گروتسک در ادبیات و هنر

گروتسک یک مفهوم هنری و ادبیاتی ‌ست؛ پدیده‌ای که تلفیقی از واقعیت و خیال، یا تناقض باشد. گروتسک می‌تواند وضعیت یا مکان یا موجودی مضحک، متناقض، بی‌تناسب و یا ترسناک باشد. بنابراین، گستره معنایی گروتسک می‌تواند تعاریف زیادی را دربرگیرد.

در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزی‌ست که به شکل چندش‌آوری زشت و یا مضحک باشد.  استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد انسان‌های اولیه غارنشین بر دیواره‌های مغاره‌های محل زندگی خود می‌کشیدند.

از آنجا که در بیشتر این تصاویر قاعده‌های معمول هنری در قرن شانزدهم طبیعتا استفاده نشده بود، این اصطلاح برای تعریف ماهیت هنری نقاشی‌های غارنشین‌ها به کار می‌رفت. برخی از این نقاشی‌ها خارق‌العاده است؛ ترکیبی از انسان و سایر حیوانات.  اما ایتالیایی‌ها این نقاشی‌ها را انزجارآمیز، بدترکیب و مضحک می‌دانستند.

در قرن شانزدهم این اصطلاح وارد ادبیات، بخصوص ادبیات فرانسه، شد. گروتسک بیشتر از همه چیز برای توصیف زشتی و بی‌تناسبی ظاهر فیزیکی و اعضای بدن به کار می‌رفت. در قرن نوزده این اصطلاح در انگلستان و آلمان باب شد و به معنای کاریکاتور یا طنز (کاریکاتوری از واقعیت) به کار می‌رفت. گوژپشت نوتردام، که در آن شخصیت اصلی ظاهر فیزیکی چندش‌آور دارد، نمونه‌ای از تاثیر گروتسک در ادبیات بود.

ولی گروتسک همیشه ترسناک یا چندش‌آور نباید باشد. مثلا در داستان مشهور پینوکیو، این پسربچه چوبی ترسناک نیست. در داستان آلیس در سرزمین عجایب با آن که شخصیت‌ها به تنهایی می‌توانند رعب‌آور باشند،‌ اما رفتارهای خنده‌دار آنها  بر عنصر ترس غلبه می‌کند. در این داستان، نه تنها شخصیت‌ها، بلکه فضای عجیب و غریب آن نیز گروتسک است؛ نوعی واقعیت کج و معوج.در قرن بیستم، نهضت‌های ادبی و هنری مثل اکسپرسیونیسم آلمانی، سوررئالیسم، تئاتر ابزِردیسم (بی‌معناگرایی) و تئاتر گروتسک (چندش آور) به تلفیق کمدی و وحشت تمایل داشتند. گروتسک در این قرن جایگاهی مشخص در ادبیات یافت.  فضای بسیاری از آثار ادبی گروتسک رویا‌مانند است. «مسخ از فرانس کافکا» و داستان «بینی» از نیکلای گاگول از نمونه‌های این آثار ادبی هستند. فضای چنین آثاری در وهله اول برای خواننده آشنا نیست. این فضا غالبا کمیک اما ترسناک و یا سوررئال می‌تواند باشد.

علاوه بر آن، کاربرد عنصر یا مفهوم گروتسک منحصر به ژانر ادبی خاصی نیست.  بیشتر نویسندگان، حتی کسانی که از روی تفنن می‌نویسند و الزاما با مفاهیم تئوریک ادبیات هم آشنا نیستند، به نحوی مفهوم گروتسک را در نوشتن به کار می‌برند.  در آثاری که در ژانر رئالیسم نوشته شده نیز می‌توان عنصر گروتسک را در پردازش فضاهای غریب و یا شخصیت‌های منحصر به فرد دید.

با این‌حال، گروتسک اغلب برای بیان فیزیک بدن به کار می‌رود. در بیشتر آثار ادبی این مفهوم با تلفیق انسان با حیوانات و حتی سبزیجات و دیگر عناصر ایجاد شده است. در سینما، سایبورگ‌ها (انسان‌های نیمه‌ربات)، شخصیت‌های عجیب و غریب مجموعه فیلم‌های دزدان دریایی کارائیب، و یا درختانی با شمایل انسان که قادر به حرکت، همه گروتسک هستند. در سینمای ژانر وحشت و یا علمی تخیلی نیز این مفهوم به طور وسیعی به کار می‌رود. حتی تصاویری عجیبی که از ترکیب عکس جانوران متفاوت با استفاده از فوتوشاپ و به منظور سرگرمی یا هنر‌های دیجیتالی تولید می‌شوند، نیز مفهوم گروتسک را تداعی می‌کنند.

ادبیات، فرهنگ شفاهی و یا باورهای مذهبی مردمان شرق نیز با مفهوم گروتسک بیگانه نیست. موجودی به نام جن که به باور عامه به جا پا سُم دارد، یا موجوداتی موسوم به یاجوج و ماجوج، شخصیت‌هایی مثل مادر فولادزره در داستان امیرارسلان رومی، دیو سفید در شاهنامه و ده‌ها نمونه دیگر گروتسک هستند. موجودات خارق‌العاده بخشی از فرهنگ و یا عقاید مذهبی در شرق و غرب هستند و بسیاری از معتقدان به این مذاهب شکی در واقعی بودن برخی از این موجودات (مثلا جن) ندارند.

گذشته از افسانه‌ها و قصه‌های فلکلور و مذهبی، که عمدتا شفاهی‌ست، در آثار داستانی مدرن فارسی نیز می‌توان ردپای گروتسک را یافت. این عنصر جایگاه ویژه‌ای در کاریکاتور و طنز فارسی دارد. کار‌های مانا نیستانی، کاریکاتوریست ایرانی نمونه‌های عالی از گروتسک است. بیشتر آثار صادق هدایت (مثلا علویه‌خانم) و نیز رمان‌های دایی‌جان ناپلئون، اثر ایرج پزشک‌زاد و گمنامی اثر محمدتقی بختیاری نویسنده افغان، نمونه‌هایی خوب از خلق فضاهای گروتسک هستند. با این همه، برخلاف ادبیات غرب، کاربرد مفهوم گروتسک در ادبیات مدرن فارسی اغلب به خلق فضا محدود مانده است.

درباره‌ی نویسنده

عزیز حکیمی

عزیز حکیمی

اهل هرات، ساکن جزایر مالت،‌ روزنامه‌نگار، علاقه‌مند ادبیات فارسی و انگلیسی و برنامه‌نویسی وب. از عزیز یک رمان به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شده و در حال حاضر روی رمان دوم و یک مجموعه داستان کوتاه کار می‌کند. او مقالاتی در رسانه‌های مختلف فارسی‌زبان و نشریات خارجی منتشر کرده است. عزیز بنیان‌گذار و سردبیر مجله‌ی ادبی نبشت و نشر نبشت است.

۱۳ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • ریشه کلمه گروتسک برمی‌گرده به اواخر قرن ۱۵ که در طی یک حفاری به قصر نرو در روم به یکی از اتاق‌ها می‌رسن که در اون نقش‌های عجیب و غریب وجود داشته (در این متن بهتر توصیف شده شده). و چون محل حفاری شبیه به یک غار بوده، از روی شانس و بسیار عادی این سبک رو غار-گونه گفتن در اون زمان، بدون این‌که بدونن این کلمه و این سبک در هنر بعد از هزار سال قراره دوباره رواج پیدا کنه.

  • نیکلای گاگول؟ بیچاره گاگول نبود که؛ گوگول بود
    تئاتر ابزِردیسم؟ تئاتر ابزورد البته. این کلمه ی فرانسوی (absurdism) به معنی پوچ گرایی است و نه بی معنا گرایی

  • سلام.آقای حکیمی شما چطور این اطلاعات رو از سبک های مختلف ادبی به دست آوردید؟فکر نمیکنم در رشته ی ادبیات به این موضوعات بپردازند بلکه این مباحث صرفا متعلق به نویسندگی ست.

    • سلام،‌ تا جایی که من می‌دانم رشته‌ی مشخصی برای نویسندگی در دانشگاه‌ها وجود ندارد. ولی چندین رشته مرتبط با ادبیات وجود دارد که می‌تواند به یک علاقه‌مند نوشتن کمک کند که نویسنده بشود و یکی از این رشته‌ها Creative Writing که نوشتار خلاقانه می‌شود ترجمه‌اش کرد، است. ولی الزاما کسی این رشته را برای نویسنده شدن نمی‌خواند همان‌طور که کسی مثلا رشته هنر را الزاما برای هنرمند شدن نمی‌خواند. مباحث مرتبط با ژانر‌های مختلف و تکنیک‌ها و مطالعات مرتبط با دوره‌های مختلف ادبی، ده‌ها موضوع درسی درسی‌است که یک دانشجوی ادبیات می‌تواند آن‌ها را انتخاب و مطالعه کند. اطلاعات این‌ مقاله اتفاقا از عمومی‌ترین بحث‌های مرتبط با ادبیات در دانشگاه‌های بریتانیا‌ و حتی در دوره‌های پیش‌دانشگاهی (مثل درس ادبیات در دبیرستان یا دوره‌ی لیسه) است. بحث‌های این مقاله خاص یک رشته نیست.

  • سلام مرسی .
    من یه مشکی دارم اونم اینه که هنوز نتونتم گروتسک رو درک کنم. یعنی به طور مثا تفاوت گروتسک با کمدی سیاه چیه؟
    بعضی جاها نوشته شده که کمدی سیاه درباره مرگ تجاوز جنگ هستش ولی گروتسک میتونه در هر موردی باشه. پس با این تفسیر در واقع میشه گفت یه داستان یا نقاشی یا غیره هم میتونه گروتسک باشه هم کمدی سیاه
    و از اونجایی که گروتسک میتونه بی دلیل هم باشه پس امکان داره یه چیزی گزوتسک باشه و کمدی سیاه نباشه؟ درسته؟
    و در کل به هر چیز عجیبی میشه گروتسک گفت مثلا به ازرائیل هم میشه گفت گروتسک هم شوخی باهاش میشه کمدی سیاه؟
    پس یعنی گروتسک یه معنی کلی داره و خیلی از آثار سورئال افسانه ای و عجیب میتونه گروتسک باشه
    درست فهمیدم

    • گروتسک به طور عمومی یک کانسپت یا یک مفهوم است. یک وضعیت هم می‌تواند گروتسک باشد و همچنین یک شخصیت داستانی که ترس یا رعب و یا چندش را در مخاطب برانگیزد. استفاده از گروتسک محدود به یک ژانر خاص نیست. گاهی یک گزارش رسانه‌ای متمرکز بر مثلا جزییات یک واقعه دلخراش می‌تواند گروتسک باشد. کمدی سیاه یا طنز سیاه یک ژانر ادبی‌ست که در آن ممکن است از گروتسک هم استفاده شده باشد. و درست است اتفاقا گروتسک بیشتر تصویری‌ست تا انتزاعی. یعنی یک تصویر راحت‌تر گروتسک را انتقال می‌دهد تا یک اثر ادبی مکتوب. این هم درست است که چیزی می‌تواند گروتسک باشد اما الزاما کمدی نباشد. مثلا داستان‌ها یا فیلم‌های ژانر وحشت از گروتسک استفاده می‌کنند اما کمدی نیست. می‌شود به هر چیز عجیب یا چندش‌آوری هم گروتسک گفت، ولی در آن صورت معنای لغوی گروتسک در زبان انگلیسی مد نظر خواهد بود. در زبان انگلیسی به یک چیز چندش‌آور یا عجیب و غریب گروتسک می‌گویند. در ادبیات گروتسک به معنای عنصری خلق‌شده توسط هنرمند با هدف انتقال مفهوم ترس، وحشت و یا چندش است که می‌تواند صرفا انتقال همین مفاهیم مد نظر هنرمند باشد و یا اینکه با این ابزار پیامی را به مخاطب برساند. مثلا اگر هنرمندی تصاویری گروتسک و چندش‌آور از تاثیر سیگار روی بدن خلق کند، طبیعتا از گروتسک به عنوان تکنیکی برای انتقال موثر پیام استفاده کرده است. عناصر گروتسک را معمولا می‌توان در آثار زیاد هنری از جمله فیلم و ادبیات مشاهده کرد.

  • سلام خیلی کامل و عالی بود . اگه ممکنه منابع این مطالب رو ذکر کنید و اگه کتابی در مورد گروتسک میشناسید معرفی کنید ممنون

  • در سال ۲۰۱۲ جلال نورانی یک رساله در مورد گروتسک و با نام گروتسک در کابل به چاپ رسانده است. در آنجا طرح های گروتسک وار از اسرائیل رویا و چند کارتون از هژبر شینواری هم به حیث نمونه های گروتسک در افغانستان نشر شده. نورانی رد پای گروتسک را در طنز افغانستان از جمله در آثار احسان سلام به دست می دهد. محض خالی نبودن عریضه مذکور گردید.

    • تشکر از این معلومات. من آن رساله را نخواندم. اما بحث در مورد این مفاهیم از دیدگاه‌های مختلف مهم است. اگر تماسی با آقای نورانی دارید می‌شود پیشنهاد کنید خلاصه‌ای از آن رساله را به عنوان یک مقاله برای نبشت بفرستند. اگر تحقیقشان یک کار آکادمیک است، می‌شود آن را از همین طریق به علاقه‌مندان معرفی و ارائه کرد.

تازه‌ها