شبکه‌های اجتماعی و فرهنگ فضای مجازی

Social media on smartphone

شاید مارک زوکربرگ، صاحب فیسبوک هم نمی‌توانست حدس بزند که این وبسایت در فقط یک دهه فعالیت خود، رسانه‌هایی با بیش از یک قرن سابقه را وادار کند که طرز کار و نگرش خود به مخاطب را تغییر دهند.

فیسبوک و دیگر شبکه‌های اجتماعی تغییرات گسترده‌ای در زندگی اجتماعی و تعامل ما با سیاست و فرهنگ نیز ایجاد کرده است. چندی پیش نویسنده‌ای در مطلبی در روزنامه گاردین نوشته بود که رسانه‌های اجتماعی ارتباطات انسانی را به دوره ماقبل تاریخ سوق داده. نویسنده توضیح داده بود که در دوره‌های ماقبل تاریخ، مثلا در دوران پارینه‌سنگی یا عصر حجر، هر فرد می‌توانست اطلاعات خود را به فرد دیگری انتقال دهد. به عبارتی هر کس می‌تواند همزمان ارائه کننده و دریافت کننده معلومات باشد؛ ساختاری هرچند محدود اما شبیه شبکه‌های اجتماعی امروزی.

اما همزمان با شهرنشینی و تمدن‌های بشری ساختارهایی ابتدایی از رسانه شکل یافت و کم کم شماری معدود، مثل حاکمان و رهبران دینی و غیره تبدیل به گویندگان (رسانه) شدند و اکثریت جامعه تبدیل به شنوندگان و مخاطبان آنها. جارچی‌هایی که فرامین حکومتی را به عوام‌الناس ابلاغ می‌کردند، تا همین سالها هم در برخی کشورها، از جمله افغانستان، رسانه‌ عمومی محسوب می‌شدند.

این ساختار سنتی تفکیک رسانه و مخاطب قرن‌ها دوام پیدا کرد و حتی دموکراسی و آزادی بیان و تکنولوژی پیشرفته هم نتوانست آن را کاملا دگرگون کند.  آن‌چه قاعده بازی را به شدت به هم زد، انترنت بود که شکلی تازه و تا حدی غیرقابل‌کنترل از ارتباطات جمعی را ایجاد کرد. بیشتر رسانه‌های سنتی نیز بُعد تازه ارتباطات را جدی گرفتند و با استفاده امکاناتی که تکنولوژی و انترنت به وجود آورد، تمام تلاش خود را کردند که بتوانند مخاطب را در تولید محتوا شریک سازند و به این ترتیب سیلی از ایده‌های تازه برای جلب مخاطب، مثل انتراَکتیو میدیا یا رسانه‌ تعاملی به میان آمد که هدف آن حفظ مخاطب در آشفته‌بازار رسانه‌ و مخاطب است.

وبلاگ‌‌نویسی را می‌توان اولین تَرَک‌ها بر بدنهء انحصار رسانه‌ای دانست و سپس فیسبوک و دیگر رسانه‌های اجتماعی این انحصار را تقریبا از بین برده‌اند و حالا هر فردی که به انترنت دسترسی داشته باشد، می‌تواند برای خود حساب کاربری در شبکه‌های اجتماعی باز کند و همزمان هم مخاطب باشد و هم رسانه؛ به عبارتی بازگشت به دوران پارینه سنگی ارتباطات، با این تفاوت که حجم جفنگیاتی که می‌توان در فیسبوک به هم بافت، طبیعتا بیشتر از دوره‌ی عصر حجر است. هرچند در کنار آن، نمی‌توان از نقش توئیتر و فیسبوک در تحولات سیاسی جوامع غافل شد.

بیش از یک میلیارد نفر در فیسبوک حضور دارند و بخش عمده‌ای از حدود شش میلیارد آدمی که در این شبکه نیستند، به دلیل نداشتن دسترسی به انترنت است. شرکت گوگل، پروژه‌ای به نام «لون» را اخیرا آغاز کرده که با استفاده از بالون‌‌هایی که شبیه روتر بی‌سیم یا وایرلس انترنتی عمل می‌کنند، دسترسی به انترنت را به صورت رایگان فراهم می‌کند و احتمالا اولین کاری که ساکنان این مناطق می‌کنند این است که در گوگل جستجو کنند که در دنیا چه خبر است و بعد هم برای خود یک حساب کاربری فیسبوک باز کنند. شاید خودمان اهمیت ندهیم، ولی با هربار وصل شدن به انترنت و جستجوی عبارتی در گوگل یا لایک کردن پستی در فیسبوک به رشد سهام غول‌های انترنتی کمک می‌کنیم.

موضوع بد یا خوب بودن این مسئله نیست، بلکه اجتناب‌ناپذیر بودن آن است. سوال بهتر شاید این باشد که آیا همزمان با گسترده‌تر شدن استفاده از شبکه‌های اجتماعی و به طور کلی، انترنت، نیازی به ترویج ایده‌ای به نام «استفاده مسئولانه از انترنت و شبکه‌های اجتماعی» وجود دارد؟ شبکه‌های اجتماعی ابزاری قدرتمند در اطلاع‌رسانی هستند و از آنجا که هم رسانه و هم مخاطبین اغلب افراد هستند، تبادل اطلاعات در حجمی وسیع اما در سطحی شخصی و بر اساس اعتماد بر فردیت صورت می‌گیرد. به این معنا که اغلب کاربران به پست‌های دیگر کاربران دلچسپی بیشتری نشان می‌دهند تا پست‌هایی رسمی که سازمان‌های رسانه‌ای یا دولتی در این شبکه‌ها نشر می‌کنند. همچنین تعامل دوجانبه و تبادله واقعی اطلاعات بین کاربران بیشتر رخ می‌دهد تا بین مخاطبان و رسانه‌ها و سازمان‌های بزرگ. به این ترتیب این مقوله که انترنت ارتباطات انسانی را به ساختارهای ماقبل تاریخ سوق داده، چندان بی‌ربط نیست.

سازمان‌ها و رسانه‌های بزرگ معمولا در قبال صحت و دقت معلوماتی که به مخاطبان خود می‌دهند، مسئولیت قانونی و حقوقی دارند. گذشته از آن، صحت اطلاعات یک رسانه یا سازمان مستقیما با اعتبار آن رابطه دارد و بنابراین، اغلب این نهاد می‌کوشند قبل از نشر معلومات از درستی آن اطمینان حاصل کنند. اما آیا ما به عنوان کاربران شبکه‌های اجتماعی مسئولیت مشابهی داریم و باید نسبت به درستی نوشته‌هایمان در فیسبوک و توییتر حساس باشیم؟‌ اگر در فضای مجازی از تصویر یا اطلاعات خصوصی فردی بر ضد او استفاده شود، و یا مطالبی بی‌بنیاد و شایعات پخش شود، واکنش دیگر کاربران چه باید باشد؟ آیا در مقابل پست‌های حاوی نقض حریم خصوصی دیگران، تهمت و افترا و یا مطالب نژادپرستانه مسئولیتی داریم؟

در بسیاری از کشورهای غربی قوانینی را برای سوءاستفاده از انترنت و شبکه‌های اجتماعی وضع کرده‌اند؛ از کلاه‌برداری انترنتی گرفته تا سوءاستفاده از تصاویر افراد و تهمت و افترا. ولی قانون‌گذاری در این عرصه در کشورهای غربی نیز به کندی پیش می‌رود. گذشته از آن، تطبیق قوانین مرتبط با جرائم انترنتی نیازمند دسترسی دولت‌ها به تخصص و تجهیزات لازم برای ردیابی مجرم است. با آن هم، سوءاستفاده از اطلاعات خصوصی افراد در شبکه‌های اجتماعی و یا تهمت و افتراء از نظر قانونی جرمی جدی به حساب می‌آید.

کشورهایی مثل افغانستان در برابر جنبه‌های مخرب سوءاستفاده‌های جهان مجازی بیشتر آسیب‌پذیرند. گذشته از آن‌که این کشورها قابلیت و امکان برخورد با چنین پدیده‌هایی را ندارند، مولفه‌های اجتماعی زیادی وجود دارد که بازار شایعات و سوءاستفاده از آزادی‌های مجازی را گرم می‌کند. این امر در درازمدت می‌تواند تاثیری مخرب بر روابط اجتماعی، فرهنگ و ارزش‌های انسانی بگذارد.

راه‌های دیگری نیز برای کاهش تاثیر چنین استفاده‌جویی‌هایی وجود دارد؛ مثلا وبسایت ایرانی گُمانه و صفحه‌ آن در فیسبوک که با نام «ستاد مبارزه با چرندیات» فعال است، در افزایش آگاهی عمومی و مقابله با شایعات و باورهای نادرست موفقیت خوبی داشته است. این وبسایت پست‌های فیسبوکی و یا اخبار نادرست رسانه‌های جمعی را با دلایل و شواهد درست و منطقی برملاء می‌کند.

رسانه‌ها و شخصیت‌های پرطرفدار در فضای مجازی می‌توانند تاثیر خوبی بر رواج فرهنگ استفاده مسئولانه از شبکه‌های اجتماعی و فیسبوک داشته باشند. می‌توان به تدریج نفس لایک کردن و یا اشتراک‌گذاری پست‌های حاوی نقض حریم خصوصی دیگران، تهمت، افترا، شایعه و یا مطالب نژادپرستانه را تبدیل به رفتاری غیرفرهنگی کرد. شاید همیشه امکان برخورد متقابل در سطح فردی همیشه وجود نداشته باشد، اما برخی اوقات فقط کافی‌ست به عنوان یک شهروند مسئول در مقابل چنین مطالبی در انترنت و یا پست‌های فیسبوکی هیچ واکنش نشان ندهیم.

.

درباره‌ی نویسنده

عزیز حکیمی

عزیز حکیمی

اهل هرات، ساکن جزایر مالت،‌ روزنامه‌نگار، علاقه‌مند ادبیات فارسی و انگلیسی و برنامه‌نویسی وب. از عزیز یک رمان به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شده و در حال حاضر روی رمان دوم و یک مجموعه داستان کوتاه کار می‌کند. او مقالاتی در رسانه‌های مختلف فارسی‌زبان و نشریات خارجی منتشر کرده است. عزیز بنیان‌گذار و سردبیر مجله‌ی ادبی نبشت و نشر نبشت است.

یک دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • حضور اینترنت در زندگی بشر امری حتمی و جایز است ولی حفاظت از امنیت کاربران هم گاه حیاتی .
    به نظر من توجه به واسطه های امنیتی تجاری نه سیاسی که کاری خدماتی انجام میدهند می تواند تا حدودی از اثرات مخرب این پدیده کم کند . به عبارتی کاربر ابتدا به آن مرکز وصل و سپس با تایید آن مرکز در رابطه با طرف مقابل که می تونه حقوقی یا حقیقی باشه ارتباط و تبادل اطلاعات در زمینه های مختلف داشته باشه .
    ممنون جناب حکیمی مطلب بسیار خوبی رو برای نوشتن مقاله استفاده کردین و به بهترین شکل هم به خواننده منتقل می شود . سپاس