بلیسا کریپوس‌کولاریو در خانه‌ای چنان مستمند به دنیا آمده بود که حتی نام نداشتند که به فرزندان خود بدهند؛ در سرزمینی نامهربان که سالی باران مثل سیلی برف‌کوچ‌مانند سرازیر می‌شد و همه چیز را با خود می‌برد و سالی دیگر قطره از آسمان فرو نمی‌بارید.