هرچند فئودور داستایوفسکی احتمالا تحت فشار فقر و قرض ناشی از اعتیادش به قمار می‌نوشت، اما کتاب «جنایت و مکافات» او پولی هنگفت برای یک زن بریتانیایی به ارمغان آورد. این زن به شکلی اتفاقی نسخه‌ای نایاب از اولین ترجمه این کتاب به زبان انگلیسی را از یک مغازه‌ی خیریه به مبلغ ۱۴ پوند خرید.

در حال حاضر مبلغ این جایزه برای داستان برنده‌ی رتبه اول ۱۰۰۰، رتبه دوم ۵۰۰ و رتبه‌ی سوم ۲۵۰ دالر امریکایی در نظر گرفته شده است و به داستان‌های چهارم تا دهم تقدیرنامه اعطا خواهد شد. پول این جایزه نیز به صورت داوطلبان توسط حامیان و دوستان مجله نبشت تامین می‌شود. هدف این است که ده داستان انتخاب شده هر ساله به شکل یک کتاب منتشر و در صورت امکان به دیگر زبان‌ها نیز ترجمه شود.

نوگام، در سومین سال فعالیت خود، دوره‌های آموزشی را نیز با هدف کمک به نویسندگان قدیمی و جدید برای حضور در فضای مجازی آغاز کرده است. هدف این دوره‌های کوتاه مدت این است که نویسندگان با ساز وکار دنیای دیجیتال بیشتر آشنا شوند، آثار خود را بهتر از گذشته ارائه کنند و بتوانند با مخاطبانشان ارتباط برقرار کنند.

هر زبانی مربوط به یک مکان خاص است. می‌تواند مهاجرت کند، می‌تواند پخش شود. اما معمولا با یک اقلیم جغرافیایی گره خورده است، با یک کشور. ایتالیایی به صورت کلی، متعلق به ایتالیا است و من در قاره دیگری زندگی می‌کنم، جایی که به ندرت سروکار کسی این زبان می‌افتد.

شخصیت الیس بر مبتنی بر یک دخترک واقعی به نام الیس لیدل بود. این دخترک برخلاف تصویری که رمان ترسیم می‌کند، بلوند نبود، بلکه موهای سیاهی داشت.

اگر زن نویسنده‌ای نیاز به پول و «اتاقی از آن خود» داشته باشد،‌ طوری که ویرجینیا وولف زمانی گفته بود، در ابتدای قرن بیست و یکم آن اتاق باید به انترنت نیز وصل باشد. چرا که مطالعه جدیدی نشان می‌دهد که تناسب رمان‌های خودنشر پرفروش که توسط زنان نوشته شده، تقریبا دوبرابر کتاب‌های پرفروش زنان به شیوه سنتی‌ نشر است.

دربا‌ره‌ی زیبایی، شیرینی، گنجینه‌ی ادبی و دیگر محاسن زبان فارسی سخن بسیار شنیده ایم. اکنون شاید وقت آن رسیده باشد که با واقع‌بینی به مطالعه‌ی توانایی‌های زبان فارسی بپردازیم و ببینیم آیا این زبان می‌تواند جوابگوی نیازهای امروز جامعه‌ی ما باشد؟ آیا در آن کاستی‌هایی یافت می‌شود، و اگر یافت می‌شود چگونه می‌توان آنها را برطرف ساخت؟

شاهد دار زدن کسی بودن، حتی یک شخصیت داستانی، هرگز خوشایند نیست. اما از آنجا که من با تروسدیل [در ذهنم] مدت کوتاهی زندگی کرده بودم، برایم آسانتر بود که شاهد دار زدنش باشم تا جان کافی، شخصیت اصلی رمان «مسیر سبز» که توسط صندلی الکتریکی اعدام شد.

آراویند آدیگا از «ببر سفید» می‌گوید

فکر می‌کنم رمان ببر سفید در واقع داستان جستجوی انسان در پی آزادی است. برای من این موضوع همیشه هسته اصلی این کتاب بوده است. البته این داستان در یک پس‌زمینه اجتماعی بازگو شده است، اما در واقعیت داستان مردی‌ست که بدون اتکاء بر گذشته یا خانواده خود در جهانی کاملا جدید قرار گرفته و باید خودش درک کند که این وضعیت یک دام است و باید بتواند خود را از آن رها کند. بنابراین این رمان داستان جستجوی آزادی‌ست.