• پیرمردی فرتوت با بال‌هایی بسیاربزرگ

    روز بعد همه می‌دانستند که یک فرشته واقعی در خانه پلایو زندانی‌ست. برخلاف دستور زن خردمند همسایه که باور داشت همه فرشته‌ها بازماندگان فراری یک توطئه آسمانی بودند، هیچ کس دل و جرات آن را نداشت که با چماقی به سر فرشته بکوبد و بکشدش. پلایو تمام بعد...
  • مرگ گفتگو

    بی‌بی‌کیکز رومیرو (Babycakes Romero) یک عکاس خیابانی اهل لندن است که به عکاسی از محیط خود علاقه‌مند است. او این مجموعه تصاویر را از مردم در حال استفاده از موبایل‌های هوشمند خود گرفته تا نشان دهد که تکنولوژی و ارتباطات مجازی جای ارتباط و گفتگوی قدیمی را گرفته است....
  • پرتره نویسندگان مشهور با نماد‌هایی از آثارشان

    وردان ستیماک از کروشیا پرتره نویسندگان مشهور را با استفاده از نماد‌های آثارشان نقاشی می‌کند. او می‌گوید روی هر پرتره بین ۱۰ تا ۱۵ ساعت کار می‌کند و از وسیله‌ای به نام راپیدوگراف کار می‌گیرد که طرح‌هایش را پیچیده‌تر جلوه می‌دهد. برای مشاهده تصاویر روی آن‌ها کلیک کنید....
  • سیستم ما

    یک فیلسوف عمرش را به تعمق در ذات دانش پرداخته بود و در نهایت آماده بود تا نتیجه‌گیری‌هایش را به رشته‌ی تحریر درآورد. یک برگ کاغذ سفید و یک خودکار برداشت. اما حین بلند کردن خودکار، متوجه رعشه‌ی خفیفی در دستانش شد. چند ساعت بعد یک اختلال عصبی عضلانی...
  • چرا خود را به بلبل مسخ کردم؟

    به منظور عمل به باورهایم، خود را به بلبل مسخ کردم. از آنجا که علت و عزمِ لازم جهت چنین اقدامی هیچ یک در قلمرو امور عادی نمی‌گنجد، گمان می‌کنم ماجرای این مسخ ارزش نقل داشته باشد.پدرم جانورشناس بود. از آنجا که تصور می‌کرد دانشِ شناختِ دوزیستان، ناقص و...
  • ده درس موفقیت از پائولو کوئیلو: کیمیاگر کارآفرینان

    پائولو کوئیلو، داستان‌نویس و ترانه‌سرای برزیلی‌ و پرفروش ترین نویسنده پرتغالی‌زبان در تاریخ است. مدرسه حقوق را نیمه تمام رها کرد تا به مسافرتی طولانی در جنوب آمریکا، آفریقا و اروپا برود. او در این سفرها، چیزهای زیادی در مورد ماوراء طبیعت آموخت که همان نیز بعدها جان مایه...
  • طلاقم، پدرم، اشتباهم

    نصفەهای شب، توی اتوبوسی کە من را از شیکاگو بە آیووا می­‌رساند با پدرم در مورد طلاقم حرف زدم. هیچ حسی برای بە تعویق انداختنش نداشتم. پدرم از اصفهان تلفن زده بود. چند ماهی می­‌شد کە با هم صحبت نکرده بودیم. می­‌خواست تصمیم نهایی­‌ام را از زبان خودم بشنود....
  • خداحافظی با مردی که عینک تیره و ذهنی روشن داشت

    «عباس کیارستمی»، کارگردان ۷۶ ساله و یکی از موثرترین فیلم‌سازان موج نو سینمای ایران روز گذشته در بیمارستانی در پاریس درگذشت؛ مردی با عینک تیره که به دور از جنجال و حواشی و گفت وگو، فیلم می‌ساخت، می‌نوشت، پوستر طراحی می‌کرد، تیتراژ می‌ساخت، عکس می‌گرفت و تدوین می‌کرد. ...
  • امیر عشیری نویسنده رمان‌های پلیسی درگذشت

    امیر عشیری، نویسنده ایرانی که روز پنج‌شنبه ۲۷ خرداد در ۹۲ سالگی در سکوت خبری درگذشت، شهرت خود را با نوشتن پاورقی‌ در دهه‌های سی تا پنجاه خورشیدی به دست آورد. او که سال ۱۳۰۳ در تهران به دنیا آمده بود، پاورقی‌نویسی را با مجله «آسیای جوان» آغاز کرد...
  • بررسی جامعه‌شناختی «خانواده خوشبخت» سارتر

    خانواده خوشبخت اثری از سارتر که علی رغم کمتر شناخته شدنش اثری بسیار مهم از حیث طبقه بندی اجتماعی و دیدگاه های سارتر در مورد جامعه به شمار می‌رود. آقا و خانم ثروتمند میرون همراه با دختر جوان و زیبای خود ماگریت در کاخی با شکوه زندگی می‌کنند پدر...
  • از «کک به تنور» تا «بچه‌ها مواظب باشید»: خشونت در ادبیات کودکان

    مرور کوتاهی بر افسانه‌ها، متل‌ها و اشعار کودکان از سال‌های قدیم تا امروز نشان می‌دهد که انگار حساسیتی نسبت به ترویج خشونت، بدرفتاری با حیوانات و تاثیر آن بر روح و روان بچه‌ها وجود نداشته؛ از قصه‌هایی چون "کک به تنور" و "خاله سوسکه" گرفته تا "علیمردان‌خان" و برنامه‌های...
  • مرد خندان

    در سال ١٩٢٨ وقتی که نه سال داشتم، عضو سازمانی به نام کلوپ کومانچی‌ها بودم. هر روز بعد از مدرسه سر ساعت سه بعد از ظهر، رئیس، ما بیست و پنج کومانچی را سوار اتوبوس می‌کرد و به بیرون خروجی پسران پی — اس ١۶۵ در خیابان...
  • دوره‌های آموزشی رایگان نوگام آغاز شد

    نوگام، در سومین سال فعالیت خود، دوره‌های آموزشی را نیز با هدف کمک به نویسندگان قدیمی و جدید برای حضور در فضای مجازی آغاز کرده است. هدف این دوره‌های کوتاه مدت این است که نویسندگان با ساز وکار دنیای دیجیتال بیشتر آشنا شوند، آثار خود را بهتر از گذشته...
  • تبعید : بریده‌ای از «به زبانی دیگر» نوشته‌ی جومپا لاهیری

    هر زبانی مربوط به یک مکان خاص است. می‌تواند مهاجرت کند، می‌تواند پخش شود. اما معمولا با یک اقلیم جغرافیایی گره خورده است، با یک کشور. ایتالیایی به صورت کلی، متعلق به ایتالیا است و من در قاره دیگری زندگی می‌کنم، جایی که به ندرت سروکار کسی این زبان...
  • «به زبانی دیگر» : نامه‌ی عاشقانه‌ی جومپا لاهیری به ایتالیایی‌ها

    جومپا لاهیری از سال ۲۰۱۲ به این طرف همراه با خانواده‌اش در رم زندگی می‌کند. هر چند او برای بیست سال زبان ایتالیایی را آموخته،‌ اما حالا کتابچه‌ای پر از لغات و عبارات و قواعد دستورزبانی این زبان را همه جا با خو می‌برد. او چندی قبل مقاله‌ای به...
  • ۹ نکته‌‌ی جالبی که درباره‌ی الیس در سرزمین عجایب نمی‌دانستید!

    شخصیت الیس بر مبتنی بر یک دخترک واقعی به نام الیس لیدل بود. این دخترک برخلاف تصویری که رمان ترسیم می‌کند، بلوند نبود، بلکه موهای سیاهی داشت. ...
  • قصه‌هایی که سوار دوچرخه به کودکان بامیان می‌رسند

    در کوچه پس‌کوچه‌های بامیان، این روزها مردی را می‌بینید که سوار بر دوچرخه با ظاهری آراسته و کت شلوار رکاب می‌زند، دوچرخه‌اش صندوقی مکعبی سرخ‌رنگ دارد و عنوانی روی آن نوشته شده: کتابخانه سیار.این مرد صابر حسینی نام دارد، ۳۵ ساله است و بنیانگذار بنیاد کودک و کتابخانه سیار...
  • هر روز مردن

    به زودى مرا ذبح می‌کنند. چیزى نمانده که از رنج زندگى راحت شوم. چهار روز است که مرا آورده‌اند و اینجا زندانى کرده‌اند . فردا مثل یک گوسفند مرا می‌خوابانند، یک نفرشان پاهایم را محکم خواهد گرفت. یکى دیگرشان دست هایم را، تا مبادا چنگ بزنم و...
  • پس از مرگ

    «قصه‌ی عامیانه‌ای است که می‌گوید روح هر انسان تمام راز‌های زندگی و مرگ و کائنات را می‌داند. اما لحظاتی قبل از تولد فرشته‌ای انگشت خود را روی لب‌های نوزاد می‌گذارد و می‌گوید: هیسس!» هریس نوک انگشتش را روی گودی زیردماغش را می‌گذارد. «می‌گویند این جای انگشت همان فرشته است....
  • یک مرگ

    جیم تروسدیل کلبه‌ای در غرب مزرعه لم‌یزرع پدرش داشت و همانجا بود که کلانتر بارکلی و چند نفر از اهالی که سمت معاون کلانتر را داشتند، او را یافتند. تروسدیل با با بالاپوشی کثیف به تن، روی یکی از چوکی‌ها، کنار بخاری خاموش نشسته بود و داشت یک شماره...
  • شام خوش

    ویکتور اکولف  ترجمه‌ی حضرت وهریز . ما در روز روشن آشنا شدیم. دقیق‌تر بگویم، ساعت ۱۴ و صفر دقیقه و صفر ثانیه به وقت مسکو وارد اتاقت شدم. در اتاقت کوهی از بوتل‌های خالی ودکا بود و شیشه‌های شکسته و گیتار. تو آن درهم‌وبرهمی را چنین توجیه کردی: چون من...
  • دو سال و هشت ماه و بیست و هشت شب: رمان تازه سلمان رشدی

    عنوان دوازدهمین کتاب داستان سلمان رشدی پژواک آشنایی دارد و اگر دو سال، هشت ماه و بیست و هشت شب را با هم جمع بزنیم نتیجه آن می‌شود هزار و یک شب، تعداد داستان هایی که شهرزاد قصه گو برای به تاخیر انداختن مرگ خود هر شب برای سلطان...
  • بهشت کودکانه

    - پدر جان...- بله، دخترم؟- مه و دوستم نادیه همیشه با هم استیم.- آفرین، دخترجان.- دَ صنف، دَ تفریح و دَ غذاخوری.- عالیس. او دختر نازنین و با ادبی س.- اما د درس دینیات او به یک صنف میره و مه به صنف دگه. ...
  • مواجهه با دختر صددرصد دلخواه در یک صبح زیبای اپریل

    شاید شما هم تیپ خاص مورد پسند خودتان را از زن‌ها داشته باشید: مثلا دختری با غوزک‌های استخوانی، یا چشم‌های درشت، انگشت‌های دراز و باریک و شاید هم بدون کدام دلیل موجهی دخترهایی برای‌تان جذابند که با طمأنینه غذا می‌خورند. من هم معیارهای خودم را دارم. مثلا گاهی در...
  • بادبادک

    امشب پدر بعد از چند سال تصمیم گرفت کنار مادر بخوابد، مادر گفت: «خجالت بکش، پیرمرد.» و متکا را به سمت پدر پرت کرد. بعد خندید و گفت: «برو توی هال بخواب.» پدر خندید و بعد دیگر نخندید. ایستاد و به مادر نگاه کرد. بغض کرده بود. چشمهایش برق...
  • آخرین شب جهان 

    «خواب. خواب دیدم که همه چیز به پایان خواهد رسید. صدایی به من این را گفت؛ جزییات صدا یادم نیست، اما می‌دانم یک صدا بود و به من گفت که همه چیز در اینجا، روی زمین، متوقف خواهد شد. صبحش که بیدار شدم، زیاد در موردش فکر نکردم، اما...
  • شاهدخت مریخی

    من مردی بسیار پیر هستم. چقدر پیر، خودم هم نمی‌دانم. ممکن است صدساله باشم، یا بیشتر. نمی‌توانم بگویم زیرا هرگز مانند مردان دیگر عمر نکرده‌ام. تا جایی‌که می‌توانم به یاد آورم، همیشه یک مرد تقریبا سی ساله بوده‌ام. من امروز ظاهر شده‌ام، طوری‌که چهل سال قبل نیز همین طور...
  • پاپ کورن

    حامد احمدی . رد لاستیک اتومبیل روی سفیدی برف، مثل زیپ شلواری بود که باز مانده باشد. خیابان‌ها خلوت بود و چراغ‌ها جوری سرشان را خم کرده بودند، انگار مشغول مطالعه‌ی هیجان‌انگیزترین و جدیدترین مطلب علمی هستند. عقربه‌های ساعت آن وقت شب فقط جلو چشم‌های دانش‌مندان، فاحشه‌ها و عاشق‌ها...
  • شما چه نوع بی‌ شعوری هستید؟

    خاویر کرمنت، نویسنده کتاب «بی‌شعوری» به زعم خود با نگارش این کتاب تصویر جامعی از بی‌شعوری در جهان امروز ارائه داده است؛ تصویری که تقریبا دو سوم مردم جهان در آن قرار دارند. عنوان کتاب به همراه ۱۱ بار تجدید چاپی که روی جلد ذکر شده ، وسوسه...
  • کنسرو غول

    خلاصه بهتر که شدم یه روز رفتم بیرون همین طور خوش‌خوشک واسه خودم قدم بزنم. خیلی ریز لنگ می‌زدم، ولی دیده نمی‌شد. یه نرمه بارونی هم می‌اومد. می‌زد رو کله‌ی کچلمو و تیلیک تیلیک صدا می‌داد. بارونه هی بیشتر شد. تا این که رسیدم دم سینما. فیلمش انگار قشنگ...