• هری پاتر و جادویی که در جهان به پا کرد

    بیست و ششم ژوئن (جون) بیستمین سالگرد انتشار کتاب «هری پاتر و سنگ فلاسفه» اولین کتاب از مجموعه هفتگانه کتاب‌های هری پاتر بود. نویسنده این مجموعه که آن روزها به نام جوانه رولینگ شناخته می‌شد، می‌گوید قصه پسرک عینکی جادوگر، در جریان سفرش با قطار از لندن به منچستر...
  • ادبیات داستانی در جدال با عوام‌فریبی سیاسی

    گفت‌وگو با شفک نشان می‌دهد که چرا این قدر او را ستوده‌اند. او آن‌قدر پر شور و خوش‌بیان است که این حالش به دیگران هم سرایت می‌کند، و واقعاً می‌خواهد که دنیا را با نوشته‌هایش دگرگون کند. به علاوه، او حقیقتاً شهروندی جهان‌وطن است. با زندگی در شهرهای پرشمار...
  • تخیلات

    ناگهان، احساس می‌کند که کسی پایین تخت لحاف را می‌کشد. بیدار می‌شود. چه می‌تواند باشد؟ آیا گربه‌ای در اتاق است؟ یا سگ؟ با چشمانی خواب‌آلود، چراغ کنار تخت را روشن می‌کند. خیر. کسی آنجا نیست. احتمالا خیالاتی شده است. چراغ را خاموش می‌کند و به خواب می‌رود....
  • آهنگ بوت آهو : احمد ظاهر و شوخ‌طبعی‌هایش

    امروز سی و هفتمین سالگرد مرگ احمد ظاهر، اسطوره موسیقی پاپ افغانستان است. من احمدظاهر را فقط یک بار دیده‌ام. نمی‌دانم کدام سال بود که برای اجرای کنسرت به ولایت قندوز آمده بود. در یگانه تیاتر شهر تمام ردیف اول را اعضای خانوادۀ ما گرفته بودند؛ چون چوکی‌ها پر...
  • یک مرگ

    جیم تروسدیل کلبه‌ای در غرب مزرعه لم‌یزرع پدرش داشت و همانجا بود که کلانتر بارکلی و چند نفر از اهالی که سمت معاون کلانتر را داشتند، او را یافتند. تروسدیل با با بالاپوشی کثیف به تن، روی یکی از چوکی‌ها، کنار بخاری خاموش نشسته بود و داشت یک شماره...
  • قضیه‌ی بمب اتم

    چهار سال پیش، چند هفته‌ قبل از این که پسرمان، لیو، به دنیا بیاید، دو مسئله عمیق فلسفی ذهن‌مان را به خود مشغول کرده بود. مسئله اول، اینکه آیا شبیه مادرش خواهد بود یا پدرش، به سرعت حل شد و تردیدی باقی نگذاشت: نوزاد خوشگل بود. و یا...
  • مواجهه با دختر صددرصد دلخواه در یک صبح زیبای اپریل

    شاید شما هم تیپ خاص مورد پسند خودتان را از زن‌ها داشته باشید: مثلا دختری با غوزک‌های استخوانی، یا چشم‌های درشت، انگشت‌های دراز و باریک و شاید هم بدون کدام دلیل موجهی دخترهایی برای‌تان جذابند که با طمأنینه غذا می‌خورند. من هم معیارهای خودم را دارم. مثلا گاهی در...
  • آخرین شب جهان 

    «خواب. خواب دیدم که همه چیز به پایان خواهد رسید. صدایی به من این را گفت؛ جزییات صدا یادم نیست، اما می‌دانم یک صدا بود و به من گفت که همه چیز در اینجا، روی زمین، متوقف خواهد شد. صبحش که بیدار شدم، زیاد در موردش فکر نکردم، اما...
  • فارسی، زبانی عقیم

    دربا‌ره‌ی زیبایی، شیرینی، گنجینه‌ی ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع‌بینی به مطالعه‌ی توانایی‌های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می‌تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعه‌ی ما باشد؟ آیا در آن کاستی‌هایی یافت می‌شود، و اگر...
  • پاسگاه زید

    هنوز صدای ستوان از در اطاق بیرون نرفته و به گوش یحیوی نرسیده بود که با شنیدن سروصدای قربانعلی که سراسیمه با تفنگش ور می‌رفت تا گلنگدن را بکشد، برگشت. احساس کرد یخ زد. فکر کرد: «یعنی به همین مفتی؟ اون هم توی این پاسگاه خراب شده؟ وسط بیابونی!»...
  • روزنامه

    ساتوکو از این متعجب نشد که شوهرش با چه راحتی، درست مثل یک غیبت معمولی، در مورد صحنه‌ی وحشتناکی که دیشب در خانه‌ی شان اتفاق افتاده بود، صحبت می‌کرد. فقط برای لحظه‌ای چشم‌هایش را بست تا این طوری صحنه‌ی آن زایمانِ روح آزار از پیش چشم‌هایش دور شود....
  • آپادانا، پنجم بهمن

    «من با آیدا سر آن کوچه قرار می‌گذاشتم. روی آن نیمکت می‌نشستیم و من جُک تعریف می‌کردم. تقریبا در هر قرار سه، چهار تا جک می‌گفتم؛ او می‌خندید و وقتی کم تر از یک ربع ساعت از ملاقاتمان گذشته بود، می‌رفت. چند سال پیش می‌شد؟ زمان خاتمی بود. هشتاد...
  • تخم‌مرغ شانسی

    اجساد کسانی را که در حمله‌های تروریستی کشته می‌شوند به انستیتوت طب عدلی ابوکبیر برای کالبدشکافی انتقال می‌دهند. خیلی از افراد و مقام‌های شاخص در جامعه اسراییل هم از این کار سردر‌نمی‌آورند و حتی کسانی که در ابوکبیر کار می‌کنند همیشه دلیل این کار را نمی‌دانند. چون، هر چی‌...
  • آیا برخورد‌های سلیقه‌ای در بی‌بی‌سی افغانستان پایانی دارد؟

    بی‌بی‌سی در کل و بی‌بی‌سی فارسی به طور خاص رسانه‌ای تاثیرگذار در کشورهای فارسی‌زبان و افغانستان بوده است. این نهاد خبری تا همین دهه‌ی گذشته تنها رابط مورد اعتماد مردم افغانستان با جهان خارج تلقی می‌شد. گذشته از آن، بی‌بی‌سی نقش مهمی بر زبان فارسی در حوزه سیاست داشته...
  • تولد یک ژانر: نگاهی به «تو در قاهره خواهی مرد»

    برای مردم کشوری که تاریخ متمدن خود را بیش از دوهزار و چند صد سال می‌دانسته و در تمام این مدت تحت لوای امپراطوری‌های گوناگون اداره شده و گرچه بخش عمده‌ای از خاک خود را در گذر این همه سال از دست داده اما همچنان یکی از کشوهای وسیع...
  • در چشم گربه

    پایش را از گلیمِ تخت درازتر کرده بود. دود قلیان از دهانش می‌رفت تا برسد روی سر کسانی که آنجا بودند. با قوطی کبریت بازی می‌کرد تا شاه بیاورد و کیف کند. از سر ظهر یک بند دزد آورده بود. چشم تنگ کرد به آمدن کوسه که می‌شلید....
  • کفاره

    درست روی پله‌های کنیسه چشم در چشمش این را گفت. همان لحظه‌ای که از کنیسه خارج شدند و حتی پیش از آن مرد فرصت آن را پیدا کند که عرق‌چین یارمولک خود را از سر بردارد و در جیبش بگذارد. زن دست خود را از دست مرد خطا...
  • «یک مرگ» : گفتگو با استیون کینگ

    شاهد دار زدن کسی بودن، حتی یک شخصیت داستانی، هرگز خوشایند نیست. اما از آنجا که من با تروسدیل مدت کوتاهی زندگی کرده بودم، برایم آسانتر بود که شاهد دار زدنش باشم تا جان کافی، شخصیت اصلی رمان «مسیر سبز» که توسط صندلی الکتریکی اعدام شد....
  • به خاطر یک گرام چرس

    در کافه بغل خانه من یک دختر مقبول کار می‌کند. بِنی، آشپز کافه، به من گفت که اسم آن دختر شیکما است، دوست پسر ندارد و گهگاهی چرس می‌زند. تا قبل از شیکما، من حتی یک بار هم به آن کافه نرفته بودم. اما حالا هر روز صبح یکی...
  • آراویند آدیگا از «ببر سفید» می‌گوید

    فکر می‌کنم رمان ببر سفید در واقع داستان جستجوی انسان در پی آزادی است. برای من این موضوع همیشه هسته اصلی این کتاب بوده است. البته این داستان در یک پس‌زمینه اجتماعی بازگو شده است، اما در واقعیت داستان مردی‌ست که بدون اتکاء بر گذشته یا خانواده خود در...