گم‌نامی: نمونه‌ای از نثر فاخر فارسی

Screen Shot 2014-09-15 at 20.46.35

قصه‌ی یک رمان – این که چه اتفاقی و چگونه رخ می‌دهد – فقط یکی از عناصر مهم در ادبیات داستانی‌ست. به این معنا که فقط یک قصه خوب به تنهایی نمی‌تواند یک رمان خوب بسازد. در کنار آن، آنچه یک رمان را کاری ارزشمند از نظر ادبی می‌سازد، نثر، لحن یا تن راوی، ساختار داستان، شخصیت‌ها، فضاها و نماد‌ها و موتیف‌هایی‌ست که در آن به کار رفته است.

از نظر ادبیات داستانی:

رمان گم‌نامی قصه خوبی دارد اما به گمان من برجسته‌ترین خصوصیت این رمان نثر خلاقانه و پخته آن است. زبان فارسی در مقایسه با زبان انگلیسی واژه‌های کمتری دارد اما آنچه واقعا نویسنده‌‌ی فارسی زبان را با چالش روبرو می‌کند این است که گستره کاربرد واژه‌های موجود نیز به شدت محدود است. مثلا در زبان انگلیسی دست کم سی واژه متفاوت می‌توان برای بیان عصبانیت یا خشم یافت که نه تنها در نوشتار بلکه در گفتار روزمره نیز به کار می‌رود. اما در فارسی تعداد این واژه‌ها بیشتر از حداکثر پنج تا نیست و حداقل دوتای آن را به سختی می‌توان در ادبیات داستانی به کار برد.

بنابر‌این، نوشتن رمانی با نثری خلاق و غیرکلیشه‌ای به زبان فارسی نه تنها نیازمند تسلطی بسیار خوب بر این زبان است، بلکه خلاقیت برای نوشتن جملاتی با ساختار‌های تازه نیز می‌طلبد. به قضاوت من این کاری‌ست که تقی بختیاری به خوبی از پس آن در رمان گم‌نامی بر‌آمده است.

داستان از زاویه دید شخص اول نوشته شده و نویسنده در کل داستان به همین زاویه وفادار مانده است.  ساختار رمان، از نظر تکنیکی، ساختاری ساده است؛ میرجان، راوی داستان، مردی زندانی‌ست که داستان  زندانی شدن و محکومیت خود به اعدام را بازگو می‌کند و در این روایت تا جایی که حافظه‌اش یاری می‌کند به عقب باز می‌گردد و از همان اول به شرح ماجرا می‌پردازد. این ساختار به خوبی در رمان گم‌نامی جا افتاده و به خواننده کمک می‌کند که بتواند قصه را دنبال کند و در عین حال نویسنده را در موقفی قرار داده که بتواند در جای لازم با شگردهایی خوب زوایایی از داستان را از زاویه راوی دانای کل «ناظر نزدیک به ماجرا» بیان کند، که معمولا از زاویه دید شخص اول به سادگی ممکن نیست.

به عنوان نمونه در بخشی که مندوخان دو کودک خود را به نجف بیگ می‌سپارد، راوی حضور نداشته و بنابراین این جزییات از زاویه دانای کل نوشته شده است ولی این امر هیچ سکته‌گی در زاویه روایت ایجاد نکرده است.

زبان راوی بدیع و فاخر است که هیچ فرصتی را برای خلق تصویر در ذهن خواننده از دست نمی‌دهد.  با آنکه نثر گم‌نامی را می‌توان نثری سخت خوان دانست و ممکن است برای برخی خواننده‌ها این امر خسته کننده باشد، اما در واقع این سخت‌خوانی از برجستگی‌های نثر گم‌نامی به شمار می‌رود. چرا که لحن و نثر رمان با محتوای این رمان، شخصیت میرجان و رویدادها و ظرافت‌های داستان همخوانی دارد.

از نظر محتوا:

از نظر محتوا، گم‌نامی داستانی جنجالی دارد که ممکن است موافقان و مخالفان خود را داشته باشد. میرجان، راوی داستان از نوادگان ملاکان هزاره است که سالها پیش زمین‌های آنها توسط پشتون‌ها غصب شده است. این موضوع از موتیف‌های اصلی داستان است و در چندین جای داستان به نحوی اشاره‌هایی تلخ و گزنده به کشتار اقوام هزاره توسط امیرعبدالرحمن‌خان گنجانده شده است. فارغ از آنکه برداشت‌ها از این واقعیت‌های تاریخی چیست، اشاره‌های نویسنده به این موضوع به عنوان عنصری از داستان به خوبی جا افتاده است.  اما به گمان من هدف گم‌نامی شرح تاریخ و قضاوت تاریخی نیست و ماهیت داستانی این اشاره همچنان بر ماهیت تاریخی آن می‌چربد.

جنبه جنجالی دیگر، نگرش میرجان به اعتقادات دینی‌ست.  میرجان از کودکی مشتاق یادگیری علوم اسلامی‌ست. اما شیعه بودن و استفاده پنهانی از مهر در هنگام نماز باعث درگیری‌اش با ملاتورگل می‌شود و در نتیجه میرجان از کندلو به اصفهان می‌رود تا علوم دینی را نزد آیت‌الله حاج‌ سید‌ابراهیم اصفهانی بیاموزد. اما آیت‌الله قصد تجاوز به او می‌کند و همین موضوع باعث می‌شود که میرجان نسبت به دین و آموزه‌های آن دچار تردید شود.

بیان راوی از اعتقاداتش به دین به هیچ وجه کسل کننده نیست. چه، او اعتقاداتش را در قالب رخداد‌های داستانی، به صورتی نامحسوس و ظریف بیان می‌کند. در نتیجه نثر رمان، همچنان نثری قوی و پخته باقی می‌ماند.  گذشته از آن، مشخص است که نویسنده مراقب بوده که پرداختن به اعتقادات میرجان آسیبی به ساختار داستان وارد نکند و در نتیجه بخش‌هایی که به نحوی به بیان باورهای راوی می‌پردازد، در خدمت روایت داستان‌ است و نه برعکس.

با این‌همه بیان این اعتقادات ممکن است به طبع برخی دینداران خوش نخورد. جنجال‌ها و مخالفت‌هایی از این دست در هنگام انتشار این رمان در کابل در دوسال پیش نیز پیش آمد. اما فارغ از آن‌که موافق یا مخالف چنین جنجال‌هایی باشیم، رمان گم‌نامی تصویری قابل قبول از روند پختگی فکری یک جوان افغان را به نمایش گذاشته است؛ هر کدام از ما می‌توانیم به نحوی یکی دو تصویر از خود را در ماجرای میرجان ببینیم.

اما گم‌نامی درباره مذهب هم نیست و نویسنده قصد ندارد با این رمان اعتقادات مذهبی دیگران را به چالش بکشد و یا آن‌که باعث رنجش و کدورت آنان شود. بلکه این مذهب و اعتقادات دینی‌ست که در خدمت یک روایت ادبی‌ست.

نقد گم‌نامی

Gomnami

نخستین باری که این رمان را خواندم، در کنار لذت نثری خوب، (صرف نظر از اشتباهات اندک دستورزبانی و تایپی فراوان) نقص‌هایی جدی نیز در ساختار رمان دیده می‌شد. بخش عمده‌ای از این نقص‌ها در اصرار نویسنده به کم‌گویی نهفته بود؛ تا جایی که تقریبا ناممکن بود که خواننده غیرهزاره (و حتی در موارد خواننده هزاره‌ی آشنا با ارزگان)‌ بتواند اشاره‌ها، استعاره‌ها و کنایه‌های نویسنده در بخش‌هایی از داستان را به درستی دریابد.  بخشی از این کم‌گویی را می‌توان عادت نوشتاری تقی بختیاری دانست که الزاما عادت بدی نیست. اما بخش دیگر را می‌توان ملاحظه‌کاری نویسنده و تلاشش برای جلوگیری از سوءتفاهم‌های دینی و تاریخی تلقی کرد.

در بازنویسی رمان گم‌نامی، بیش از بیست هزار کلمه به حجم رمان افزوده شده تا ابهام‌ها در روایت داستان برطرف شود. خوانش نسخه بازنویسی‌شده حتی برای کسی که این رمان را قبلا خوانده نیز ضرور است تا بتواند تصویری بهتر از ارزش ادبی و فحوای آن به دست آورد.

با این همه، شخصیت مرجان می‌توانست در داستان برجسته‌تر باشد. مرجان، با آنکه از نظر داستانی، یکی از دو کرکتر اصلی رمان گم‌نامی‌ست اما در سطح یک کرکتر تک بعدی یا (flat) باقی مانده است. بخصوص با توجه به نقش پیچیده مرجان در داستان، رابطه او با میرجان و نیز این‌که نوع این رابطه – در کنار جرم کفرگویی – از دلایل اصلی محکوم شدن میرجان به اعدام است، به این شخصیت بهتر بود بیشتر پرداخته شود. خواننده مرجان را فقط و فقط از دید محدود میرجان می‌شناسد و مرجان خود برای شناخته‌شدن کار چندانی نمی‌کند. همین است که ورود مرجان به داستان که از نظر تکنیکی در واقع نقطه اوج رمان به شمار می‌رود، در مقایسه با دیگر شخصیت‌های داستانی – حتی شخصیتی تک بعدی مثل گوربزخان – هیجان لازم را به همراه ندارد.

ولی هیچ رمانی نمی‌تواند بی‌نقص باشد و با توجه به ظرفیت فعلی ادبیات داستانی در افغانستان و حتی ایران، گم‌نامی به عنوان یک اثر جدی و خلاق در ادبیات فارسی افغانستان جایگاه خود را حفظ خواهد کرد.

نشر چاپ دوم گم‌نامی در لندن

انتشارات اچ‌اند‌اس میدیا (H&S Media) در لندن نسخه جدید رمان گم‌نامی را منتشر کرده است.  این اثر به صورت کاغذی و کتاب الکترونیک از سوی ناشر منتشر شده و می‌توان آن را از وبسایت ناشر، آمازون و گوگل به دست آورد.

اچ‌اند‌اس میدیا ناشری حرفه‌‌ای‌ست که مثل دیگر ناشران سنتی کتاب را با سرمایه خود و بدون تحمیل هزینه‌ای بر ناشر منتشر می‌کند و همانند دیگر ناشران حق‌التالیفی منصفانه به نویسندگان می‌پردازد. در بازنشر نسخه جدید گم‌نامی، نمی‌توان به هیچ‌وجه نقش ارزنده اچ‌اند‌اس میدیا را نادیده گرفت.

.

درباره‌ی نویسنده

عزیز حکیمی

عزیز حکیمی

اهل هرات، ساکن جزایر مالت،‌ روزنامه‌نگار، علاقه‌مند ادبیات فارسی و انگلیسی و برنامه‌نویسی وب. از عزیز یک رمان به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شده و در حال حاضر روی رمان دوم و یک مجموعه داستان کوتاه کار می‌کند. او مقالاتی در رسانه‌های مختلف فارسی‌زبان و نشریات خارجی منتشر کرده است. عزیز بنیان‌گذار و سردبیر مجله‌ی ادبی نبشت و نشر نبشت است.

۳ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • چنانکه‌ نوشته‌ای تان در مورد گم‌نامی بجا بود ولی میخواهم بگویم که گم‌نامی فراتر از یک ادبیات فاخر است. زمانی که گم‌نامی را خواندم، اولین رمان افغانی بود که لذت داشت. یعنی ادبیات دارد که می‌توان گفت سایه کلیدر دولت‌آبادی است. اما سخت خوان است و به اندازه دولت‌آبادی شیوا نیست. با همه این‌ها، ادبیات گم‌نامی آموزنده است و به غنامندی ادبیات افغانستان کمک‌ می‌کند. برای بختیاری عزیز نیز کامگاری و شیوایی قلم آرزو دارم.