آیا باید مثل قدوس بود؟

روز چهاردهم جنوری ۲۰۱۶، ساعت هفت و سی و پنج دقیقۀ شب، کاربران افغان فیسبوک با چالش جدیدی روبرو شدند: مثل قدوس بودن! آیا باید مثل قدوس باشند؟ چرا باید مثل قدوس باشند؟ بهتر نیست هر که خودش باشد؟

در آن تاریخ و آن لحظه، صفحه‌ای در فیسبوک، مجازاً پا به عرصۀ مونیتور‌ها گذاشت با نام «مثل قدوس باش!». گراف صعودی لایک‌های یک هفته‌ای صفحه در قدم اول فقط این حقیقت را بیان می‌کرد….

اوهو! یک حقیقت را؟ آدم چه می‌داند، شاید هم چند حقیقت را بیان می‌کرد. حالا مگر قدوس، عضو کدام کمیسیون حقیقت‌یاب است که باید کدام حقیقت را بیان کند؟

بِل از کدام راه به افغانستان رسید؟

در عصر انترنت، فقط می‌توان در زیر زمین، مانع نشر اندیشه‌ها شد. در روی زمین، این اندیشه‌ها مربوط دهکده‌ی جهانی است. مادامی که کیبل‌های پخش انترنت قطع نشده، اندیشه‌ها سریع‌تر از بوسه‌های هالیودی و رقص بالیودی، جهان‌گیر می‌شود، از جایی به جایی کوچ می‌کند و از دیاری به دیاری دیگر و بی هیچ تعصبی، وطن می‌گزیند. آخرین باری که این نظریه انترنت ـ وطنی دوباره به اثبات رسید، کوچ صفحه‌ی فیسبوکی Be Like Bill یا «مثل بل باش» به زبان فارسی افغانستان بود. یعنی در همان چهاردهم جنوری، بل، قدوس شد و در مسابقۀ کوچِ مفکوره‌ها، افغان‌ها چند روز سریع‌تر از ایرانی‌ها دست به کار شدند.

سایت «مثل بل باش» آنگونه که بی بی سی نوشته، در ماه دسامبر ۲۰۱۵ در شهر میلان ایتالیا به زبان انگلیسی، توسط «ایو گنی کرویتورو» که متولد مُلداویا است، ساخته شده است. او امروز با همکار خود «دببراته نت» کارتون‌ها را رسم کرده و کار صفحه را اداره می‌کند. در حدود چیزی بیشتر از یک ماهی که از ساختن «مثل بل باش» گذشته، تعداد لایک‌های آن به یک و نیم میلیون رسیده است. در اسپانیا، بل، خوزه شده و در مالیزیا، رشید. در زبان عربی اما، بل را بلال و بشیر و جعفر و در هندوستان، بلو و دو سه نام دیگر نمایندگی می‌کنند.

مبتکر این کار در مورد «بل» می‌گوید: «اندیشۀ آن خیلی ساده است. هر که هوشیار و دارای درک انسانی است و دیگران را دلگیر نمی‌سازد، می‌تواند بل باشد.»

ظاهراً اصلی که بل و بل‌های دیگر بر اساس آن به وجود آمده، نه مغلق است و نه پیچیده. مبتکر اصلی در حاشیۀ حرف ها، یک پیشنهاد کوچک دیگر هم دارد: «این اندیشه برای آن به وجود نیامده که سیاسی باشد.»

از این دو گپ، تا اندازۀ می‌توان فهمید که چرا صدای بل، مثل آنکه در میان کوه‌ها پیچیده باشد، کوه به کوه و شهر به شهر و آدم به آدم رفته و مقبولیت یافته است. تا به یاد می‌آوریم، انسان بودن و هوشیار بودن از آرزو‌های دیرین همه بوده؛ فقط دلگیر نبودن و ملال آور نبودن  را می‌توان از آرزو‌هایی دانست که انسان‌ها تازه در مورد آن اظهار عقیده می‌کنند.

بل فرزند آنلاین عصر آنلاین است. حرف‌های او هم با زندگی آنلاین امروز مسقیماً رابطه دارد. انتخاب عظیمی که در پهنۀ انترنت مقابل انسان امروزی است، اجازه نمی‌دهد که حرف‌های خسته کن و دلگیر کننده، در رقابت با ظرافت گفتاری و نوشتاری و تصویری، تاب مقاومت بیاورد. یعنی نظریه تنازع بقا داروین در جهان انترنت، به نحوی با شوخ طبعی و ظرافت، معنای معاصر پیدا می‌کند. هر که شوخ طبع‌تر، حرفش پرخریدارتر و فیسبوکش پر لایک‌تر.

چرا قدوس؟

گاهی نام‌های آدم‌ها زودتر از پاسپورت آن‌ها، تعلق‌شان به یک مکان را افشا می‌کند. تام – امریکایی. ایوان – روسی، هانس آلمانی، پی‌یِر فرانسوی… در خلق این استعاره‌ها، ادبیات پیشتر از انترنت کار خود را کرده است. در افغانستان چنین نامی به دلایل بسیار وجود ندارد. با آن‌هم می‌توان گفت که قدوس از نام‌های بسیار رایج در افغانستان است. در همین صد سال آخر هم ما قدوس‌های بسیار داشته‌ایم. از سردار عبدالقدوس‌خان اعتمادالدوله، صدراعظم شاه امان الله که در جنگ استقلال کفن پوشید تا عبدالقدوس غوربندی که پس از کودتای ثور بر کرسی وزارت تجارت تکیه زد و دریشی پوشید. از قدوس‌های فراموش ناشدنی تاریخ معاصر ما، یکی هم کلِ قدوس، از فرماندهان نامدار زمان جنگ ضد شوروی است. او که در شهر مزار شریف بر علیه حکومت وقت می‌جنگید، قبل از هر حمله با بلندگو اعلام می‌کرد که: مَه هستم کلِ قدوس، دشمنِ چُوچۀ اُروس!

امروز قدوس از جمله نام‌های است که کمتر در میان مکتب رفته‌ها دیده می‌شود. استفادۀ بیشتر این نام در دهات و در میان کسانی است که با نوشتن و خواندن سرو کار ندارند. به نظرمی رسد که استفاده‌ی قدوس به جای بل، کار به جایی بوده؛ نظر‌ها و پیام‌های کاربران این صفحه گویای این است که این نام از طرف اکثریت مورد قبول واقع شده است. برای کاربر امروزی انترنت در افغانستان، این نام یادآور نوعی سادگی و صفای دهاتی است که این سادگی در «مثل قدوس باش» از ارکان اصلی کار به شمار می‌رود.

قدوس، پُوک نیست. یعنی، به حرف کابلی ها، خود را نمی‌سازد و به حرف هراتی ها، خود را بَدر نمی‌آورد. این پوک بودن و خود را ساختن قطعاً با مغرور بودن یکی نیست. پوک بودن را شاید بتوان گفت که از تحفه‌های زندگی شهری به شمار می‌رود. قدوس ظاهراً از مزایای زندگی آنلاین برخوردار است اما از همه چیز راضی نیست. او نارضایتی خود را بیان می‌کند بدون اینکه خود را بسازد و پوک شود. این چیزی است که جای آن در مراودات زندگی امروز خالی به نظر می‌رسد.

آیا لبخند قدوس اهمیت دارد؟

از نظر من اهمیت اساسی دارد. از بنی آدم اعضای همدیگرند از سعدی، تا انسانم آرزوست از مولانا، می‌دانیم که آدم بودن را ما مردم این سرزمین فراموش نکرده‌ایم. خندیدن بر بلاهت و نادانی و بی‌عقلی، در سراسر آثار مکتوب و شفاهی ما گواه این است که ما هوشیاری را هم دوست داریم.

نکتۀ سومی که مبتکر صفحۀ «مثل بل باش» به این دو خواستۀ مشهور و آشنای همه انسان‌ها اضافه کرده این است: دلگیر و خسته کننده نباش. چگونه می‌توان آدم دلگیری نبود؟ نسخۀ او واضح است:  از جمله می‌توان با ظرافت و شوخ طبعی به چنین مقامی دست یافت. او این را در آنچه که تا حال منتشر کرده، نشان داده است. قدوس ما هم در این راه پیرو او است. اما آیا قدوس هم به همان پیمانه که بل، ظرافت دارد، از این شگرد استفاده می‌برد؟

قدوس کوشش کرده در پهلوی مسایل زندگی آنلاین، بیشتر بر موضوعات خورد و بزرگ دیگر انگشت بگذارد. ما مردم، انتقاد کردن را، وقتی با کمی هنر مثلاً وزن عروضی و یا با آوردن تمثیل و حکایت همراه باشد، خوش داریم. اما وقتی انتقاد با شوخ طبعی همراه باشد، گاهی این دو پدیده را جدا از هم می‌بینیم: انتقاد و شوخ طبعی. از همین سبب شاید قدوس ما بسیار کمتر از بل، پشت ظرافت رفته باشد.

او انتقاد می‌کند و به نظر می‌رسد که فراموش کرده که محبوبیت بل، برای انتقاد او نیست، برای شیوۀ بیان او است؛ بدون تکلف، بدون خودنمایی، کوتاه و شوخ طبعانه که این آخری در عصر آنلاین احتمالا از مهم‌ترین ارکان موثریت آن است.

در جستجوی فرمهای تازه

عصر آنلاین عصری دیگر است. بیان خواست‌های آن، فرم‌های جدید را با خود می‌آورد. «مثل قدوس باش» بیان خواست‌های همیشگی آدم‌ها است با شیوه‌ی تازه و منحصر به خود که ایجاز از مشخصه‌های اصلی آن است. کوتاه بودن، قابل تقلید بودن، نو بودن فرم، تازه بودن شیوۀ بیان، سادگی و بی‌تکلفی  و مشترک بودن بسیاری از خواست‌های انسان امروز باعث محبوبیت و شهرت سریع آن شده است.

تقلید سریع کار قدوس و گرفتن پنجاه هزار لایک در یک هفته از اقبال عمومی این پدیده در میان کاربران افغان خبر می‌دهد. سادگی قدوس نشان می‌دهد که انسان امروز دلتنگ سادگی خودش است. پیچیدگی‌های زندگی شهری، آدم عصر آنلاین را دلتنگ گذشتۀ سادۀ خودش ساخته است.

جغرافیای زندگی قدوس با جغرافیای زندگی بل متفاوت است با این هم شباهت‌ها در کار‌های هر دو هنوز بسیار است. قدوس احتمالاً که راه مختص به خود را خواهد رفت اما دور شدن از آبشخور اصلی باید با بدیل‌های که برخواسته از محیط زندگی قدوس است، پر شود.

بل، برخلاف خواست زمان، ظاهراً نمایندۀ تنها جنس مذکر است. برای کامل شدنش، همتای “اِمیلی” را برایش در انگلیسی پیشنهاد کرده اند. در فارسی افغانستان، شگوفه و قدسیه و در اوزبیکی افغانستان بیگم را به عنوان همتای مکمل او می‌نویسند. بلایی که ایجاز بر سر قدوس و بل آورده ـ در پهلوی کمک بزرگی که به آن‌ها کرده ـ، این است که زبان آن‌ها را از گفتن بسیار معضله‌های زنان کوتاه ساخته است.

قدوس هنوز راه بسیار در پیش دارد. او باید یاد بگیرد که ایجاز، اهمیت زبان را در چنین کاری بیشتر می‌سازد. قدوس باید به بهتر شدن زبان کار خود بیشتر از پیش اهمیت دهد. او باید فراموش نکند که ایجاز، همانقدر که در مقبولیت کار اثرگذار است، به همان پیمانه ابتکار را دشوارتر می‌سازد.

.

درباره‌ی نویسنده

کاکه تیغون

۷ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • قدوس واقعا لباسی است که افغانستانی ها به تن کنند؟!
    فورم جدید قدوس در بیان معضلات جامعه بسیار کودکانه است. فورم غالب برای کودکان است تا بصورت ساده بیاموزند. قدوس در یک هفته نزدیک به پنجاه هزار لایک گرفت. با این حساب می توان، خاصیت کودکانه ی افغانی ها را نیز در آن جستجو کرد. بدین معنا که ما قادر به فهم معضلات به شیوه دیگر نبودیم الی شیوه کودکانه که قدوس ارایه کرد. پنجاه هزار لایک “مثل قدوس باش” پنجاه هزار شور و شوق کودکانه افغانی است. قدوس چیزهای را به ما می آموزاند که دیگران در کودکی می آموختند. یعنی ما تازه بر کرسی نشسته ایم تا بیاموزد رموز زندگی را. شوربختی لجام گسیخته که با فورم های کودکانه هم مهار نخواهد شد. خواهد شد؟

    • کودکانه را نمی دانم اما خیلی ساده است. شاید در این سادگی نوعی برگشت به کودکی ها هم نهفته باشد. در این برگشت به سادگی، نوستالژی برای برخی چیز ها آشکار می شود که اهم آن گریز از پیچیده شدن زندگی امروزی انسان است. کودک ساده است اما ساده کودک نیست. انتخاب قدوس کاملاً اختیاری است و مثل هر کس دیگری افغان ها هم حق انتخاب و انتخاب نکردن آن را دارند.
      فورمی که بل یا همان سرمشق قدوس انتخاب کرده، برای من که با کودکی هایم سه چهار دهه فاصله دارم، بسیار جالب است. جالب بودن فورم آن به این معنا نیست که آنچه قدوس امروز می نویسد هم جالب است. بل یا قدوس خارجی ها! جدا از افغانستان، در بسیاری از کشور ها علاقمندان به مراتب بیشنر از افغانستان دارد.

  • سلام
    مطلبی عالی و مفصل است که خواندنش آدم را شاد می‌کند.
    شاید یکی از دلایل محبوبیت این صفحه‌ها و حرکت‌ها این است که واقعا در هیاهوی زندگی امروزی ما اندیشه، شوخ طبعی، هوشیاری و همه خصوصیات قدوس را باخته‌ایم.
    قدوس همان «من آرمانی» است که به رغم ساده بودن،‌ رسیدن به آن آسان نیست.

تازه‌ها

پرخواننده‌ترین‌ها