ادبیات

ماهی سیاه، مرغ دریایی و شازده‌کوچولو: درس‌های قصه‌های کودکانه برای بزرگسالان

قهرمان‌های هر سه داستان می‌خواهند محدودیت‌ها را بشکنند، از سفر استقبال می‌کنند، پرشهامت و سرزنده‌اند، دنیا را فراتر از دریچه عادت می‌بینند و باورهای عامیانه و کهنه را به سخره می‌گیرند.

بوشیدو: کتابی که وجههٔ ژاپن را تغییر داد

«بوشیدو: روح ژاپن»، کتابی‌ست که ذهنیتِ جهانیان را نسبت به ملتِ ژاپن تغییر داد. گرچه کتبِ بی‌شماری دربارهٔ مرامِ سامورایی‌ها نوشته شده، این کتاب یکی از تاثیرگذارترین آثار برای درک نظام ارزشیِ نافذ در جامعهٔ ژاپن است.

نقد ادبی برای چیست؟

اخیرا شیوه‌های نقد ادبیات انگلیسی، هدف نقد و تحلیل واقع شده است. عمدهٔ این مباحث حول «چگونگی» تفسیر ادبی بوده، و کمتر به «چراییِ» تفسیر و نقد مربوط بوده است. حال آن‌که شاید ما از پرسشِ چراییِ آن بیشتر سود ببریم.

جی روبین؛ مترجمی که به شهرتِ موراکامی در آمریکا کمک کرد

اگر یکی از آثار محبوبِ هاروکی موراکامی مولف ژاپنی را به زبان انگلیسی خوانده باشید، احتمالا باید ترجمۀ جی روبین بوده باشد. روبین از دهۀ ۱۹۹۰، بعضی آثارِ پرطرفدارِ موراکامی مثل «سرگذشتِ پرندۀ کوکی،» «جنگل نروژی» و «1Q84،» و مجموعه داستان‌های کوتاهِ «بعد از زلزله» و «بید کور، زن خفته» را ترجمه کرده است.

بازشناسیِ شخصیت‌های زن در آثار هاروکی موراکامی

در اوانِ نوجوانی، روی جلدِ کتابی نسبتا تازه، به اسمِ هوراکی موراکامی برخوردم. این اسم را در هر کتابخانه یا کتابفروشیِ کوچک و بزرگی می‌شد پیدا کرد. کتاب را بیرون کشیدم و بازش کردم. یادم می‌آید که انگار هرگز چیزی شبیهِ این نخوانده بودم: بدونِ پدر و مادر، بدونِ خانواده، فارق از موعظه‌های کسالت‌بار، و عاری از کشمکش‌های درونی یا پیروزی‌هایی که در قلمروی ادبیات بسیار رایج بود. برای من که حقِ انتخابِ چندانی در زندگی‌ام نداشتم، فردگراییِ موراکامی تکان‌دهنده بود.

حروف الفبا: قدیمی‌ترین اَشکالِ داستان‌سرایی

مادرم قصه‌گو بود، ولی من نویسنده و تصویرگرِ داستان هستم. داستان‌ها از حنجره‌ام عبور نمی‌کنند، مگر موقعِ خواندن ‌ـــ‌ بلکه از سرانگشتانم تراوش می‌کنند. مادرم آدمی اجتماعی و بی‌پروا بود، و مثل همۀ قصه‌گوهای خوب، داستان را درلحظه خلق می‌کرد؛ قصه‌ها در درونش و در تقاطعِ اندیشه و صدا شکل می‌گرفتند. نقلِ او فضا را پر می‌کرد و همۀ کنش‌ها و واکنش‌های شنوندگان را با خود هماهنگ می‌ساخت.

نقدی بر داستان «دختری که ریش کشید» اثر خشنود خرمی

داستانِ آقای خرمی که به تازگی در مجله‌ی نبشت به چاپ رسیده است در عینِ سادگی و تلخیص، با حال و هوای عجیب و جالبِ خود به طُرُق مختلف خواننده را تحت تأثیر قرار می‌دهد. این داستان را می‌توان مانند بسیاری از داستان‌های دیگر که در این مجله و دیگر مجلاتِ ادبی به چاپ می‌رسند در ژانرِ داستانَک طبقه‌بندی کرد. این گونه داستان‌ها اصولاً کمتر از هزار کلمه هستند و هنرِ نویسنده را در رسیدن به بالاترین تأثیر در کمترین زمان به محک آزمون می‌گذارند. داستانِ آقای خرمی هم تنها کمی بیشتر از هشتصدوپنجاه کلمه است، اما تأثیرات قابل‌ملاحظه‌ای بر خواننده دارد.

چگونه خاطره‌ها تبدیل به داستان می‌شوند؛ مصاحبه نیویورکر با هاروکی موراکامی

هاروکی موراکامی، نویسنده شناخته‌شدهٔ ژاپنی/جاپانی در این مصاحبه با مجله نیویورکر در مورد داستان‌نویسی می‌گوید که چگونه خاطرات می‌توانند جرقه یک داستان را بزنند. این مصاحبه را دبورا تریزمن انجام داده است.

و کاکا مراد افسانه شد

گروه «گهواره» که جمعی از نویسندگان افغانستانی آن‌را مدیریت می‌کنند، دو کتاب کودک تحت عنوان «کاکا مراد و جعبه‌ی جادویی» و «کاکا مراد» به نشر رسانده است. این کتاب‌ها که به صورت فیزیکی چاپ شده‌اند و نسخه‌ رایگان پی‌دی‌اف آن‌ها نیز از وبسایت گهواره ارائه شده، برای کودکان از مرد فداکاری قصه می‌کنند که بر علاوه انس و الفتی که به بزرگان دارد، عاشق کودکان است و به آن‌ها زندگانی می‌آموزاند و تلاش می‌کند که جنگ بر سر آن‌ها سایه‌ای نداشته باشد.

چگونه‌ قصه‌های ویران‌شهری رادیکالیسم را در دنیای واقعی تقویت می‌کند؟

ظاهرا بعد از حملاتِ ۱۱ سپتامبرِ ۲۰۰۱ به آمریکا بود که شکوفایی داستان‌های ویران‌شهری آغاز شد و در سال ۲۰۱۰ سر به فلک کشید؛ دوره‌ای که رمان‌های «بازیِ گرسنگی» اثرِ سوزان کالینز به موفقیت فراوانی دست یافت. اما آیا فیلم‌ها و داستان‌های ویران‌شهری تندروی و رادیکالیسم را در جهان واقعی تقویت می‌کنند؟

از رمان‌های تاریخی با مضمون بیماری‌های مُسری چه می‌توان آموخت؟

طی چهار سال گذشته، من درحالِ نگارشِ یک رمانِ تاریخی بوده‌ام که داستانِ آن مربوط به سالِ ۱۹۰۱ و سومین همه‌گیریِ بزرگِ طاعون است؛ این طاعونْ میلیون‌ها نفر را در آسیا کُشت ولی [درمقایسه با آسیا،] در اروپا چندان کشته‌ای برجا نگذاشت. طی دو ماهِ گذشته، دوستان و خانواده و ویراستاران و ژورنالیست‌هایی که با موضوعِ رمانِ من «شب‌های طاعون» آشنا بودند، مرا آماجِ سوالاتی دربارۀ همه‌گیری‌های تاریخ کردند.