آیندۀ افغانستان: در نشست صلح با طالبان حقوق اساسیِ شهروندان درمعرضِ خطر است

گفتگوهای صلح که به مذاکرات بین‌الافغانی معروف است، تا موفقیت راهی دشوار در پیش دارد. گذشته از اختلافات بنیادی بر سرِ نوع دولتِ پساصلح و حقوق زنان، چالش اصلی این خواهد بود که آیا بر سرِ یک آتش‌بس پایدار تا حصول پیشرفت سیاسیْ توافق می‌شود یا نه.

رابطۀ فلسفۀ عمومی و اخبار روز

تصویر مردمی شیفته که مستقیم به صفحه مونیتور چشم دوخته‌اند، قیاسی با تمثیل افلاطون در ذهن می‌آفریند: صفحات موبایل و کامپیوتر ما، دیوارهای غار زمان ما هستند، و ما با تماشای آن‌ها شاهد نمایشی کم‌نور از واقعیت روزمره هستیم.

مقالات

در تماشاخانه‌ها یا در خیابان‌ها؟: نگاهی به کتاب «خیابان صحنه است»

معرفی کتاب خیابان صحنه است: سوالی که همچنان می‌توان آن را درباره‌ی رابطه‌ی بین هنر و جامعه‌ی ایرانی مطرح کرد، این است که آیا ما به تئاتر در خیابان‌ها نیاز داریم؟ این شکل از تئاتر چه چیزی را می‌تواند به ما ارزانی دارد که دیگر شکل‌های آن نمی‌توانند؟ 

از ورای حجاب: درباره روحانیت، شریعت و دولت

€۲۴.۰۰

نشر نبشت

ادبیات داستانی

محرم‌مات

عزاداران بوشهری مراسمات را بر طبق سنت اجداد در نیمه‌های شب برگزار می‌کنند و سینه زنان حلقه‌هایی به دور نوحه‌خوان می‌بندند و چفیه به کمر دست‌ها را بالا می‌برند و شانه‌ها را تا نزدیکی زمین پایین می‌آورند

شمعدانی‌های پرنده

تابحال از متولد شدن یک نفر احساس تنفر کرده‌اید؟! بنده متاسفانه این حس را نسبت به پدربزرگم دارم. البته نه اینکه او مرد بدی باشد و یا آزارش به کسی برسد.

شما هم مواظب باشید!

در بخش بالایی استخرِ موج مصنوعی، دراز کشیده‌ام. لذت زیادی دارد. موج آرامی از دور به من نزدیک می‌شود. از زیر بدنم می‌گذرد و دوباره باز می‌گردد

پارک

روی نیمکت فلزی مشبکی، در انتهای پارک نزدیک خانه‌امان نشسته بودم. نزدیک بود کتابی را که تازه خریده‌ بودم به دست بگیرم و شروع به خواندن کنم. اما قبل از باز کردنش منصرف شدم و دوباره آن را به داخل کیفم برگرداندم.

بعد از پنجاه و سه سال

هیچ چیز را به همان شکل ثابت همیشگی نمی‌دید. به هر چیزی که نگاه می‌کرد انگار قلبی با شدت  زیاد و سرعت بالا در آن می‌تپید. گلدان گل دیفن گوشه‌ی هال، دیوارهای سفید خانه، قاب‌عکس خانوادگی روی طاقچه…

 شرایط

سنجاق موی‌اش امروز از پیشم شکست. چنان غمگین شدم که گویا دلم شکسته باشد، نه آن سنجاق. بار آخر یک سال پیش دیده بودمش. وقتی خبر شدم در همین شهری که من آمده‌ام او هم زندگی می‌کند، از میان سنگ سراغش را پیدا کردم و برایش زنگ زدم.

ادبیات داستانی

اندیشه و فلسفه

نویسنده دیوانه است

نوشتن اعتیاد است و این اعتیاد تنها دامن‌گیر نویسنده است و اینجا تفاوت دومی میان قصه‌گوی نانویسنده و نویسنده‌ی قصه‌گوی ظاهر می‌شود: نویسنده نمی‌نویسد تا دیگران بخوانند؛ او می‌نویسد چون نمی‌تواند ننویسد.

کتابستان

ناگهان ضربه‌ای به در

€۱۷.۰۰

نشر نبشت

نقشینـه

€۱۹.۹۹

نشر نوگام

دزد و دلبر

€۱۳.۹۹

نشر نوگام

زنان فراموش‌شده؛ قصه‌ی زندانیان بند نسوان

€۱۶.۰۰

نشر نوگام

ظهور قدیسه روس در تهران

€۱۲.۰۰

نشر نبشت