ادبیات، جامعه، سیاست

  • تازه‌ترین‌ها
  • پرخواننده‌ها
Neither Heaven Nor Earth movie

عنوان فیلم: نه بهشت نه جهنم

کارگردان: کلمنت کوژیتور

فیلمنامه‌: کلمنت کوژیتور، کلمنت کوژیتور

هنرمندان: کلمنت کوژیتور، سوان آرلود، مارک رابرت

سال اکران: ۲۰۱۶

امتیاز: ۶.۳

سینما و نقد فیلم |

نه بهشت نه جهنم: مواجههٔ منطق و معما

برایان تولریکو

دو سرباز فرانسوی در افغانستان، بعد از مواجهه با مردی چوپان که بیش‌ازحد به پُست نگهبانیِ آن‌ها نزدیک شده بود، ناپدید شدند. به همین راحتی؛ شبانگاه پیکره‌هایی را در افق دیدند و صبحِ بعد غیب شدند. تصاویرِ ماهواره‌ایِ ناحیه، هیچ اطلاعاتی به دست نمی‌دهد. فرمانده آنتارِس (ژرمی رنیه) که مردی مطمئن‌به‌نفس است، طبیعتا متقاعد شده است که نیروهای مخالف محلی آن‌ها را ربوده‌اند. او با کمک یک مترجم، از ساکنین یک روستای محلی بازجویی می‌کند، اما مردانش کاملا از روی زمین محو شده‌اند. او به همه دستور می‌دهد ناپدیدشدنِ سربازها را مخفی نگه دارند تا وقتی که بفهمد ماجرا چیست. اما بعد مردان بیشتری ناپدید می‌شوند.

در این ناکجاآباد سنگلاخ، مردی هم‌سنگرش را ترک می‌کند و از سنگر بیرون می‌رود تا قضای حاجت کند. ما او را می‌بینم که از درگاه عبور می‌کند، و می‌دانیم که خطر ‌ــ‌ هم جسمی و هم احتمالا ماوراءالطبیعی ‌ــ‌ در کمین نشسته است. حساسیتِ سینماییِ ما به ما می‌گوید که نگران امنیت او باشیم. ما در سنگر هستیم، و او بیرون در دنیای خطرناک. او به سنگر برمی‌گردد و هم‌سنگرش ناپدید شده است. این سکانس با توجه به پیوستگی‌اش (ما می‌دانیم که هیچ‌کس نمی‌توانسته وارد شود و این مرد را برباید) و شیوهٔ هوشمندانه‌ای که کلمنت کوژیتور (کارگردان) هنگام وقوع حادثه ما را در سنگر نگه می‌دارد، فضای «نه بهشت نه جهنم» را به‌خوبی به بیننده القاء می‌کند.

دقیقا ماهیتِ همین معماست که آنتارس را عصبانی می‌کند. او فرماندهی عملگراست، و با غلبهٔ ترس بر سربازانِ تحت فرمانش، آن‌چه را که حقیقت می‌داند زیر سوال می‌کند: آدم‌ها همین‌طوری غیب نمی‌شوند. «نه بهشت نه جهنم» بیشت از آن‌که فیلمِ ترسناک باشد، برای مطالعهٔ ترس و شکست در رهبری مفید است. درواقع اگر نقطه‌ضعفی داشت باشد، این است که بیننده‌هایی که انتظار وخیم‌ترشدن یا حتی ترسناک‌ترشدنِ اوضاع را دارند، مایوس خواهد کرد. حدود یک ساعت طول می‌کشد تا تنش و تعمیق موضوع شکل بگیرد. همچنین داستان فرعیِ نصفه‌ونیمه‌ای هم دربارهٔ کم‌خوابی وجود دارد، چون همه باور دارند زمان خواب موقعی‌ست که سربازها به دست نیروی مرموز از این زمین بایر ربوده می‌شوند. وحشت‌زده و خواب‌آلوده در کشوری جنگ‌زده؟ گاهی مواقع دلم می‌خواست این احساسات قوی‌تر و هیجان‌انگیزتر از آن بود که کوژیتور دوست داشت خلق کند.

بیشتر نواقص کارگردانی این فیلم و احتمالا فرصتِ ازدست‌رفته برای جمع‌کردن فیلم، با شیوهٔ بی‌تکلف و غیرخودنمایانه‌ای که رنیه فیلم را شکل می‌دهد، جبران می‌شود. رنیه که از همکارانِ برداران داردن بوده است («بچه ۲۰۰۵»، «پسری با دوچرخه ۲۰۱۱»)، کاریزمای طبیعیِ یک رهبر مادرزاد را دارد، و تماشای موقعیت‌های بی‌نظیری که او را به دام می‌اندازد تماشایی‌ست. با آن‌که کوژیتور کلا به بیننده‌ها اجازه می‌دهد هرچه‌قدر می‌خواهند با مضامین فیلم وقت بگذرانند (مثلا این معما که همه سربازانِ جنگ مفقود نمی‌شوند)، رنیه باید واقعیتِ اوضاع را به نمایش بگذارد، و به‌شکلی تحسین‌برانگیز همین کار را می‌کند. این تعهدِ اوست ‌ــ‌ این‌که مردی آموزش دیده است تا منطقی رفتار کند، اما حالا با امری غیرمنطقی روبه‌رو شده است ‌ــ‌ و همین هم «نه بهشت نه جهنم» را پیش می‌برد. و مثل فیلم‌هایی که الهام‌بخش آن بوده‌اند («ماجرا»، «درباره الی»)، در این فیلم هم، راه‌حل معما نیست که اهمیت دارد، بلکه آن‌چه خودِ این راز بر سر آدم‌ها می‌آورد مهم است…

 

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print