کتاب : بوی کاغذ و چسب یا لذت کلیک روی ناکجا

book-vs-ebook

مریم دهکردی / مهام میقانی

بین کتاب‌هایم، هر چه رمان ِ منتشر شده در سال ۵۵ شمسی دارم جدا می‌کنم. سال ۵۵ را بی‌دلیل انتخاب کرده‌ام اما بیشتر که فکر می‌کنم می‌بینم برای کاری که می‌خواهم انجام دهم انتخاب بدی نیست. چرا که هنوز نه خبری از آزادی نیم بند سال ۵۶ است که باعث شد کمی روزنامه‌ها احساس آسودگی کنند و ناشرین چند عنوانی را که نتوانسته بودند منتشر کنند به بازار بدهند، نه شور انقلابی هنوز فوران کرده که بازار کتاب را کتاب‌ها و جزوه‌های به اصطلاح «جلد سفید» در نوردیده باشند.

دو اثر از اشتفان تسوایک پیدا می‌کنم. مجموعه داستان کوتاهی به نام تقاطع. استادان داستان نویس شوروی. کتاب‌هایی از سار‌تر و کامو که آن زمان حاکمیت ترجیح می‌داد روشنفکران کتاب‌های این دو متفکر اگزیستانسیالیست را بخوانند تا کتاب‌های نویسنده‌های انقلابیرا. چند رمان پلیسی که معلوم نیست نام نویسند‌هایشان واقعی باشد و یک مجموعه داستان از ماکسیم گورکی به اسم «واسکا سُرخه». تیراژ تمام این کتاب‌ها بین سه تا شش هزار نسخه است. کتاب‌های کامو، سار‌تر و اشتفان تسوایک تا آن زمان هر کدام بیش از ده بار منتشر شده بوده و رمان‌های پلیسی بی‌نام و نشان که بیشترین تیراژ را داشتند چاپ‌های بیست و چندمشان را تجربه می‌کردند.

قرار نیست با این آمارگیری سرپایی به خیل پرشمار آن غُرغُروهای تکراری ملحق شوم و بگویم سی و هشت سال پیش متوسط تیراژ کتاب بیش از پنج برابر امروز بوده است. نیازی به تاکید ندارد که آن موقع خبری از ویدئو، اینترنت، بازی‌های کامپیوتری پیشرفته و خیلی چیزهای دیگر نبوده و کتاب یکی از ابزارهای اصلی سرگرمی در هر جامعه‌ای به شمار می‌رفت. در سال پنجاه و پنج به شهادت آماری که روزنامه کیهان منتشر کرده چهل درصد مردم ایران تلوزیون در خانه داشته‌اند. بیست و نه درصد از مردم حتی یک رادیو کوچک هم در خانه‌هایشان نداشته‌اند.
اگر چه آمارهای متفاوتی از میزان جمعیت کشور در آن سال وجود دارد اما اگر سی و دو ملیون نفر را بپذیریم و متوسط شمارگان کتاب را پنج هزار نسخه در نظر بگیریم، به طور تقریبی به ازای هر شش هزار شهروند ایرانی یک کتاب منتشر می‌شده است. آمار باسوادان کشور در آن زمان چیزی در حدود چهل و هفت درصد کل جمعیت بوده است. به این ترتیب تقریبا به ازای هر سه هزار شهروندی که توانایی خواندن و نوشتن داشته‌اند یک کتاب منتشر می‌شده است. این آمار البته شامل کتاب‌های درسی، مطبوعات و کتاب‌های مذهبی مثل مفاتیح و قرآن نمی‌شود.

تیراژ کتاب در آستانهٔ انقلاب تا سال ۱۳۵۹ با نوسان همراه است. تعدادی از کتاب‌های منتشر شده در این سه ساله بدون ذکر تعداد شمارگان به بازار عرضه شده‌اند. میزان انتشار کتاب‌های غیرقانونی چند برابر شده اما وقتی کتابهای رسمی منتشر شده در ۱۳۵۹ را که در کتابخانه‌ام دارم بیرون می‌کشم دست کم با افزایش هزار نسخه‌ای شمارگان مواجه می‌شوم. برخی کتاب‌های «جلد سفید» که تیراژ در آن ذکر شده حتی تا پانزده هزار نسخه در یک نوبت چاپ پیش رفته‌اند.  رمان اسپارتاکوس در فاصله ۱۳۵۶ تا ۵۹ سی و یک بار توسط سه ناشر متفاوت با ترجمه‌های مختلف منتشر شده است که مجموعا تعداد نسخه‌های آن به صد و پنجاه و پنج هزار می‌رسد.

اما از سال ۱۳۵۹ به بعد با کنترل شورای انقلاب فرهنگی بر فرآیند انتشار کتاب، تعطیلی اجباری یا خودخواسته برخی ناشرین، ضبط ملک و سرمایه چند ناشر بزرگ از جمله امیرکبیر به نفع سازمان مستضعفین و فروکش کردن شور انقلابی و سرکوب احزاب چپ، تیراژ کتاب به طور متوسط دو هزار نسخه افت می‌کند. این میزان دوباره در سالهای اولیه دهه شصت به متوسط پنج هزار نسخه می‌رسد اما با گسترش جنگ و کمبود منابع مالی کشور این آمار حول و حوش عدد سه هزار نسخه باقی می‌ماند تا سالهای میانه دهه هفتاد و پایان دوره دولت سازندگی.
وزیر ارشاد خاتمی کار خود را در حالی آغاز می‌کند که شمارگران کتاب‌های ادبیات داستانی به طور متوسط بین سه تا پنج هزار است. درست یک سال بعد یعنی در مرداد ۷۷ متوسط تیراژ رمان‌هایی که منتشر شده‌اند به شش هزار نسخه می‌رسد. تیراژ چند عنوان از رمان‌های معمایی و پلیسی «سیدنی شلدون» مثل «خط خون» و «روز، ظهر و شب» که برای نخستین بار منتشر می‌شده‌اند در نخستین نوبت انتشار دوازده هزار نسخه بوده است.

رمان‌های نویسنده عامه پسند آمریکایی «دانیل استیل» که عرفان مذهبی و تقدیرگرایی و عشق سوزان تم‌ها و عناصر اصلی آن‌ها را می‌ساخته در نخستین چاپ بیست هزار نسخه بوده است و هر کدام در مدت یک سال به مجموع صد هزار شمارگان می‌رسیده است. آن دست از آثار داستانی که معمولا آن‌ها را نخبه گرا یا چیزی شبیه به آن می‌خوانیم در همین سال بطور متوسط چهار هزار نسخه در هر چاپ را تجربه می‌کردند. این در حالی است که با استناد به آمار منتشر شده در ۱۳۷۵ جمعیت کشور بیش از شصت ملیون نفر است و آمار با سوادان حداقل بیست و دو درصد رشد داشته و به شصت و نه درصد از کل جمعیت رسیده است. در این دوره هیچ آماری از کتابخوان‌هایی که از دستگاه ویدئو یا کنسول‌های بازی کامپیوتری استفاده می‌کرده‌اند وجود ندارد اما در شهرهای بزرگ استفاده از این دو دستگاه سرگرمی همه گیر شده و ماهواره آنالوگ در تهران و چند شهر بزرگ در مقیاس کلان وجود داشته است.

دوره دوم ریاست جمهوری خاتمی با مشکلات روزافزونی که سر راه وزرات ارشاد قرار می‌گیرد. متوسط شمارگان هزار نسخه کاهش می‌یابد و تعداد عناوین منتشره تا چهل درصد افت می‌کند. در همین زمان سه شرکت فرهنگی در تهران تاسیس می‌شوند که با اختصاص دادن مبلغی بین پانزده تا بیست و پنج درصد به عنوان کمیسیون، کتاب‌های مورد نیاز شهروندان تهرانی را به تمامی زبان‌های دنیا تامین می‌کنند و در فاصله‌ای بین بیست تا چهل و پنج روز به دست آنان می‌رسانند.  با آغاز سال ۱۳۸۵ تیراژ کتاب‌های ادبیات داستانی بین دو تا سه هزار نسخه است.

این آمار عناوینی که توسط ناشرین دولتی منتشر می‌شده‌اند را نیز شامل می‌شود. در همین سال جمعیت کشور از جانب دفتر آمار و اطلاعات جمعیتی هفتاد ملیون نفر اعلام می‌شود. از این سال تا سال ۹۱ کاهش ملموسی در تیراژ کتاب‌های ادبیات داستانی رخ می‌دهد تا جایی که تیراژ هزار و پانصد نسخه به نمونه‌ای معمولی تبدیل شده و تیراژ هزار و حتی پانصد نسخه هم در میان عناوین ناشران باسابقه و فعال کشور دیده می‌شود. شاید مهم‌تر از شمارگان کتاب کاهش بی‌سابقه تعداد عناوین منتشر شده باشد که هرگز در هیچ زمان دیگری با این افت محسوس مواجه نبوده است.

در فاصله یک ساله بین اردیبهشت ۹۱ تا ۹۲ قیمت کتاب به سبب مشکلات جاری در کشور دست کم دو برابر افزایش می‌یابد. اکنون تیراژ هزار نسخه عددی عادی و مرسوم در نظر گرفته می‌شود. با استناد به پایگاه اطلاع رسانی مرکز آمار ایران جمعیت کشور در پایان سال ۹۱ بیش از ۷۷ میلیون نفر است. در این دوران است که نشر‌های الکترونیک در داخل و خارج از کشور بعنوان رقیبی جدی با ناشران سنتی وارد عرصه چاپ و نشر می‌شوند. چند نهاد تازه کار به همراه تعداد محدودتری از ناشرین و تولیدکنندگان محصولات فرهنگی از آغاز سال ۹۲ تکنولوژی App برای کتاب‌های کودک مورد استفاده قرار می‌گیرد.

دستگاههای اندرویدی بعنوان وسیله‌ای ضروری به وفور در اختیار مردم قرار می‌گیرد. گوشی‌های موبایل، آی پد‌ها و تبلت‌ها همه جا به همراه مردم بخصوص کودکان و جوانان هستند. بعضی از عناوین کتاب به صورت اَپ روی این دستگاه‌ها عرضه می‌شود. تا پیش از این کتاب‌های منتشر شده بدین شکل به آثار مربوط به ادبیات کودک مربوط می‌شد اما حالا وضعیت متفاوت است. دی وی دی‌های متعددی در بساط دستفروش‌های میدان انقلاب پیدا می‌شود که تا پنج هزار نسخه کتاب را در قالب پی دی اف در خود جا داده‌اند. به ندرت میان این پنج هزار نسخه رمان و داستان کوتاه و بلند دیده می‌شود.

آخرین آماری که تا امروز از میزان باسوادان کشور وجود دارد مربوط به سال ۱۳۹۰ می‌شود. مطابق این آمار ۹۱ درصد شهروندان ایرانی با سواد هستند. آمارهای متناقضی از سرانه مطالعه در کشور وجود دارد. مجموع این آمار‌ها از چهار دقیقه تا بیست و چهار دقیقه متغییرند. در برخی از آمارهایی که توسط نهادهای دولتی منتشر شده کتاب‌هایی چون قرآن و مفاتیح از سایر کتاب‌ها جدا نشده‌اند در حالی که نهادهای خصوصی آمارگیری معتقدند مطالعه این دو کتاب که اغلب به قصد عبادت و دعا انجام می‌شود باید از چرخه آمار میزان مطالعه شهروندان خارج شود.  این پیشنهاد یادآوری می‌کند که به هیچ وجه قصد خارج کردن کتاب‌های مذهبی از سرانه مطالعه را ندارد و تنها همین دو مورد را مجزا می‌داند. در سبد کالای مورد استفاده خانواده‌های ایرانی کتاب غیردرسی کمترین سهم بین محصولات فرهنگی را به خود اختصاص می‌دهد. به این ترتیب به نظر نمی‌رسد آینده روشنی در انتظار صنعت نشر کشور و به ویژه ناشرین ادبیات داستانی وجود داشته باشد.

و حالا یک سوال مطرح می‌شود. آیا کتاب‌های الکترونیکی می‌توانند جایگزین یا جبرانی برای تیراژ کم رمان در ایران باشند؟

در گزارش مفصلی که پیش‌تر در همین وب سایت در خصوص بازار نشر الکترونیک در ایران به آن پرداخته شد اشاره شده است که علیرغم تصور ناشران بخش الکترونیک مخاطب اصلی کتاب‌های منتشر شده از داخل ایران هستند. این یعنی جایگزینی نسخهٔ الکترونیک کتاب‌ها به جای نسخهٔ چاپی را می‌توان یکی از دلایل کاهش تیراژ کتابهای چاپی دانست. بسیاری مخاطبان این گونه کتاب‌ها را ترجیح می دهند اغلب دانشجویان و صاحبان دستگاههای دیجیتال همراه. اگرچه مخاطبان جدی ادبیات همچنان بوی کاغذ و چسب و جلد و قطع کتاب را خیلی مد نظر دارند اما استفاده کنندگان از آی پد ها و رایانه های همراه اغلب دانشجویان فنی، زبان آموزان و کسانی هستند که به علم و فناوری روز علاقه مندند.
مخاطبان جدی ادبیات در جهان پس از سپری شدن مدت کوتاهی از به بازار آمدن این نوع کتاب‌ها رفته رفته به آن علاقه نشان دادند به طوری که به عنوان مثال در آلمان سالیانه دست کم صد عنوان رمان تنها به صورت EBOOK منتشر می‌شود. بین رمان‌های آلمانی زبانی که به این شکل منتشر شده‌اند سه عنوان تعداد دانلود ِ بیش از دویست هزار نسخه را ثبت کرده‌اند. از سال ۲۰۰۷ تا امروز نیز به طور کلی سی و یک رمان آلمانی زبان دانلودی بیش از پنجاه هزار نسخه داشته‌اند.

این آمار به کتاب‌های منحصر می‌شود که یا هرگز به صورت کتاب مرسوم یا کاغذی به بازار نیامده‌اند و یا «مبتنی بر تقاضا» (ON DEMAND) به فروش رسیده‌اند. در این روش تعداد تیراژ کتاب به اندازه تقاضای مشتری است. یعنی کتاب نخست به صورت الکترونیکی در اینترنت عرضه می‌شود و اگر مشتری مایل بود به جای استفاده نسخه دیجیتال آن از کتاب کاغذی بهره ببرد باید به ناشر سفارش دهد تا یک نسخه برایش چاپ کنند.  این روند تازه انتشار اما به سادگی نمی‌تواند در ایران جا بیفتد. حتی اگر علاقه مندان به ادبیات داستانی فارسی زبان حاضر شوند از کتاب‌های سنتی دل بکنند نبود قانون کپی رایت چرخه اقتصادی انتشار این نوع کتاب‌ها را خیلی زود مختل می‌کند. اما از طرفی علاقه وافر فارسی زبانان به استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شاید بتواند دستاویزی برای ایجاد علاقه در مردمی باشد که پیش از به وجود آمدن شبکه‌های اجتماعی‌‌ همان مطالعه محدود و پراکنده روزانه را هم انجام نمی‌دادند. کار‌شناسان حوزه نشر در اتحادیه اروپا معتقدند شبکه‌های اجتماعی باعث شده‌اند تعداد زیادی از مردم جهان که هرگز پیش از این تمایلی به خواندن اخبار در روزنامه‌ها نشان نداده بودند، در هر روز دست کم دقایق کوتاهی را به خواندن صرف کنند.

این خواندن اغلب شامل متون ادبی نمی‌شود اما تخمین زده می‌شود پس از همه گیر شدن سایت‌هایی مثل فیس بوک و تویی‌تر هر فرد بین هجده تا سی و پنج سال در سرارس جهان روزانه بین هزار تا سه هزار کلمه می‌خواند بی‌آنکه تصمیمی برای خواندن گرفته باشد. اما این افزایش آمار «خواندن» ارتباطی با آمار «کتاب خوانی» ندارد. گفتگویی که با مدیر نشر ناکجا از ناشران موفق حوزهٔ کتاب الکترونیکی در این خصوص داشتیم به پرسش‌های ما در این حوزه پاسخ کاملی داد.

آقای تینوش نظم جو در خصوص کتاب‌ها ی الکترونیک و مخاطبان آن‌ها می‌گوید: مخاطب ناکجا در هر نقطه‌ دنیا که باشد می‌تواند از امکانات این وب‌سایت استفاده کند.! ناکجا خود را به اصل بنیادینِ آزادی انتشارات وفادار می‌داند و در این راستا پذیرای هیچ محدودیت ویژه‌ای نیست. یگانه معیار ما در انتخاب آثار، کیفیت آن‌هاست و با هیچ‌کدام از معیارهای کاذبی که ممکن است در هر جای دیگر مرسوم باشند سازگار نخواهیم بود. شهرت و سابقه‌ کاریِ پدیدآورندگان، نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب و انتشار کتاب‌‌ها ندارد؛ انتشارِ آثار باکیفیتِ مؤلفان و مترجمان جوان و کمتر شناخته شده، یکی از اهداف مهمِ نشر ناکجا به شمار می‌آید.»

او همچنین تاکید دارد که مخاطبان اصلی این کتاب‌ها در حال حاضر از داخل ایران هستند: «بیشتر استقبال از کتاب‌های الکترونیک در ایران است. البته از کشورهای امریکا، استرالیا، و کشورهای شمال اروپا هم درخواست‌هایی برای کتاب‌های فارسی وجود دارد اما به چند دلیل مخاطب اصلی همچنان در ایران است از جمله اینکه ایرانیان خارج از کشور یا با نسل جدید کتب فارسی و نویسندگان ارتباطی برقرار نمی‌کنند و یا از چاپ و نشر‌ها به طور دقیق آگاه نیستند. علاوه بر آن نسخه الکترونیک کتاب با قیمت کمتری در ایران عرضه می‌شود ممکن است این موضوع نیز دلیل استقبال بیشتر در داخل کشور باشد.»

بنابراین می‌شود یکی از دلایل کاهش آمار نشر بر روی جلد کتاب‌ها را نیز استقبال بیشتر قشر کتاب خوان جوان از کتاب‌های الکترونیک دانست. از سوی دیگر نویسندگان با انگیزه‌های مختلف اقدام به سپردن کتاب‌هایشان به ناشران الکترونیک می‌کنند. مثلا امید بلاغتی در خصوص سپردن نخستین کتابش به نشر ناکجا می‌گوید: «ه‌مان وقت‌ها که تمام روایت‌ها را نوشتم، گلناز برومند از نشر ناکجا با من تماس گرفت و گفت مایل است که با هم کتابی کار کنیم. من هم استقبال کردم و فکر کردم حالا که حرمان قابلیت کتاب شدن را دارد و حالا هم که ناشری مایل است با من کار کند، چرا که نه؟!»

مسائل متعدد و مشکلات پیش روی نویسنده و ناشر در ایران بر هیچ کس پوشیده نیست. همه آن‌ها که به گونه‌ای دستی به قلم دارند، از این معضلات کم و بیش آگاهند. از او در مورد اینکه آیا پیش از سپردن «حرمان» به «ناکجا» با ناشران ایرانی، در این خصوص صحبت کرده بود یا نه سوال کردم، که پاسخ داد: «آن روز‌ها حوصله و توان مواجهه با پروسه‌های چاپ کتاب در ایران و پیچیدگی‌هایش را نداشتم و در این خصوص با هیچ ناشری در ایران صحبت نکرده بودم و تصمیم گرفتم کتاب را به ناکجا بسپارم.»

او در خصوص تیراژ نخستین کتابش می‌گوید: چون در ایران نسخه الکترونیکی کتاب قابل خریداری است، موضوع تیراژ و فروش و موضوعاتی از این دست کمی متفاوت با شیوه‌های مرسوم‌تر است. نسخه چاپی کتاب را از طریق خود سایت ناکجا، آمازون و فروشگاه lulu می‌شود خریداری کرد و فکر می‌کنم حداکثر یک هفته بعد به دست خواننده‌ای که کتاب را خریده است، می‌رسد. یعنی در داخل ایران فقط نسخه الکترونیک قابل خریداری است و در خارج از ایران، هم چاپی و هم الکترونیک.» او با قاطعیت می‌افزاید خوانندگان کتاب از کیفیت چاپ و شیوه خرید و دریافت آن رضایت دارند.

.

درباره‌ی نویسنده

مریم دهکردی/ مهام میقانی

یک دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید