آیا برخورد‌های سلیقه‌ای در بی‌بی‌سی افغانستان پایانی دارد؟

media-bbc-new-broadcasting-house

بی‌بی‌سی در کل و بی‌بی‌سی فارسی به طور خاص رسانه‌ای تاثیرگذار در کشورهای فارسی‌زبان و افغانستان بوده است. این نهاد خبری تا همین دهه‌ی گذشته تنها رابط مورد اعتماد مردم افغانستان با جهان خارج تلقی می‌شد. گذشته از آن، بی‌بی‌سی نقش مهمی بر زبان فارسی در حوزه سیاست داشته است. از آنجا که بخشی بزرگی از هزینه‌های بی‌بی‌سی مستقیما توسط مالیات‌دهندگان بریتانیایی تامین می‌شود، این نهاد را می‌توان سازمانی ملی اما مستقل دانست. آنچه بی‌بی‌سی را از دیگر رسانه‌های بریتانیایی متمایز می‌سازد این است که درآمدزایی هدف اولیه و عمده‌ی بی‌بی‌سی نیست. بی‌بی‌سی در برخی از شبکه‌های خود با پخش آگهی یا فروش محصولات تلویزیونی و رادیویی و انلاین اقدام به درآمدزایی برای تامین هزینه‌های برنامه‌سازی خود می‌کند، اما در کل نهاد بی‌بی‌سی یک نهاد تجاری نیست.

طبیعتا چنین سازمانی بیش از نهادهای خصوصی مشابه نسبت به مردم و مالیات دهند‌گان پاسخ‌گو باید باشد و راهکارها و مکانیزم مشخصی در این نهاد برای حصول اطمینان از چنین پاسخگویی نیز سنجیده شده است. یکی از دلایلی که معمولا بی‌بی‌سی بیش از سایر رسانه‌های بریتانیایی زیر ذره‌بین مردم و نهادهای مختلف قرار دارد، همین وجهه‌ی ملی بودن آن است. به این دلیل، این انتظار که بی‌بی‌سی و بخش‌های مختلف آن مثل سرویس جهانی – که بخش فارسی (افغانستان و ایران) جزئی از آن است – باید نسبت به عملکرد خود پاسخگو و شفاف باشند، انتظاری قانونی‌ست و حق همه کسانی که با مالیات خود بخش عمده‌ای از هزینه‌های بی‌بی‌سی را تامین می‌کنند.

بدیهی‌ست که این سازمان، مانند هر کورپوریشن پیچیده ممکن است در مواردی در تصمیم‌گیری‌های خود دچار خطا شود و نمی‌توان آن را فورا به عدم کفایت در مدیریت کلان بی‌بی‌سی ربط داد. اما در سطوح پایین‌تر مثل بخش افغانستان، حیطه‌ کار و فعالیت و اهداف آن محدودتر و از پیچیدگی کمتری برخوردار است و از این رو می‌توان در همان محدوده کار این بخش، به ارزیابی کیفیت کاری آن پرداخت.

از بی‌بی‌سی بخش افغانستان انتظاری جز این نمی‌رود که مطابق به مقررات و خط‌مشی این نهاد بی‌طرفی خود را حفظ کند، پروسه‌هایی مثل استخدام مطابق به مقررات این سازمان شفاف باشد و کیفیت برنامه‌ها و از جمله زبان آن حتی‌الامکان بی‌نقص باشد. اما نشانه‌هایی می‌توان دید که موفقیت بخش افغانستان در این زمینه را با تردید روبرو می‌سازد.

نگارنده، به عنوان روزنامه‌نگاری که بیش از شش سال به صورت تمام وقت در بخش افغانستانِ رادیو بی‌بی‌سی در لندن به عنوان مجری و تهیه‌کننده کار کرده‌ام و بعد از استعفایم در میانه سال ۲۰۰۹ تا همین چندی پیش نیز به عنوان روزنامه‌نگار و تحلیلگر مستقل با وبسایت و تلویزیون فارسی بی‌بی‌سی همکاری داشته‌ام، این حق را همواره به خود داده‌ام که شلخته‌نویسی و برخورد‌های سلیقه‌ای در این نهاد را به شوخی و جدی گوشزد کنم. این یادآوری‌ها به منظور کمک به بهبود کیفیت تولید و کار بی‌بی‌سی محدود به من نبوده است. مخاطبان زیادی در داخل و بیرون افغانستان انتظار دارند که این نهاد توجه بیشتری به کیفیت برنامه‌های خود داشته باشد.

در مواردی جنجال‌های بی‌بی‌سی به شدت بالاتر از فقط موضوع زبان بوده است؛ مثلا در اکتبر  ۲۰۱۳ گذشته روزنامه بریتانیایی دیلی‌میل در گزارشی به جزییات پرونده‌ای در رابطه با آنچه که «اتهامات تکان دهنده آزار جنسی و ارعاب در بی‌بی‌سی» خوانده، پرداخت و نوشت که شواهدی در زمینه فرهنگ ارعاب کارمندان و ترفیع شغلی در مقابل تمکین جنسی و آزار جنسی کارمندان زن وجود دارد.

براساس آن گزارش، بیش از ۹۳۰ نفر در رابطه با چنین رفتارهایی شهادت دادند و گزارشی ۱۰۹ صفحه‌ای در این زمینه تهیه شد.

بخش افغانستان نیز از این اتهامات مصون نبود. روزنامه دیلی میل نوشت که «زنانی که در بخش افغانستان، در سرویس جهانی بی بی سی، در لندن کار می کنند به خاطر پوشیدن لباسهای غربی و آزادی در اظهار نظر، مورد انتقاد همکاران خود قرار گرفته اند.  یکی از این زنان گفته است که بخش برنامه های افغانستان «مینی طالبانی» کار می کند.» راب ویلسون، یکی از اعضای پارلمان بریتانیا در همان زمان این رفتارها در بخش بی‌بی‌سی افغانستان را به مثابه «زن‌ستیزی» دانست.

دیلی‌میل، از زنان افغانی که در بخش افغانستان کار می‌کنند، نقل قول کرده بود که برخی از همکاران مرد به آنها گفته بودند که «رفتار شایسته دختران پشتون» را باید داشته باشند. یکی از گویندگان زن افغان در بی‌بی‌سی گفته بود که «مافوق او در هنگام اجرای زنده برنامه در استودیو به او با حرکت لبانش و بدون صدا دشنام جنسی داده است.» این زن گفته است که تجربه ارعاب شدنش او را تا مرز خودکشی پیش برده است.

bbc-afgبنابراین، حداقل به گزارش این رسانه‌‌ی بریتانیایی جنجال‌هایی که بخش افغانستان بی‌بی‌سی با آن روبرو بوده، بزرگتر از صرفا املاء و انشاء‌ نابهنجاری‌ست که رادیو و صفحه‌ فیسبوکی افغانستان (که زیر نظر کارمندان و مدیران افغان است) از آن رنج می‌برد و هرازگاهی مضمون شوخی نگارنده و کسان دیگری بوده است که این رسانه را زیر نظر دارند.

شلخته‌نویسی و غلط‌نویسی و غلط‌خوانی در بی‌بی‌سی را نمی‌توان با هیچ بهانه‌ای توجیه کرد. فرض همواره بر این بوده که کسی که به عنوان روزنامه‌نگار قرار است در نهادی مثل بی‌بی‌سی کار کند، باید تسلط خوبی بر هر دو زبان فارسی و انگلیسی داشته باشد. از‌این‌رو، اگر در یک ارزیابی جدی و رسمی از کارکرد بی‌بی‌سی بخش افغانستان مشخص شود که کیفیت آن با توجه به بودجه اختصاص‌یافته و نیروی‌کار آن قابل قبول نیست، باید نتیجه گرفت که در مدیریت این بخش و نیز پروسه‌هایی مثل استخدام افراد واجد‌شرایط کار و آموزش صحیح آنها سهل‌انگاری صورت گرفته است.

چنین ارزیابی جدی و رسمی تابحال وجود نداشته، اما نگاهی به شمار کسانی که شلخته‌نویسی و اشتباهات املایی و انشایی و شکایت‌ از عدم رعایت اصول قبول شده ژورنالیزم در بی‌بی‌سی افغانستان را مضمون شوخی‌ها یا نوشته‌های جدی خود در شبکه‌های اجتماعی قرار می‌دهند، نشان می‌دهد که بی‌بی‌سی افغانستان از این نظر با معضلی جدی روبروست و شاید برای حفظ اعتبار این نهاد و  اعتماد مخاطبان لازم باشد که چنین ارزیابی به صورت مستقل و رسمی از کارکرد این بخش صورت گیرد.

حداقل تجربه شخصی من از کار در بی‌بی‌سی بخش افغانستان این است که این نهاد از اعمال سلیقه‌های شخصی و به شدت غیرحرفه‌ای، تفکر سطحی و تنگ‌نظرانه و حاکمیت روابط به جای ضوابط به شدت رنج می‌بُرد. سوءمدیریت توام با فرهنگ ارعاب زیردستان تبدیل به معضلی جدی شده بود که بدون استثناء تمام کارمندانی که بخشی از باند محدود مدیریت داخلی بی‌بی‌سی افغانستان نبودند، با آن روبرو بودند و همین امر به شدت به کیفیت کاری لطمه می‌زد. در مواردی سردبیران و تصمیم‌گیرندگان بخش، بدون سپری کردن مراحل شفاف اداری و صرفا براساس روابط بین مدیران عهده‌دار این سمت‌ها می‌شدند و در مواردی استخدام کارمند نیز بر همین اساس صورت می‌گرفت. هرچند این مشکلات محدود به بخش افغانستان نیست. شکایات مشابهی در پرونده‌ای که در سال ۲۰۱۲ توسط اتحادیه خبرنگاران بریتانیا براساس گفته‌های کارمندان بی‌بی‌سی به طور عموم تهیه و در دسمبر همان سال به مدیران ارشد بی‌بی‌سی ارائه شد، وجود داشته است. این پرونده همانی‌ست که روزنامه دیلی‌میل در گزارش خود به آن اشاره کرده است.

.

در همین رابطه:

بی‌بی‌سی فارسی و اشکالی بنیادین

درباره‌ی نویسنده

عزیز حکیمی

عزیز حکیمی

اهل هرات، ساکن جزایر مالت،‌ روزنامه‌نگار، علاقه‌مند ادبیات فارسی و انگلیسی و برنامه‌نویسی وب. از عزیز یک رمان به زبان ایتالیایی ترجمه و منتشر شده و در حال حاضر روی رمان دوم و یک مجموعه داستان کوتاه کار می‌کند. او مقالاتی در رسانه‌های مختلف فارسی‌زبان و نشریات خارجی منتشر کرده است. عزیز بنیان‌گذار و سردبیر مجله‌ی ادبی نبشت و نشر نبشت است.

۷ دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید

  • آقای حکیمی در رابطه به رادیو آزادی هم بنویسید، کیفیت برنامه های رادیو آزای فارسی برای افغانستان چطور است؟ ! آنها که به نظرم اکثریت بی سواد هستند.

  • با سپاس از آقای حکیمی که نگرانی خود را نسبت به پایین بودن کیفت برنامه های بی بی سی فارسی بخش افغانستان ابراز کرد، به نظر من اگر این موضوع را به زبان انگلیسی هم می نوشتنند خیلی خوب می شد تا مسئولین رده بالا بی بی سی اقدام به برطرف کردن این مشکل می نمودند.

  • رادیو و تلویزیون بی بی سی ازجمله رسانه های قابل اعتماد درکشورهای فارسی زبان ازجمله کشور ما بوده است اما دریک مورد درشهرمزارشریف دروغ مغرضانه یکتن ازخبرنگاران بی بی سی را من شاهد بودم که درفرهنگ خبرنگاری نمیگنجید متاسفانه …

  • در مورد بی بی سی که این حرف ها گفته شود، حالا شما فکر کنید که در مورد وبسایت رادیو آزادی چگونه باید نوشت؟ اصلاً باید نوشت یا که سر خود را بر دیوار کوبید؟ نوشته را خواندیم و روشن شدیم. گپ های شما به نظر ما منطقی آمد. نوشتن در مورد رسانه های خوب همیشه مشکل تر است نسبت به نوشتن در مورد باقی ملت.

تازه‌ها

پرخواننده‌ترین‌ها