همایون، در یکی از روز‌های سال ۱۹۷۶ میلادی در شهر کهنه کابل در درختِ شنگ پا به جهان گذاشت. مادرش ثریا و پدرش غلام سخی نام دارند. خواهر غلام سخی با استاد محمد عمر رباب نواز پر آوازه ازدواج کرده بود. این وصلت باعث شده بود تا غلام سخی، به عنوان یگانه فرزند خانواده که حرفۀ نواختن موسیقی را انتخاب کرده، شاگرد استاد محمد عمر شود. غلام سخی از آغاز کار انسامبل سارندوی (پولیس) تا روز‌های آخر عمر آن گروه، به حیث رباب نواز با آن همکاری کرد و ضمناً برای هنرمندان مختلف آهنگسازی می‌کرد. غلام سخی و ثریا صاحب چهار پسر و دو دختر هستند: همایون، فرید، پرویز، فرشته، خاطره و بلال.

امروز سی و هفتمین سالگرد مرگ احمد ظاهر، اسطوره موسیقی پاپ افغانستان است. من احمدظاهر را فقط یک بار دیده‌ام. نمی‌دانم کدام سال بود که برای اجرای کنسرت به ولایت قندوز آمده بود. در یگانه تیاتر شهر تمام ردیف اول را اعضای خانوادۀ ما گرفته بودند؛ چون چوکی‌ها پر شده بود، برای دو سه نفرما که هنوز پشت لب سیاه نکرده بودیم، چوکی‌های اضافه گذاشته بودند. یادم است وقتی پرده باز شد، بدون هیچ مقدمه ی شروع کرد به خواندن. تمام آهنگ هایش آشنا بود. کست‌های او به کندز می‌رسید. یک بار دختران کاکایم زودتر از ما کست او را از کابل خریده بودند. برای شنیدن آن یا باید خانۀ کاکا می‌رفتیم یا منتظر می‌ماندیم که بعد از چند روز برای چند ساعتی آن را برای ما قرض بدهند.

راجر ویلمسن، نویسنده‌ی صاحب نام آلمانی که چند کتاب در ارتباط با افغانستان نوشته بود، آرام و بی‌دغدغه، در آغوش مرگ خفت و به خاطره‌ها پیوست. سرطان روز یکشنبه هفتم فبروری ۲۰۱۶ بر جسم او پیروز گشت و روح او را در واژه‌هایی پراکند که در آثارش برای ما به میراث ماند.