چگونه قلب و عشق با هم عجین شدند؟

یونانیان باستان در استعارهها و اشعار خود قلب را با عشق مرتبط میدانستند. در میان اولین نمونههای مشهور یونانی، زنی شاعر به نام سافو است که از هیجانات «قلب دیوانه»اش در تب و تاب بود. او در قرن هفتم قبل از میلاد در جزیره لسبوس زندگی میکرد و اشعار پرشورش را برای زنان مریدش که او را احاطه کرده بودند میسرود. از جمله: عشق قلب مرا لرزاند، همچون تندبادی که در کوهستان درخت بلوط را میآشوبد. میدانیم که قلب واقعی شباهتی به نماد آن ندارد. اما چگونه این عضو آناتومیک به نماد عشق شناخته شد؟ مریلین یالوم مورخ و استاد در دانشگاه استنفورد در اینباره توضیح میدهد.
سنگینی غیر قابل تحمل درهمریختگی

اگر برای به انجام رساندن کاری در منزل یا در دفتر کارتان مجبورید چیزهایی را جابجا کنید و یا احساس میکنید که «اشیاء» زیادی شما را احاطه کرده، این علامتی مهم از چیرگی درهمریختگی بر شماست و میتواند بیش از آنچه که فکر میکنید، منبع استرس و اضطراب شما باشد.
لذت زن بودن در هفتاد سالگی

در آمریکا «پیرستیزی» برای زنان مشکل بزرگتری نسبت به پیر شدن است. بدن ما و تمایلات جنسیمان رو به تحلیل میرود، با جوکهای مادرشوهر و مادرزن ما را بدنام میکنند و در رسانهها نشانی از ما نیست. با این وجود بسیاری از زنانی که میشناسم خودشان را در این دوره از زندگی، شاد و سرزنده توصیف میکنند.
آیا دستیابی به افتخارات ادبی ارزشی دارد؟

برای مردی جوان، افتخار ادبی یا شهرتی که از یادگیری و سپس نویسندگی میآید، یکی از معدود موارد افتخار است که در حال حاضر در دسترس افراد عادی قرار دارد. البته باید گفت که این افتخار به اندازه افتخاری که از خدمات عمومی حاصل میشود تاثیر گذار و رضایت بخش نیست، زیرا معمولا عمل بسیار ارزشمندتر، باشکوهتر و متعارفتر از تفکر یا نوشتن است. ما برای این خلق نشدهایم که زندگیمان را صرف نوشتن پشت یک میز کنیم،
چگونه زبان درک ما از رنگها را شکل میدهد؟

افراد مبتلا به جابجایی حسی قادرند رنگها را به شکل حروف و اعداد درک کنند. جابجایی حسی اغلب به تداخل حسها گفته میشود؛ در این حالت فرد مثلا میتواند صداها را ببیند یا رنگها را بشنود. اما حتی رنگهایی که این افراد «میشنوند» با هم فرق دارد.