بدیهی‌ست که ارزش و نقش ادبیات تولید شده توسط زنان و مردان (و یا دیگر هویت‌های جنسیتی) در جامعه یکسان است. این نیز مسلم است که زنان و مردان نویسنده و هنرمند باید به منابع و فرصت‌های برابر برای خلق و نشر آثار خود دسترسی داشته باشند. این نیز روشن است که برتر یا فروتر دانستن کیفیت، ارزش، تاثیرگذاری و خلاقیت ادبیات هنر با توجه به زن یا مرد بودن خالق آن، در بهترین حالت، نظر شخصی فردی‌ست که نه از ادبیات و هنر سردرمی‌آورد و نه از مفاهیم برابری و عدالت جنسیتی.

پائولو کوئیلو، داستان‌نویس و ترانه‌سرای برزیلی‌ و پرفروش ترین نویسنده پرتغالی‌زبان در تاریخ است. مدرسه حقوق را نیمه تمام رها کرد تا به مسافرتی طولانی در جنوب آمریکا، آفریقا و اروپا برود. او در این سفرها، چیزهای زیادی در مورد ماوراء طبیعت آموخت که همان نیز بعدها جان مایه اصلی کتاب هایش شد. کوئیلو بعد از این سفر به برزیل بازگشت و سرگرم ساختن ترانه برای آوازخوانان مشهور برزیلی شد.

یکی از این نویسنده‌هایی که توانسته با رمان آن گونه که خودش می‌خواهد برخورد کند و در واقع مخاطب را هرجایی که بخواهد شگفت زده نماید، میلان کوندرا نویسنده اهل چک است. همشهری نویسنده بزرگ دیگر چک فرانتس کافکا، حالا هرچند خودش هم چندان موافق با این همشهری و همزبان بودن با کافکا نیست.

نوگام، در سومین سال فعالیت خود، دوره‌های آموزشی را نیز با هدف کمک به نویسندگان قدیمی و جدید برای حضور در فضای مجازی آغاز کرده است. هدف این دوره‌های کوتاه مدت این است که نویسندگان با ساز وکار دنیای دیجیتال بیشتر آشنا شوند، آثار خود را بهتر از گذشته ارائه کنند و بتوانند با مخاطبانشان ارتباط برقرار کنند.

در زبان انگلیسی واژه Grotesque به معنای هرچیزی‌ست که به شکل چندش‌آوری زشت و یا مضحک باشد. استفاده از این واژه در قرن شانزدهم باب شد. اصل این واژه از Grotto در زبان ایتالیایی آمده که به معنای غار است و اشاره به تصاویری دارد انسان‌های اولیه غارنشین بر دیواره‌های مغاره‌های محل زندگی خود می‌کشیدند.

نویسنده‌ها همیشه شکایت می‌کنند که روند نوشتن چقدر سخت و زجر‌آور است. راستش را بخواهید دروغ می‌گویند. بخصوص اگر این را از نویسنده‌ای حرفه‌ای بشنوید که نان نوشتنش را می‌خورد. بیشترشان فقط دوست ندارند اعتراف کنند که پولشان را از راهی در‌می‌آورند که واقعا از آن لذت می‌برند.

خاویر کرمنت، نویسنده کتاب «بی‌شعوری» به زعم خود با نگارش این کتاب تصویر جامعی از بی‌شعوری در جهان امروز ارائه داده است؛ تصویری که تقریبا دو سوم مردم جهان در آن قرار دارند. عنوان کتاب به همراه ۱۱ بار تجدید چاپی که روی جلد ذکر شده ، وسوسه ای کافی برای خواندن آن به وجود می‌آورد، اما

آیا ابهام و پیچیدگی و پراکندگی در داستان نوعی خلاقیت است؟ اگر خود ما به عنوان خواننده، از داستان‌‌ها و رمان‌هایی لذت می‌بریم که بتوانیم شخصیت‌ها و فضاهای آن را تجسم و روایت آن را دنبال کنیم، چرا گمان می‌کنیم که خواننده دیگری از داستان مبهم و مغلق و پراکنده ما لذت خواهد برد؟

دربا‌ره‌ی زیبایی، شیرینی، گنجینه‌ی ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع‌بینی به مطالعه‌ی توانایی‌های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می‌تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعه‌ی ما باشد؟ آیا در آن کاستی‌هایی یافت می‌شود، و اگر یافت می‌شود چگونه می‌توان آنها را برطرف ساخت؟