معرفی فیلم: آیینه‌های روبرو


«آینه‌های روبرو» سازندگان جسوری داشته. انگشت نهادن روی سوژه‌های این‌چنینی آن‌هم در جامعه‌یی حساس، کار سخت و دشواری‌ست؛ ولی آن‌ها این‌کار را انجام دادند. منتقدان ایرانیِ این فیلم کسانی مانند مسعود فراستی که به‌سختی هر فیلمی را تایید می‌کند، آینه‌های روبرو را تایید کرده است و دیگر منتقدان سینما هم گفته‌اند که سازندگان این فیلم، قصد تجارت نداشتند و «دغدغه، احساسِ وظیفه و هدف فرهنگی پشت آن وجود دارد».

بهر‌روی، آینه‌های روبرو، در جشنواره‌ی فیلم «آستن» در تگزاس به‌نام بهترین فیلم بلند شناخته شد و پیش از این‌هم، این فیلم جایزه‌ی بهترین فیلم بلند داستانی را از فستیوال ناروی دریافت کرد. هم‌چنین «آینه‌های روبرو» در چندین فستیوال جهانیِ دیگر به نمایش درآمد تا جایی‌که برخی از منتقدان از دولت گله کردند که چرا این فیلم را در فهرست نامزدان اسکار قرار ندادند.

سوژه‌ی اصلی این فیلم درباره‌ی تراس‌ها یا تراجنسی‌هاست. ما در افغانستان با چنین مقوله‌یی تاکنون برنخوردیم و ناآشنا هستیم؛ شاید به دلیل شرایط سخت‌گیرانه‌ی اجتماعی‌ای که وجود دارد. در کشور هم‌زبان‌مان ایران هم به‌همین گونه است؛ هر چند سال‌هاست که دولت برای این بخش از جامعه مجوز تغییر جنیست داده است. اما هنوز جامعه نتوانسته آنان را بپذیرد.

این فیلم _که نخستین فیلم در زمینه‌ی ترانس‌ها در ایران است_ در بخش اکران، برپایه‌ی درد دید گرفتن حساسیت‌ها، با چالش‌هایی رو-به-رو گردید؛ ولی سرانجام اکران شد، آن‌هم در چند سینمای معدود. فروش این فیلم در سینما‌های تهران در زمان 66 روز بیش از 170 ملیون تومان برآورد شده است.

با همه‌ی این‌ها این فیلم ما را با بخشی از جامعه‌یی آشنا می‌سازد که با چه دشواری‌هایی رو-به-رو-اند و چه‌گونه از خانواده گرفته تا مردم به دید دیگری به آن‌ها نگاه می‌کنند؛ انگار آنان بخشی از آفرینش نیستند.

 

درباره‌ی نویسنده

آصف جاهد

بدون دیدگاه

برای درج دیدگاه خود اینجا کلیک کنید