بی‌بی‌سی فارسی‌و‌اشکالی بنیادین

bbcpersian

بی‌بی‌سی فارسی سرمایه‌ بزرگی برای حوزه زبان فارسی در نزدیک به هشتاد سال گذشته بوده است. این نهاد نه تنها به عنوان یک بنگاه معتبرتر نشر خبر برای مردمان ایران، افغانستان و تاجیکستان مهم بوده، بلکه در گسترش واژه‌های فارسی، بخصوص در عرصه سیاسی، نقشی اساسی داشته است.

بی‌بی‌سی و بخش‌های مختلف سرویس‌ جهانی به رعایت اصول مسلکی ژورنالیستی مشهورند و همین امر باعث شده که این نهاد خبری از اعتبار خوبی در جهان برخورددار باشد.  بی‌بی‌سی فارسی نیز طی دهه‌ی گذشته توسعه زیادی یافته؛ تشکیل بخش افغانستان، وبسایت فارسی و نیز تلویزیون فارسی باعث شده که دایره‌ی مخاطبان این نهاد وسیع‌تر از هر زمان دیگری شود. طبیعتا چنین گسترشی دقت و حساسیت بیشتر سردبیران و روزنامه‌نگاران این نهاد به رعایت اصول حرفه‌ای روزنامه‌نگاری را می‌طلبد.

با این‌حال، به نظر می‌رسد سایت فارسی بی‌بی‌سی نیاز دارد قضاوت بهتر ادیتوریالی در مطالب غیرسیاسی را نیز مانند تحلیل‌ها و گزارش‌های سیاسی جدی‌‌ بگیرد.  بدیهی‌ست که هدف از این مطلب صرفا جلب توجه به این اشکالات، به منظور کمک به رفع آن و نیز کمک به علاقه‌مندان روزنامه‌نگاری حرفه‌ای برای اجتناب از اشتباهات مشابه است.

یک مثال واقعی:

فرض کنید در تحلیلی سیاسی در سایت فارسی بی بی سی به این جمله برمی‌خورید:

«حیا، دینداری و متانتی که در اعضای پارلمان بلولندیا (کشوری فرضی) کمیاب است، در رئیس پارلمان این کشور به وفور می‌توان دید. اما رئیس پارلمان، کلا مثل تقریبا بیشتر اعضای پارلمان اهل تفکر نیست.»

بدیهی‌ست که این جمله نه تنها از نظر ژورنالیستی بلکه از نظر محتوا نیز به شدت نادرست است. در یک رسانه‌ی بی‌طرف هیچ کسی، نه خبرنگاران آن رسانه‌ و نه تحلیلگران بیرونی، درباره افراد قضاوت‌ نمی‌کنند. هیچ نوع سهل‌انگاری نمی‌تواند وجود چنین جمله‌ای را در یک تحلیل یا گزارش یک رسانه‌ی حرفه‌ای و بی‌طرف توجیه کند، مگر آن‌که نقل قول باشد.

در تحلیل‌ها و مطالب سیاسی بی‌بی‌سی به ندرت ممکن است چنین جمله‌ای یا مشابه آن را بخوانید. بیشتر سردبیران بی‌بی‌سی می‌دانند که چنین جمله ناقض اساسی‌ترین اصول رسانه‌ای از جمله «بی‌طرفی»‌ست. اما به نظر می‌رسد بی‌بی‌سی حساسیت چندانی به رعایت همین اصول در مطالب غیرسیاسی نشان نمی‌دهد.

«حیا، دینداری و متانتی که در نویسنده جماعت کمیاب است، در محمدی به وفور می‌توان دید […] محمدی کلا مثل تقریبا بیشتر نویسنده‌ها، اهل کتاب خواندن نیست.»

جمله فوق از مطلبی مرتبط با معرفی یک رمان، در سایت فارسی بی‌بی‌سی نقل شده است. مسلماً این جمله نیز نه تنها از نظر ژورنالیستی بلکه از نظر محتوا هم نادرست است. این ادعا که «حیا،‌ دینداری و متانت در نویسنده جماعت کمیاب است» در بهترین حالت یک نظر شخصی‌ست. کتاب‌خوان نبودن نویسنده‌ها نیز ادعایی بی‌اساس است.  چنین صفات نسبی‌ و انتزاعی‌ با نویسنده بودن یا نبودن کسی مرتبط نیست. گذشته از آن، یک نویسنده یا روزنامه‌نگار حرفه‌ای معمولا خود را در مقامی نمی‌بیند که دیگران را با صفات انتزاعی، مثل متانت و حیا ودینداری و بی‌دینی محک بزند. حتی اگر یک نویسنده‌ی نا‌آشنا با اصول روزنامه‌نگاری چنین اشتباهی‌ بکند، یک رسانه‌ی حرفه‌ای بی‌طرف بدون تعدیل و ویرایش و یا حذف کامل چنین جملاتی، یک مقاله را به نشر نمی‌رساند.

یک بام و دو هوا؟

مثال‌های مشابه زیادی می‌توان از سایت فارسی بی‌بی‌سی عنوان کرد که نشان می‌دهد تفاوتی به شدت محسوس میان مطالب مرتبط با ادبیات و فرهنگ (مثل معرفی رمان، آثار سینمایی و دیگر تولیدات هنری) در صفحه ایران و افغانستان به چشم می‌خورد. مطالب ادبی و فرهنگی نویسندگان و منتقدان ایرانی مطالبی معتدل‌تر و حرفه‌ای‌ترست؛ به نحوی که نویسنده مطلب به ندرت در ارزیابی یک اثر ادبی یا سینمایی و آثار مشابه، دچار مبالغه و اغراق و یا شرح کشاف حاشیه‌های زندگی شخصی خود می‌شود.

مقایسه تحلیل‌های مربوط به فوت شادروان سیمین بهبانی در صفحه افغانستان و صفحه ایران می‌تواند به درک این تفاوت کمک کند.

مقالات ادبی در بخش افغانستان با اغراق‌های عجیب و اغلب ابهام و اضافه‌گویی‌های غیرموجه همراه است؛ تا جایی که گویی هر کتابی که در افغانستان نشر می‌شود، شاهکار قرن است و هنرمندان شاعران و نویسندگان افغان موجوداتی فرازمینی هستند که کوچکترین نقصی نمی‌توان در کار واندیشه‌شان یافت. تشبیه‌های بی‌جا و ناموجه شاعران و نویسندگان افغان به مشاهیر جهان آنقدر در مقاله‌های مشابه تکرار شده، که به نظر می‌رسد ما در افغانستان نسخه داخلی همه را داریم؛‌ از فروغ فرخزاد گرفته، تا دولت‌آبادی و همینگوی و کلینت ایست‌وود و وودی آلن و هیچکاک و رولان بارت و امیل زولا و چه گوارا و…

بیشتر مطالب مرتبط با فرهنگ و ادبیات، از جمله معرفی تولیدات ادبی در بخش افغانستان معمولا توسط نویسندگان بیرونی ارائه می‌شود که الزاماً آشنایی چندانی با اصول روزنامه‌نگاری ندارند. به همین دلیل، تقریبا تمام مطالب ادبی در صفحه فارسی بی‌بی‌سی به جای تمرکز بر موضوع اصلی، بر افراد و اغراق‌های عجیب متمرکز است. اغلب چنین به نظر می‌رسد که برخی از نویسندگان مطالب ادبی، امکان نشر نوشته خود در بی‌بی‌سی فارسی را بیشتر فرصتی می‌پندارند برای مطرح کردن خود و نه کتابی (یا دیگر اثری) که قرار است معرفی یا تحلیل کنند. در بیشتر این مقالات حاشیه‌های نامرتبط زندگی شخصی نویسنده مطلب، به شدت برجسته‌تر از اصل موضوع مقاله‌ است.

البته که نمی‌توان انکار کرد که این سبک نوشتاری در میان برخی از اهل فرهنگ و ادب افغانستان معمول است و در روزنامه‌ها و وبسایت‌های داخلی افغانستان به نظر می‌رسد اغراق و مبالغه در مورد افراد و کارهای آنها از نظر فرهنگی پذیرفته شده است. اما هیچ‌کدام دلیل نمی‌شود که بی‌بی‌سی اصول روزنامه‌نگاری خود را نقض کند. همه حق دارند نظر شخصی خود را داشته باشند، اما وقتی آن نظر شخصی در یک رسانه‌ی مدعی بی‌طرفی نشر می‌شود، اعتبار می‌یابد و بیشتر مخاطبان به ندرت  آن را صرفا یک نظر شخصی خواهند دانست.

*مثال‌های مشابه زیادی می‌توان از مطالب ادبی و فرهنگی صفحه افغانستان در سایت فارسی بی‌بی‌سی برشمرد، اما برای اجتناب از بروز سوءتفاهم ترجیح و امید بر آن است که مدیران بی‌بی‌سی به یافتن مثال‌های بیشتر و رفع اشکال ترغیب شوند.
 
.

درباره‌ی نویسنده

عزیز حکیمی

عزیز حکیمی

اهل هرات، ساکن جزایر مالت،‌ روزنامه‌نگار، علاقه‌مند ادبیات فارسی و انگلیسی و برنامه‌نویسی وب. از عزیز یک رمان به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شده و در حال حاضر روی رمان دوم و یک مجموعه داستان کوتاه کار می‌کند. او مقالاتی در رسانه‌های مختلف فارسی‌زبان و نشریات خارجی منتشر کرده است. عزیز بنیان‌گذار و سردبیر مجله‌ی ادبی نبشت و نشر نبشت است.

بدون دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید