خواهند امروز را بیخیال رفتن شود. ولی او شوق درس دارد و هوای رفتن به دانشگاه را. از خیابان‌ها که میگذرد رنگ و بوی شهر جلوه‌ی دیگر می‌دهد.

ادبیات داستانی

اندیشه و فلسفه

ما، سوگواران: دربارهٔ تجربهٔ سوگواری در عصر حاضر

وقتی پدربزرگم را از دست دادم تقریبا چهارده ساله بودم، تعطیلات عید تمام شده بود، صبح زود بود و برای رفتن به مدرسه آماده می‌ ­شدم، تلفن زنگ خورد و بعد تا چند ساعت بعد همه چیز به سوالی کوتاه از سوی پدر خلاصه شد که از نجوای گنگ پشت تلفن پرسید: «تموم شد؟»

جادوی لمس‌کردن

حسِ لامسه، اذهان و ابدانِ ما را به جهانِ اجتماعیِ اطراف‌مان پیوند می‌دهد. اگر لمس‌کردنْ به امر ممنوعه بدل شود، چه بر سرمان خواهد آمد؟

کتابستان

به شهادت یک هرزه

€۲۳.۹۹

نشر نوگام

یولیسز – جلد دوم

€۳۶.۰۰

نشر نوگام

«ماهی» اثر بهرام بیضایی

€۲۲.۹۹

نشر بیشه

از ورای حجاب: درباره روحانیت، شریعت و دولت

€۲۴.۰۰

نشر نبشت

ناگهان ضربه‌ای به در

€۱۷.۰۰

نشر نبشت