ادبیات، جامعه، سیاست

wxk6mp7kezk51

عنوان فیلم: به این فکر می‌کنم که تمام کنم

کارگردان: چارلی کافمن

فیلمنامه‌: چارلی کافمن (براساس رمان یان رید)

هنرمندان: جس پلیمونس، جسی باکلی، تونی کولیت

سال اکران: ۲۰۲۰

امتیاز: ۶/۷ از ۱۰

سینما و نقد فیلم |

«به این فکر می‌کنم که تمام کنم»: یک کابوس غریب به لطف چارلی کافمن

پیتر برادشا | گاردین

هیچ‌کس مثل چارلی کافمن نمی‌تواند ما را در کابوسی تنگ و تاریک و بی‌پایان گرفتار کند. تازه‌ترین فیلم او «به این فکر می‌کنم که تمام کنم» اثباتی بر این مدعاست.

این فیلم ظاهرا دربارهٔ دخترِ دانش‌آموزی‌ست که جسی باکلی نقشش را بازی می‌کند و به دلایلی که خودش سر در نمی‌آورد، شش هفته است با مردی کسالت‌آور به نام جِیک (با بازیِ جس پلیمونس) دوست است. حالا هم قرار است با والدینِ جیک ملاقات کند: گام مهم بعدیِ او که ‌ــ‌ مثل هر چیز دیگری در رابطهٔ آن‌ها ‌ــ‌ بدون فکر و ملاحظه آن را انجام می‌دهد.

و این یعنی یک رانندگی طولانی، عذاب‌آور و سرد در حومه‌ای روستایی و قدیمی، آن هم درست در زمانی که دخترک حس می‌کند شاید بهتر است رابطه‌اش را با جیک تمام کند و این حسی ناخوشایند از زندگی هردوی‌شان را به او القا می‌کند. دخترک با خود زمزمه می‌کند، «من هیچ‌وقت چیزی از جیک به پدر و مادرم نگفتم و فکر نکنم هیچ‌وقت هم بگم».

او نسبت به کسی که واقعا تعهدی به او و آیندهٔ مشترکِ احتمالی‌شان حس نمی‌کند، دیدگاهی روشن و منطقی دارد: یک رابطهٔ اتفاقی و بیهوده، مثل همهٔ رابطه‌های دیگر. در سرش صدایی هشدارآمیز و مایوس می‌شنود که به او می‌گوید همهٔ این‌ها بیهوده است و حتی جداشدن هم ممکن است بیهوده باشد. آیا سریعا باید این رابطه را تمام کند؟ دخترک اما خیلی زود گویی متوجهِ چیزهایی می‌شود که برای جیکِ ملال‌آور و بیچاره مهم هستند: مثلا مادر و پدرِ جیک (با بازی درخشان تونی کولِت و دیوید تیولیس)، یک بستنی‌فروشیِ محلی، و دبیرستانِ او که سرایدارِ پیر و غمگینش (گای بوید) به صحنه‌های رویاییِ فیلم خطور می‌کند.

این فیلم را کافمن از رمانِ یک مولف کانادایی به نامِ یان رید اقتباس کرد و وحشتِ خاصی دارد که در فیلم‌های ترسناک متعارف واقعا وجود ندارد: فیلم به‌طرزِ موذیانه‌ای اضطراب‌آلود است و درعین‌حال قدری نیشدار و غمگین ‌ــ‌ حسی که از خلسهٔ مرموز و بی‌هدف و بی‌پایانِ فیلم نهایتا به آدم دست می‌دهد. این دختر کیست؟ جیک کیست؟ سرایدار کیست؟ این درام به راستی آدم را مسحور می‌کند، گرچه متاسفانه کمدیِ سرراستِ فیلم (که کافمن در آن استاد است) در این حس بی‌تاثیر نبوده است.

این فیلم ازقضا درست همزمان با کارِ جدید دیگری از کافمن بیرون آمده است ‌ــ‌ یک اتوفیکشنِ بی‌نهایت غریب موسوم به «نوع مورچه» ‌ــ‌ که نقاط مشترکی هم دارند؛ یعنی شیوهٔ استثنایی و مسحورکنندهٔ کافمن در خلق دنیایی موازی از تنهایی و غم، تنش و اضطرابِ فزاینده، و تعلیقِ وحشتناک و مداوم. ممکن است یک ساعتِ اول فیلم ‌ــ‌ درحالی که سر جای‌تان میخکوب شده‌اید ‌ــ‌ مضطرب و حیران کماکان منتظر باشید تا بفهمید داستان از کجا شروع می‌شود.

کافمن مثل همیشه دنیای خود را با عناصرِ فرهنگ عامه تحکیم می‌کند و ماجراهای واقعی را وارد کار می‌کند. درجایی به یک فیلم کمدی رمانیتکِ خیالی و ساختگی به کارگردانی رابرت زمِکیس اشاره می‌کند که جنبهٔ انحرافی هم دارد. شاید به نظر برسد که کار زمکیس را هم مسخره می‌کند. اما لزوما این‌طور نیست. در فیلم زمیکس زوجی در حین سفر، بحثی طولانی و ناخوشایند دربارهٔ فیلمِ «زنی تحت تاثیر» ساختهٔ جان کاساوِتیس دارند؛ با این‌حال به کارگردانانی که تاثیر واقعی بر «به این فکر می‌کنم که تمام کنم» دارند، مثل بونوئل و لینچ، اشاره‌ای نمی‌شود.

کانون وحشتِ فیلم، مزرعهٔ سرد و بی‌روحی‌ست که در آن، زوج غریبِ کولِت و تیولیس، میزبان شامِ بسیار آزاردهنده‌ای برای زوج بدشانس هستند. با بروز تغییر در ظاهر آن‌ها، که با تغییر اثاثیه و عکس‌ها هم همراه است، دخترک مودبانه از جیک می‌خواهد هرچه زودتر به خانه برگردند؛ و کافمن مهارت غیرعادی خود را در خلق سناریوهایی که مثل رویاهای صادق هستند نشان می‌دهد. طراحی صحنهٔ مولی هیوز و فیلم‌برداری ووکاش ژال هم در خلق این جهانْ نقشِ حیاتی دارند.

حالا همهٔ این‌ها یعنی چه؟ کافمن می‌خواهد از مکاشفات واقعی طفره برود، اما نقطهٔ مشترک فیلم با بقیهٔ انواع فیلم‌های تخیلی، یادآوریِ زندگی دوران دبیرستان است: همان‌جایی که جیک ظاهرا علاقه‌ای کسالت‌آور نسبت به موزیکال‌ها و ترانه‌های برادوی پیدا کرد ‌ــ‌ کافمن یک سکانس رقص خیالی هم برای جیک و دوست‌دخترِ جدیدش در رواهروهای مدرسه تصویر می‌کند. البته شاید برای بسیاری (یا حتی همه)، دبیرستان به‌نوعی واقعی‌تر از هرچیز دیگری‌ست، چون موفقیت در آن‌جا مثل بُردنِ جایزهٔ نوبل است. موفقیتی که جیک هرگز ذره‌ای در گذشته و حال کسب نکرده است.

پلیمونس نقشِ جیک را سرد و خشک بازی می‌کند و جسی باکلی انتخابی بی‌نقص است برای دختری که دستخوشِ کابوس آدم دیگری شده است.

 

به اشتراک گذاری بر روی facebook
به اشتراک گذاری بر روی twitter
به اشتراک گذاری بر روی whatsapp
به اشتراک گذاری بر روی telegram
به اشتراک گذاری بر روی email
به اشتراک گذاری بر روی print

Designed & Developed by Nebesht Media