آن هفت سال خوب: پنجره‌ای به زندگی شهروندان اسراییلی 

etgar_book
آثار اتگار کرت به ۳۹ زبان ترجمه می‌شوند. اتگار کرت می‌گوید ترجمه‌ی کارهایش به زبان فارسی همیشه از آرزوهای او بوده است.

بسیاری از ما همه‌ی شهرهای جهان را ندیده‌ایم، اما تصوری کلی و نزدیک به حقیقت از آن‌ شهرها و مردمانش داریم: پاریس را با برج ایفل و خوش‌پوشی مردمانش می‌شناسیم، رُم ما را به یاد ویرانه‌های کولوسیوم و خون‌گرمی ایتالیایی‌ها می‌اندازد، لندن‌ یادآور رودخانه‌ تِمز و ادب انگلیسی‌شان و احتمالا داستان‌های شرلوک هولمز است که در نوجوانی خوانده‌ایم، ‌نیویورک‌ را با آسمان‌خراش‌ها و مردمان پرجنب و جوشش می‌شناسیم و مسکو را با میدان سرخ‌اش و مردمی که همیشه کلاه‌های پوستی بزرگی بر سر دارند.

ما اطلاعات لازم برای شکل‌دهی این تصویر ذهنی را از کتاب‌هایی که می‌خوانیم، فیلم‌هایی که می‌بینیم‌، گزارش‌های رسانه‌ها و شنیده‌های‌مان دریافت می‌کنیم؛ معلوماتی کم و بیش مبتنی بر واقعیت و با کم‌ترین تعصب و پیش‌داوری و حب و بغض. و طبیعتاً به هر اندازه که این حجم و جزییات این معلومات بیشتر باشد، تصویر ذهنی ما نیز از وضاحت بیشتری برخورددار خواهد بود.

اما تصور ما از تل‌آویو و حیفا و مردمی که آن‌جا زندگی می‌کنند، چیست؟ چه مشخصه‌هایی این تصویر را شکل می‌دهند و منبع و ماهیت این اطلاعات چیست؟

معلومات بخشی بزرگ (اگر نگوییم، اکثریت) از افغان‌ها، ایرانی‌ها و دیگر مردمان خاورمیانه در رابطه با کشور اسراییل، یهودان و شهروندان این کشور به شدت متاثر از آموزه‌های دینی، تئوری‌های توطئه و سیاست‌های حکومت‌های منطقه به ویژه حکومت اسراییل و ایران است. و از این‌رو، برخلاف معلومات‌مان در رابطه با مردمان کشورهای دیگر، تصویر ذهنی ما از اسراییل و مردمانش اغلب تصویری مبتنی بر پیش‌فرض‌ها‌ست و نه معلومات واقعی.

کتاب «آن هفت سال خوب» که خاطراتی از اتگار کرت، نویسنده مطرح اسرائیلی‌ست از این جهت مهم است که دریچه‌ای هرچند کوچک و گذرا، اما واقعی را به زندگی شهروندان عادی اسراییل برای ما باز می‌کند. لازم نیست ما با محتوای این کتاب و یا باورهای اتگار موافق باشیم، مهم این است که او در این کتاب با خواننده‌ی خود‌ به گفتگویی دوستانه و صادقانه می‌نشیند و این فرصت را می‌دهد که با او، به عنوان یک فرد عادی، موافق یا مخالف باشیم.

عدم شناخت: مانع صلح و تقویت کننده سیاست‌های خصمانه

زمانی مادرکلان دوست‌داشتنی‌ام به من و باقی نوه‌های بی‌شمارش هشدار می‌داد که اگر تنها بیرون برویم، یهود‌ها ما را می‌دزدند و به اتاقی که کف آن با پنبه پوشیده می‌برند، دورمان می‌نشینند، هر کدام سیبی به دست صدا می‌زنند: «ای فرزند محمد، بیا این سیب را بگیر!» و وقتی بچه‌ی غافل از مکر یهود به هرکدام نزدیک می‌شود، آن ناجوان‌ها با خنجری که در دست چپ دارند، ضربه‌ای به او می‌زنند. در هرات، اصطلاح «محمدی کردن» که در اشاره به رفتار ظالمانه زورمندی با غریب به کار می‌رود، از نام این شیوه‌ی قتل گرفته شده. در سال‌های ۱۳۵۰ و قبل از آن ‌هنوز اجتماع کوچکی‌ از یهودیان در هرات زندگی می‌کردند و کنیسه‌ای نیز داشتند که در این اواخر محل دفع زباله‌ شده بود.

آموزه‌های دینی و تئوری‌های توطئه در مورد پلیدی و خیانت و طمع و دشمنی دیرینه قوم یهود نسبت به مسلمان‌ها از اسراییلی‌ها و یهودان هیولایی و مرموز و پلید در فرهنگ غالب مردمان خاورمیانه ایجاد کرده است: مردمانی مکار و طماع که چپ و راست به فکر چپاول ثروت مسلمانان که به کمک «استکبار جهانی» و «سرمایه‌داری غربی» به دنبال چپاول ثروت و منابع طبیعی مسلمین و کشتار آنها هستند؛ کسانی که رسانه‌های جهان را در اختیار خود دارند و نیز همان‌ها که از حمله‌ی یازدهم سپتمبر آگاه بودند و کسانی که در برج‌های تجارت جهانی در نیویورک کار می‌کردند در روزی که حمله رخ داد، سرکار نرفتند.

از تعارفات معمول که بگذریم، بعید نیست بسیاری ترجمه و نشر کتاب «آن هفت سال خوب» را نیز دسیسه‌ای دیگر از سوی صهیونیست‌ها بدانند و حتی با «نوچ» صاحبنظرانه‌ای نشر همین سطور را هم به دسیسه‌ی  موساد ارتباط دهند.

اما این تنها مسلمانان نیستند که به چنین تئوری‌هایی باور دارند. اتگار کرت، نویسنده کتاب «آن هفت سال خوب» می‌گوید تئوری‌های توطئه مشابهی نیز در میان مردمان اسراییل در برابر اعراب و ایرانی‌ها وجود دارد. چنین باورهایی خودبخود مانع از شناخت واقعی مردمان منطقه از یکدیگر شده و به تبع آن مانع از صلح شده است.

در کنار ذهنیت توطئه‌پسند در خاورمیانه (به شمول ایران و افغانستان) سیاست‌های خصمانه و دسیسه‌های «سیاسی» حکومت‌های اسراییل و ایران بر ضد یکدیگر نیز از عوامل اصلی تشدید این چرخه نفرت و انزجار بوده و منجر به آن شده که کل منازعه اسراییل و اعراب و وضعیت فلسطینی‌ها و عوامل پیچیده آن، به نبردی بی‌منطق و بی‌پایان میان «خیر و شر» تقلیل یابد؛ نبردی که هر دو طرف خود را برحق و دیگری را باطل می‌دانند. بسیاری از مسلمانان به کمتر از محو کامل اسراییل راضی نیستند و بسیاری از اسراییلی‌ها نیز صلح با اعراب و مسلمانان را ناممکن می‌دانند و به دنبال زهرچشم گرفتن از آنهایند.

وضعیت رنج‌بار فلسطینی‌ها ناشی از سیاست‌های خصمانه، غیرقانونی و غیرمنطقی حکومت اسراییل است؛ سیاست‌هایی که شمار زیادی از شهروندان اسرائیلی مثل اتگار کرت با آن به شدت مخالفتند. سیاست‌های حکومت‌های منطقه، از جمله ایران وضعیت را در نهایت برای فلسطینی‌ها دشوارتر کرده است. حکومت اسرائیل نیز همچون حکومت جمهوری اسلامی برای توجیه این سیاست‌های خود به تئوری‌های توطئه‌ و آموزه‌های دینی متوسل می‌شود و هدفشان جلب توجه و حمایت شهروندان عادی نسبت به این سیاست‌هاست. به عبارتی، حمایت ما شهروندان عادی‌ست که سیاست‌های نادرست در منطقه را تقویت و به گسترش دامنه‌ی توهم کمک می‌کند. نگرش توطئه‌پندارانه‌ ما به مسائل خاورمیانه، نه تنها کمکی به وضعیت فلسطینی‌ها نمی‌کند، بلکه در دهه‌های گذشته باعث پیچیده‌تر شدن این منازعه طولانی شده است. با توجه به ماهیت غیردموکراتیک حکومت‌ها در خاورمیانه، شهروندان عادی به دشواری می‌توانند سیاست‌های نادرست حکومت‌ها را فعالانه تغییر دهند، اما گاهی برای تغییر یک سیاست کافی‌ست با آن همراه نشد. برای این امر مردم خاورمیانه ( ازجمله مردمان افغانستان، ایران و اسراییل) نیازمند آنیم که یکدیگر را ورای روایت‌های رسمی و دینی و تئوری‌های توطئه بازشناسیم.

liberation700px
ترجمه فارسی «آن هفت سال خوب» با استقبال خوبی از سوی رسانه‌های مهم جهان روبرو شده است. عکس: مقاله‌ی روزنامه لیبراسیون فرانسه درباره کتاب، نویسنده و مترجم آن

چرا این کتاب مهم است؟

اتگار کرت، نویسنده‌ی اسرائیلی در مقدمه‌ای که برای ترجمه فارسی «آن هفت سال خوب» نوشته به تاثیر فیلم‌های ایرانی بر نگرش او به ایرانی‌ها اشاره کرده است. او می‌گوید: «از همان روز اولی که پسرم، لیو، به دنیا آمد، بی‌اختیار و با ترس همواره به این فکر می‌کنم که چقدر باقی مانده به هیجده‌سالگی و زمان خدمت اجباری‌اش در ارتش. هر بار که در اخبار یک مقام ایرانی را می‌بینم که بر ضد اسراییل سخنرانی می‌کند، سعی می‌کنم تجسم کنم که شنونده‌های آن سخنران با چه شور و هیجانی از آن حرفها استقبال می‌کنند. احساس می‌کنم آن جمعیت خشمگین و هم‌شکل فقط منتظرند آن سخنرانی تمام شود که موشک‌باران اسراییل را شروع کنند. اما لحظه‌ای بعد، در ذهنم آن جمعیت تبدیل می‌شوند به شخصیت‌های فیلم‌های زیبای ایرانی که من در دو دهه‌ی گذشته دیده‌ام. نمی‌توانم کاریش بکنم: آن‌چه سینمای ایران به من نشان داده، اجازه نمی‌دهد که تمام افراد یک ملت را به یک چشم ببینم. آن‌چه از فیلم‌های ایرانی آموختم این بود که ایرانی‌ها را مردمانی مثل خودم بدانم.»

علاوه بر فیلم، کتاب‌های نویسندگان ایرانی تقریبا به طور مرتب و بدون هیچ مانع قانونی در اسراییل به زبان عبری ترجمه و منتشر می‌شود. اما ترجمه و نشر یک آثار نویسندگان اسراییلی به زبان فارسی تقریبا بی‌سابقه است. در ایران معمولا زمانی نویسنده‌ها و دیگر چهره‌های شناخته شده اسراییلی به رسانه‌ها راه پیدا می‌کنند که سخنی در انتقاد از سیاست‌های دولت خود می‌گویند و رسانه‌های دولتی ایرانی چنین انتقادهایی را نشانه‌ای از برحق بودن سیاست‌های خود در برابر اسراییل قلمداد می‌کنند و نه نشانه‌ای از موجودیت آزادی بیان و رسانه‌ها در آن کشور.

«آن هفت سال خوب» با صحنه‌ای از بیمارستان شروع می‌شود؛ جایی که اتگار کرت، همسرش را برای تولد پسرش لیو به آن‌جا آورده و همزمان، زخمی‌های یک حمله موشکی را به آنجا می‌آورند. در این میان خبرنگاری از او می‌خواهد که به عنوان یک نویسنده بگوید که چه اتفاقی افتاده و شکایت می‌کند که مردم عادی در هر حمله جملات مشابهی برای توصیف آن به کار می‌برند: «ناگهان صدای انفجار را شنیدم، نمی‌دانم چه اتفاقی افتاد، همه چیز غرق در خون بود.» خبرنگار می‌گوید او به دنبال توصیفی «اوریجینال» از حادثه است و اتگار می‌گوید: «چه چیز در یک انفجار و مرگ بی‌دلیل افراد عادی می‌تواند اوریجینال باشد؟»

با این‌حال، در سی پنج جستار خاطره‌مانندی که به دنبال می‌آید، اتگار از زاویه‌ای بدیع و «اوریجینال» به جنگ می‌پردازد و دامنه این نگاه طنز‌آمیز و همزمان تراژیک و انسانی به جنگ جهانی دوم و کشتار یهودیان که پدر و مادرش از بازماندگان آن هستند،‌ نیز می‌رسد.

«آن هفت سال خوب» از تولد لیو، پسر اتگار شروع می‌شود و با سوگواری او برای مرگ پدرش به پایان می‌رسد. خاطرات اتگار در میانه این زندگی و مرگ، پنجره‌ای‌ست به زندگی مردم عادی در اسراییل، بخصوص برای بسیاری از فارسی‌زبان‌ها در ایران و افغانستان که آشنایی‌مان با اسراییل و مردمان آن اغلب از سطح آنچه از رسانه‌های رسمی شنیده‌ایم بالاتر نمی‌رود. اتگار در بخشی از کتاب جنگ را به بازی «انگری بیردز» (Angry Birds) تشبیه می‌کند و با طعنه به انتقاد از شدت و نسبت حملات نظامی اسراییل بر فلسطینی‌ها می‌پردازد.  در جایی دیگر هنگام بحث در مورد خدمت سربازی کردن یا نکردن پسر سه ساله‌اشان،‌ همسرش، شیرا، به او می‌گوید تا پدر و مادرها حاضر باشند که فرزندانشان را به این جنگ بفرستند، این جنگ ادامه خواهد یافت، در حالی که راه حل می‌تواند صلح باشد.

«آن هفت سال خوب» با مشوره‌ی نویسنده آن، از نسخه‌ی انگلیسی به فارسی برگردان شده است. ترجمه فارسی «آن هفت سال خوب» با استقبال خوبی از سوی رسانه‌های مهم جهان، از جمله روزنامه‌های گاردین در بریتانیا، لیبراسیون در فرانسه، نیوزویک، دی ویلت در آلمان ، هاآرتص، جورازلم پست و تایمز اسراییل و دیگر رسانه‌های جهانی روبرو شده است.

این کتاب را «نشر نبشت» در همکاری با انتشارات اچ اند اس میدیا در لندن منتشر کرده و می‌توان آن را از تمام فروشگاه‌های معتبر کتابفروشی آنلاین، از جمله آمازون و کتاب گوگل در تمام کشورها، در قالب کتاب الکترونیک و نسخه کاغذی به دست آورد. خوانندگان ایرانی و افغان در داخل کشور که به امکان پرداخت انترنتی دسترسی ندارند، می‌توانند مبلغ ده دالر را به یکی از سازمان‌های خیریه مورد نظر خود کمک کنند و رسید بانکی آن را به انتشارات اچ اند اس میدیا (ایمیل: ketab@hands.media) بفرستند و در مقابل نسخه‌ی الکترونیکی حفاظت‌شده‌ی کتاب به ای‌میلشان ارسال خواهد شد.

.

درباره‌ی نویسنده

عزیز حکیمی

عزیز حکیمی

اهل هرات، ساکن جزایر مالت،‌ روزنامه‌نگار، علاقه‌مند ادبیات فارسی و انگلیسی و برنامه‌نویسی وب. از عزیز یک رمان به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شده و در حال حاضر روی رمان دوم و یک مجموعه داستان کوتاه کار می‌کند. او مقالاتی در رسانه‌های مختلف فارسی‌زبان و نشریات خارجی منتشر کرده است. عزیز بنیان‌گذار و سردبیر مجله‌ی ادبی نبشت و نشر نبشت است.

۶ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید