معرفی رمان

کتاب مرگ و دریغ

در ادامه‌ی کارهای پیشین مانی، رمان «مرگ و برادرش» این بار نیز با اشاره‌هایی به «شر» به مثابه‌ی وضعیت درونی و بیرونی انسان  و حضور مستمر آن در زندگی وی، و نیز اهمیت خیال در برابر واقعیت عینی، معنای مرگ، و افزون بر آن،...

همزادها: بررسی تطبیقی «مرگ و برادرش» با سینمای بلا تار و فون تریه

شاید بتوان میان «مرگ و برادرش» و آثار پیشین خسرو مانی شباهت‌های زیادی یافت، به ویژه از نظر مضمونی با «ریسمان شنی». اما ساختار این اثر متفاوت‌تر از تمامی کارهای دیگر او است. به نظر من اما مسأله‌ی بنیادی‌تر در تمامی...

«بگذار برایت بنویسم»: داستان آشنای لبخند قربانی به جلاد

«بگذار برایت بنویسم» نخستین تجربه‌ی ناهید مهرگان نویسنده‌ی افغانستان در رمان‌نویسی ست.  کتاب از زبان شخصیت مرکزی داستان ـ و با ضمیر اول شخص ـ در قالب نامه‌ی مفصلی به «همسر» روایت می‌شود. محل واقعه، خانه و شهر زادگاه زنی...

ترجمه‌ی فارسی کتاب جدید سلمان رشدی همزمان با نسخه انگلیسی آن منتشر می‌شود

«کاخ زرین» را عزیز حکیمی، نویسنده و مترجم اهل افغانستان، به فارسی رایج در ایران ترجمه کرده و نشر نبشت که امتیاز انتشار این کتاب را رسماً به دست آورده، در ماه سپتامبر ۲۰۱۷ همزمان با نسخه‌ی انگلیسی در دو قالب الکترونیک و...

ناحیه ششم : بخشی از رمان «فوق‌العاده بلند و بی‌نهایت نزدیک»

بابا همیشه منو توی تختم می‌خوابوند و برام قصه می‌گفت. گاهی با هم نیویورک تایمز می‌خوندیم و بعضی وقتا آهنگ «من والروز هستم» رو با سوت می‌زد،‌ چون آهنگ مورد علاقه‌اش بود، ولی نمی‌تونست معنی‌شو توضیح بده. یه چیزی که بابا...

بیگانه‌ای با خارشی در پا: فصلی از رمان «دوسال و هشت ماه و بیست و هشت شب» اثر سلمان رشدی

زندگی آقای جرونیمو تا آن لحظه به سفر می‌ماند که در جهان کوچنده‌ی اجداد ما نامعمول نبود. جهانی که در آن مردم به سادگی از مکان‌ها و باورها و اجتماعات و کشورها و زبان‌ها و حتی از چیزهای مهمتری، مثل غرور و اخلاق و قضاوت...

خائن: از مجموعه‌ داستان «قرعه‌کشی» نوشته‌‌ی شرلی جکسون

وحشتی سرتاپای خانم والپول را در بر گرفت. صبح بدی را آغاز کرده بود. تا آن وقت حتی یک فنجان قهوه هم نتوانسته بود بنوشد. بعد هم که تلفن زنگ زد و او را درگیر وضعیت غیرمنتظره‌ای کرد. ولی انگار هیچ کدام این‌ها کافی نبود که آن...

حواست به صاحبخانه باشد

تیر بابا خطارفت، اما احتمالا خیلی نزدیک به گربه خورده بود. چون گربه چنان خیزی برداشت که انگار یک موش کوچولو کونش را گاز گرفته باشد، و بعد تعادلش را از دست داد. پاهایش کج شد و از روی سقف لیز خورد. چنگال هایش که روی فلز...

دروغستان | داستان کوتاهی از مجموعه‌ی «ناگهان، ضربه‌ای به در» نوشته‌ی اتگار کرت

همه چیز با یک رویا شروع شد. خوابی کوتاه و پراکنده درباره مادرش که مرده بود. در خوابش هر دو روی یک حصیر در فضایی سفید و تمیز، که نه آغازش پیدا بود و نه پایانش، نشسته بودند. کنار آنها، در آن فضای لایتناهی سفید یک ماشین...

زندگی به سفارش پشه‌ها: روایت اندیشه و مرگ

در رمان زندگی به سفارش پشه‌ها زنان مادران آل هستند و مایه فساد و باید کشته شوند و چند تن مانند ابی خلیفه، ابن سامان، ملازم، شیخ درس‌خانه کاه‌گلی دستور به هرکاری می‌دهند و هرکاری که بخواهند انجام می‌دهند. از سوی دیگر...

طلاقم، پدرم، اشتباهم

نصفەهای شب، توی اتوبوسی کە من را از شیکاگو بە آیووا می­‌رساند با پدرم در مورد طلاقم حرف زدم. هیچ حسی برای بە تعویق انداختنش نداشتم. پدرم از اصفهان تلفن زده بود. چند ماهی می­‌شد کە با هم صحبت نکرده بودیم. می­‌خواست تصمیم...

نگاهی به «کوچه ابرهای گمشده» از کورش اسدی

هر روز از خیابان­ها و کوچه­هایی رد می‌‌شویم، روی صندلی پارکی می‌‌نشینیم یا ساکن خانه­ای می‌­شویم که  آدم­هایی قبلا از آن­ها گذشته­اند یا روی همان صندلی یا توی همان خانه نشسته­اند و ما مثل ابرهایی از کنار هم می‌­گذریم و...